دو تلاش فزاینده علیه «الهی بودن قرآن»
در طول قرون گذشته، به ویژه در دو سده اخیر، شاهد شکل گیری دو تلاش مهم در راستای باور به «الهی بودن قرآن» هستیم:
الف) بروز تفسیرهای متنوّع از «الهی بودن قرآن»
با تتبّع صورت گرفته مشخّص گردید، در جهت تبیین و تفسیر باور مورد بحث، دست کم چهار دیدگاه ذیل بروز یافته است (ر. ک: اشرفی، «الهی بودن متن قرآن از منظر علامه طباطبایی و نقش آن در تفسیر المیزان»، قرآن شناخت، 91/1:1387-88):
1. معانی قرآن از جانب خداست، ولی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله معانی قرآن را به قالب زبان عربی درآورده است. اگرچه پیشینه این دیدگاه را به ابن کلاب (متکلم معروف سده سوم هجری)، رسانده اند (ر. ک: کلانتری، قرآن و پاسخگویی به نیازهای زمان، 88:1382)، ولی هیچگاه نمی توان از تقویت و ترویج این گرایش از سوی برخی از نویسندگان جهان اسلام در سده اخیر و دم زدن نصرحامد ابوزید از آن در دوره کنونی و شهرت آن در برخی محافل آکادمیک و قرابت زیاد آن با آرای برخی از نویسندگان داخلی (نویسندگانی همانند: عبد الکریم سروش، محمّد مجتهد شبستری، و...) غفلت ورزید (ر. ک: اشرفی، «الهی بودن متن قرآن از منظر علامه طباطبایی و نقش آن در تفسیر المیزان»، قرآن شناخت، 91/1:1387-88).
2. معانی قرآن از جانب خداست، ولی الفاظ و عبارات آن را حضرت جبرئیل انتخاب و تنظیم کرده است. زرکشی در البرهان این دیدگاه را به نقل از سمرقندی آورده است (ر. ک: زرکشی، البرهان فی علوم القرآن، بی تا: 291/1). زرقانی نیز دیدگاه اول و دوم را با عنوان دیدگاه های انحرافی و باطل در این مسئله طرح کرده است (زرقانی، مناهل العرفان فی علوم القرآن، بی تا: 48/1 و 49).
3. هم الفاظ و متن و هم محتوا و معانی قرآن از انشائات شخص پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله است. علامه طباطبایی قدس سره در بخشی از تفسیر خود پس از اشاره به دیدگاه اول می نویسد: «سست تر از دیدگاه اول، دیدگاه کسی است که می گوید: پیامبر الفاظ و محتوای قرآن را انشا کرده است و قرآن را از مرتبه ای از نفس شریف پیامبر صلی الله علیه و آله که «روح الامین» نام دارد، به مرتبه ای دیگر که قلب نامیده می شود، القا کرده است» (طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، 317/15:1372).
نا گفته نماند: برخی از عبارات دکتر سروش، حکایت از تمایل وی