سنت امتحان در زندگی انسان صفحه 102

صفحه 102

او در کشاکش نبرد درون خویش، از کمک همسر فداکار و دانای خویش نیز بهره برد. از خیمه خارج شد. شمیم دلنواز سخنان ولی خدا چنان بر جان و دل او نشست که همه تعلقات دنیا، زن و همسر و ثروت را در همان منزل از دل کند و دل به دلدار خویش داد و رهسپار شد.

در شب عاشورا که شب سخت و سرنوشت سازی بود، امام در جمع اصحاب فرمود:

من یارانی با وفاتر از شما سراغ ندارم، ولی این قوم از ما دست بردار نیست و کار ما به جنگ خواهد کشید. من شما را در رفتن آزاد گذاشتم.

در این هنگام، زهیر برخاست و گفت: سوگند به خدا، دوست دارم کشته شوم، سپس زنده شوم و دوباره کشته شوم تا هزار بار. و خدای عزوجل به وسیله من مرگ را از تو و از جوانان هاشمی دفع کند.

آری، او با سخنان خود در امتحان بزرگی پیروز شد و در فردای آن شب، در نبرد عاشوراییان، شجاعانه به دشمن حمله کرد. بعد از مدتی جنگ، از میدان کارزار برگشت تا برای آخرین بار چهره تابناک امام را ببیند. وقتی نزد امام آمد، گفت: جانم به فدای تو باد که هدایت یافت و رستگار شد. امروز جدت پیامبر، حسن، علی مرتضی، جعفر طیار و حمزه را ملاقات می کنم.

آن گاه به دشمن حمله برد تا به شهادت رسید. امام بر بالین او حاضر شد و فرمود: خدا تو را رحمت و قاتلت را لعنت کند.

ه) شب عاشورا و آخرین آزمایش عاشوراییان

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه