فلسفه امتحان های الهی صفحه 152

صفحه 152

ترجمه: ما سلیمان را آزمودیم، و بر کرسی او جسدی افکندیم سپس او به درگاه خداوند انابه کرد.

حضرت سلیمان(علیه السلام) آرزو داشت فرزندان برومند و شجاعی نصیبش شود که در اداره کشور و بخصوص جهاد با دشمن به او کمک کنند، او دارای همسران متعدد بود با خود گفت: من با آنها همبستر می شوم تا فرزندان متعددی نصیبم گرد و به هدفهای من کمک کنند، ولی چون در این امر غفلت کرد و «ان شاءاللّه» همان جمله ای که بیانگر اتکای انسان به خدا در همه حال است، نگفت! در آن زمان هیچ فرزندی از همسرانش تولد نیافت، جز فرزندی ناقص الخلقه، همچون جسدی بی روح که آن را آوردند و بر تخت او افکندند.

حضرت سلیمان(علیه السلام) سخت در فکر فرو رفت، و ناراحت شد، که چرا یک لحظه از خدا غفلت کرده و بر نیروی خودش تکیه کرده است،(از این ترک اولی) توبه کرد و به درگاه خدا بازگشت.

سپس حضرت سلیمان از خداوند حکومت و دارایی های آن را تقاضا می کند که خداوند به او عطا می کند و خود آزمون دیگری برای وی می شود.

قالَ رَبِّ اغْفِرلی وَهَبْ لی مُلْکا لا یَنْبَغی لاَِحَدٍ مِنْ بَعدی اِنَّکَ

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه