- دیباچه 1
- اشاره 6
- اشاره 7
- جایگاه سنّت امتحان در معارف اسلامی 9
- امتحان؛ سنت الهی 10
- جایگاه امتحان الهی در ادیان 11
- 1. سنّت به معنای قوانین کلی و تغییرناپذیر 15
- اشاره 15
- 2. سنّت به معنای آداب و رسوم گذشتگان 16
- اشاره 20
- انواع سنّت های الهی 21
- سنّت های الهی و سنّت های بشری 24
- رابطه سنّت های الهی با اعمال انسان 27
- برخی از سنت ها و قوانین الهی 29
- اشاره 31
- 1. تمحیص 32
- اشاره 32
- 2. ابتلا و بلا 33
- 3. فتنه 34
- اشاره 34
- امتحان کننده 35
- ارکان اساسی امتحان و آزمایش 35
- آزمایش شونده 36
- انگیزه های امتحان 38
- فرق امتحان خدا با آزمون های بشری 39
- ره آورد امتحان خدا 41
- اشاره 44
- 1. زمینه سازی برای شکوفایی استعداد انسان 44
- 2. آگاهی بندگان به چگونگی اعمال و ایمانشان 45
- 3. پالایش جان و دل از گناهان 46
- 4. امتحان؛ مقیاس و معیار پاداش و کیفر 48
- 5. امتحان و شناخت واقعیت ها 48
- 6. یادآوری و قدرشناسی نعمت 50
- 8. عبرت از گذشتگان 53
- 9. اتمام حجت پروردگار 53
- 1. انسان 55
- اشاره 55
- 2. امتحان با دنیا 56
- 3. امتحان و آزمایش با اموال، فقر و ثروت 60
- آرزوی ثروت و امتحان خدا 64
- 4. غریزه جنسی 65
- 5. فرزند 67
- اشاره 67
- دختر یا پسر؟ 68
- 6. مرگ و زندگی، تندرستی و بیماری 69
- اشاره 71
- 7. امتحان با حوادث طبیعی و اجتماعی 71
- الف) شکست و پیروزی 72
- ب) ضرر و زیان 72
- د) رویاروئی با ستمگران 73
- ج) هجوم بیگانگان به سرزمین اسلامی 73
- 8. آزمایش مردم با حاکمان و حاکمان با مردم 74
- اشاره 77
- 9. امتحان با جنگ و صلح 77
- جهاد در راه خدا و ایثار مجروحان 78
- صحنه نبرد و آب 79
- اشاره 79
- 10. آزمایش با انزال نعمت و انزال نقمت 79
- تفاوت درجات آزمایش 81
- آزمایش الهی و سنت انزال نقمت 81
- امتحان حضرت ابراهیم علیه السلام 84
- باغداران و آزمایش الهی 86
- طالوت و یارانش 88
- امتحان امت در غیاب رهبر 90
- قافله عشق در کربلا و امتحانات الهی 93
- اشاره 93
- الف) حرّ و تشنگی 94
- ب) آزمایش حرّ و توبه و بازگشت 95
- د) مناظره عقل و عشق 101
- ه) شب عاشورا و آخرین آزمایش عاشوراییان 102
- نمونه های عینی امتحان الهی در هشت سال دفاع مقدس 105
- خروش اروند و امتحانی سخت 105
- 1. صبر در امتحان 109
- 3. سپاس در آزمایش و ابتلا 111
- 4. استمداد از نیروی ایمان و الطاف خدا 111
- 5. عبرت از آزمایش شدگان 112
- اشاره 114
- پیشنهادهای عملی برای برنامه سازان و برنامه ریزان 118
- پرسش های مصاحبه با مردم 121
- پرسش های کارشناسی 122
- پیام های مجری (زیرنویس) 123
- معرفی منابع برای مطالعه بیشتر 126
او در کشاکش نبرد درون خویش، از کمک همسر فداکار و دانای خویش نیز بهره برد. از خیمه خارج شد. شمیم دلنواز سخنان ولی خدا چنان بر جان و دل او نشست که همه تعلقات دنیا، زن و همسر و ثروت را در همان منزل از دل کند و دل به دلدار خویش داد و رهسپار شد.
در شب عاشورا که شب سخت و سرنوشت سازی بود، امام در جمع اصحاب فرمود:
من یارانی با وفاتر از شما سراغ ندارم، ولی این قوم از ما دست بردار نیست و کار ما به جنگ خواهد کشید. من شما را در رفتن آزاد گذاشتم.
در این هنگام، زهیر برخاست و گفت: سوگند به خدا، دوست دارم کشته شوم، سپس زنده شوم و دوباره کشته شوم تا هزار بار. و خدای عزوجل به وسیله من مرگ را از تو و از جوانان هاشمی دفع کند.
آری، او با سخنان خود در امتحان بزرگی پیروز شد و در فردای آن شب، در نبرد عاشوراییان، شجاعانه به دشمن حمله کرد. بعد از مدتی جنگ، از میدان کارزار برگشت تا برای آخرین بار چهره تابناک امام را ببیند. وقتی نزد امام آمد، گفت: جانم به فدای تو باد که هدایت یافت و رستگار شد. امروز جدت پیامبر، حسن، علی مرتضی، جعفر طیار و حمزه را ملاقات می کنم.
آن گاه به دشمن حمله برد تا به شهادت رسید. امام بر بالین او حاضر شد و فرمود: خدا تو را رحمت و قاتلت را لعنت کند.