عدل الهی صفحه 238

صفحه 238

امتناعه منه حسب ما قدّمناه. (1)

جبر این است که کسی را به زور و سلطه، بر فعلی وادار کنند و او چارهای جز انجام آن نداشته باشد. و حقیقت آن ایجاد فعلی در شخص است، بدون اینکه او توان دفع آن را داشته باشد و نتواند از تحقق فعل در خود دوری کند. و گاهی به فعلی گفته میشود که انسان با قدرتی که دارد، آن را به اکراه انجام میدهد یا به خاطر ترس یا به خاطر اضطرار. و جبر در حقیقت [همانطور که گفتیم] فعلی است که از انسان سر بزند بدون اینکه توان دوری از آن را داشته باشد (معنای اوّل).

بر اساس این تعریف، تشخیص جبری یا اختیاری بودن فعل به وجدان خود انسان است. وقتی انسان با شنیدن صدای وحشتناکی از پرتگاه سقوط میکند یا گنجشکی با دیدن ماری از پریدن باز میماند یا شخصی را به زور از بالا به پایین پرت میکنند و... همه از مصادیق روشن فعل جبریاند و فاعل در هیچ یک از این افعال، اختیار و توانی برای ممانعت و مقابله ندارد. امّا هر جا انسان در نفس خود توان مقابله و ممانعت از فعلی را بیابد، در آن صورت، فعل جبری نخواهد بود. به همین جهت، در مباحث کلامی و نیز در آثار روایی بحث «خلق أعمال» مطرح شده است. یعنی آیا خود انسان خالق اعمال خویش است یا خدای تعالی اعمال او را ایجاد میکند؟ در حدیثی از امام صادق (علیه السلام) نقل شده است :

إِنَّ أَفْعَالَ الْعِبَادِ مَخْلُوقَهٌ خَلْقَ تَقْدِیرٍ لَا خَلْقَ تَکْوِین. (2)

همانا افعال بندگان به خلق تقدیری مخلوق خداست، نه به خلق تکوینی.

سیّد مرتضی مینویسد :

أمّا أفعال العباد فلیست مخلوقه لله عزّوجلّ وکیف یکون خلقاً له وهی


1- . تصحیح الاعتقاد / 46.
2- . توحید صدوق / 416؛ بحارالانوار 4 / 207.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه