سنت امتحان در زندگی انسان صفحه 101

صفحه 101

تو بندگی چو گدایان به شرط مزد مکن***که خواجه خود روش بنده پروری داند

د) مناظره عقل و عشق

زهیر بن قین به همراه کاروان دیگری که از حج برمی گشتند، به سمت کوفه در حرکت بود. او و همراهانش مایل نبودند همراه قافله امام در یک منزل فرود آیند. آن گاه که قافله امام حرکت می کرد، آنان توقف می کردند و زمانی که امام می ایستاد، آنان به راه می افتادند. در یکی از منازل به ناچار دو قافله با هم فرود آمدند و خیمه زدند. زهیر با دوستان خود مشغول خوردن غذا بود که پیک امام از راه رسید و گفت که امام زهیر را می خواند. زهیر با شنیدن این سخن مبهوت و متحیر ماند. دست از غذا کشید. سکوت عجیبی خیمه را فرا گرفت.

همسر زهیر فریاد زد: سبحان اللّه! فرزند رسول خدا دعوتت می کند و تو کوتاهی می کنی؟!

غلغله عجیبی در جان و دل زهیر موج زد. او در معرض امتحان بزرگی قرار گرفته بود؛ دنیا یا آخرت؛ یاری حق یا نظاره نابودی حق؛ فرزند رسول خدا یا یزید؟! ... کدام را باید انتخاب کرد؟

عقل معاش می گوید: بمان و همراه کاروان به شهر و دیارت برگرد و زندگی راحتی در پیش گیر. ولی عشق می گوید: حسین، باطن کعبه است، رهایش نکن تا حجت مقبول افتد. بدون حبّ او کعبه جز مشتی سنگ و گل چیزی نیست. عقل معاش می گوید: حفظ جان کن که شیرین است. عشق می گوید: جان باختن در رکاب فرزند فاطمه گواراتر و...

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه