و خدایی که در این نزدیکی است صفحه 32

صفحه 32

انگار دلم رنگ کبوترها شد

پرواز برایم اندکی معنا شد

از قاب دریچه ها سفر کردم من

خورشید میان قلب شب پیدا شد

بارید به دست های خشکم باران

شبنم به غبار گونه هایم لغزید

تصویر نگاهم از فرشته پر شد

از یاد خدا عجیب قلبم لرزید

من خیس شدم از گل و نور و ایمان

از چهره ام آشفتگی و غم کوچید

قلبم پرِ روشنایی و پاکی شد

آن لحظه که لبخند خدا می بارید

مادر / پت اریلی

ترجمه: حنانه ظاهری

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه