عدل الهی صفحه 148

صفحه 148

مشکل را حل نمی کند؛ زیرا در مقابل، می توان گفت که اتّصال برداشتن فاصله بین دو امر است؛ یعنی چنان که می توان انفصال را به امر عدمی برگرداند، اتّصال را هم می توان به صورت عدمی تحلیل و معنا کرد.

به علاوه، خداوند متعال می توانست این بدن را به صورتی بیافریند که در مقابل کارد و امثال آن مقاوم باشد و اتّصال خود را از دست ندهد؛ یعنی هم قابل انعطاف و نرم باشد و هم در مقابل تیزی و برندگی چاقو و امثال آن مقاوم باشد.

گذشته از این، اشکال مهم تری که در این مثال وجود دارد، این است که ما با این بیان اگرچه توانستیم عدمی بودن انفصال و بریده شدن را اثبات کنیم، ولی روشن است که مسأله در همین جا تمام نمی شود؛ زیرا همین عدم انفصال موجب دردی سخت می شود که آرامش انسان را به هم می ریزد. و بدیهی است که این درد امری وجودی است که ناشی از آن امر عدمی است .

حال اگر کسی بگوید: درست است که درد امری وجودی است، ولی وجود آن لازم و خیر است؛ زیرا اگر انسان احساس درد نکند، متوجّه وجود نقص در بدن خود نمی شود و به دنبال رفع آن نمی رود.

جواب این امر هم روشن است. چون این سخن در صورتی صحیح است که احساس درد علامت انحصاری وجود نقص در انسان باشد در صورتی که می دانیم خداوند متعال می تواند به صورت های مختلف انسان ها را از وجود نقص در بدن خود آگاه کند، بدون این که او را به درد آورده باشد.

اشکال مهم دیگری که بر عدمی بودن شرور متوجّه است، این است که اگر همه افعال ناشایست و فسق و فجورهایی که از انسان ها سر می زند اموری عدمی باشند و برای امور عدمی فاعلی در کار نباشد، چرا باید کسانی که مرتکب چنین اموری می شوند، مورد سرزنش و نکوهش قرار گیرند و در مقابل اعمال ناکرده خویش به عذابی سخت و دردناک دچار آیند؟

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه