- پیش گفتار 3
- بخش اوّل:کلیّات 5
- اشاره 5
- فصل اوّل: مفهوم شناسی امداد غیبی 6
- اشاره 6
- اشاره 6
- 1 _ غیب 6
- امداد غیبی 6
- 2 _ امداد 7
- امدادهای غیبی و قرآن 9
- فصل دوم: امدادهای غیبی در متن های دینی و کلام بزرگان 9
- اشاره 9
- امدادهای غیبی و نهج البلاغه 11
- امدادهای غیبی در کلام بزرگان 13
- فرستاده شدن فرشتگان 16
- فصل سوم: انواع امدادهای غیبی 16
- اشاره 16
- ایجاد آرامش 17
- ایجاد وحشت در دل های کافران 18
- تصرف در ادراک 19
- عوامل طبیعی 20
- الهام 21
- خواب های راستین 22
- تأثیر در امیدواری 24
- فصل چهارم: اثرهای تربیتی امدادهای غیبی 24
- اشاره 24
- ایجاد روح توکل 25
- افزایش ایمان و شناخت خداوند 26
- ایجاد صبر و شکیبایی 28
- شجاعت و نترسی 28
- شکستن غرور 29
- فصل پنجم: شرایط بهره مندی از امدادهای غیبی 31
- اشاره 31
- ایمان 31
- اخلاص 33
- تقوا 35
- توسّل به امامان علیهم السلام 36
- احترام به پدر و مادر 38
- صبر و ایستادگی 40
- توکل بر خداوند 42
- دعا 43
- فصل ششم: مانع های امداد غیبی 45
- اشاره 45
- ستم به دیگران 46
- پیروی نکردن از رهبری 46
- حرام خواری 48
- بی احترامی به عالمان و سالخوردگان 49
- غرور و خودبینی 50
- ترک امر به معروف و نهی از منکر 51
- فصل هفتم: نقش امدادهای غیبی در دگرگونی های اجتماعی 52
- امدادهای غیبی؛ عامل سوم در حرکت تاریخ 52
- اشاره 52
- مقایسه ی انقلاب اسلامی ایران با انقلاب های دیگر 53
- قیام مهدی عج الله تعالی فرجه الشریف ؛ بزرگ ترین امداد غیبی 54
- فصل هشتم: مجراهای امداد غیبی 57
- اشاره 57
- توسل با توحید افعالی منافاتی ندارد: 57
- ولایت تکوینی 58
- گاهی انبیا از امدادهای غیبی کمک نمی گیرند 59
- فصل نهم: باورهای نادرست در امدادهای غیبی 61
- امدادهای غیبی؛ نقض کننده ی سنتهای تکوینی و تشریعی!؟ 61
- اشاره 61
- امدادهای غیبی و توجیه طبیعی! 62
- نقد این نظریه: 63
- امدادهای غیبی و دست از تلاش کشیدن 64
- تسامح در نقل امدادهای غیبی 66
- فصل دهم: امدادهای غیبی از دیدگاه غرب 67
- 1 _ مسیحیت و امداد غیبی 67
- اشاره 67
- 2 _ ماده انگاری فلسفی و امدادهای غیبی 68
- 3 _ نگرش نو به امدادهای غیبی در غرب 69
- بخش دوم: نمونه ها 72
- اشاره 72
- اشاره 73
- یوسف علیه السلام و امداد غیبی 73
- فصل اوّل: امدادهای غیبی بر انبیا و امامان علیهم السلام 73
- آتش؛ گلستان ابراهیم علیه السلام : 74
- موسی علیه السلام و بزرگ شدن در کاخ فرعون: 75
- یونس علیه السلام و نجات از شکم ماهی: 75
- شکافته شدن دریا و عبور بنی اسراییل: 76
- فرشته ی وحی و آگاه کردن پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم: 77
- یاران غار: 77
- پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم در غار «ثور»: 78
- امداد غیبی در جنگ بدر 79
- علی علیه السلام و درب خیبر 80
- الف _ ترس به عنوان امداد غیبی: 81
- اشاره 81
- ب _ فرشتگان و جنیان؛ سربازان مهدی عج الله تعالی فرجه الشریف: 81
- امدادهای غیبی بر مهدی موعود عج الله تعالی فرجه الشریف : 81
- ج _ تابوت موسی علیه السلام: 82
- اشاره 83
- امام خمینی و خودداری از سخنرانی 83
- فصل دوّم: امدادهای غیبی در زندگی عالمان و بزرگان 83
- علامّه طباطبایی و امداد غیبی: 83
- آیه اللّه العظمی بروجردی 84
- علامه محمدتقی جعفری 85
- شیخ رجب علی خیاط 85
- آیت اللّه خوانساری و نماز باران 86
- شیخ بهایی 86
- قاضی طباطبایی 87
- آیت اللّه حائری یزدی 87
- شیخ مفید 88
- سیدرضی رحمه الله 89
- محدّث قمی و برطرف شدن درد چشم 89
- کربلایی کاظم بی سواد؛ حافظ قرآن 90
- پوریای ولی 91
- اشاره 93
- فصل سوّم: امدادهای غیبی در انقلاب اسلامی و دوران دفاع مقدس 93
- امدادهای غیبی در پیروزی انقلاب 93
- اعلام حکومت نظامی 93
- صحرای طبس 94
- گسترش موج انقلاب در سراسر کشور 94
- کودتای نوژه و امداد الهی 96
- امدادهای غیبی در 8 سال دفاع مقدّس 98
- عملیّات فتح المبین 98
- آزادی خرمشهر؛ امداد غیبی 99
- امدادهای غیبی در اردوگاه های آزادگان 101
- امداد غیبی و شفای درد 101
- غذای آسمانی 102
- سیزده مؤذن ناآشنا 103
- امدادهای غیبی بر گروه تفحّص 103
- خواب راستین 104
- معجزه ی میدان مین 104
- تفأل به قرآن 104
- اشاره 106
- بخش سوّم : همراه با برنامه سازان 106
- 1 _ ارتباط با محافل علمی 107
- 3 _ به کار بردن فن آوری در جهت تقویت باورهای غیبی 107
- پیشنهادها 107
- 2 _ گفت وگو با شاهدان امدادهای غیبی 107
- 5 _ استفاده از سخن رانی های برجسته 108
- پرسش های کارشناسی 108
- 4 _ به کارگیری تصاویر متحرک (انیمیشن) 108
- پرسش های مسابقه ای 109
- سؤال های نمونه 110
- پرسش های مردمی 111
- معرفی کارشناسان 112
- کتاب نامه 113
ص:114
پاک بچه های گردان حنظله (از لشگر 27 محمدرسول اللّه) می گشتیم. درست درحدّ فاصل پاسگاه «رشیدیه» عراق و پاسگاه ایران، به اولین شهید رسیدیم. با خوش حالی به دنبال یافتن پلاک او بودیم که یکی از بچه ها فریاد زد: «یک شهید دیگر!». برخاستم و به جلو رفتم. پیکر شهید دیگری بر زمین افتاده بود. چندمتر جلوتر هم شهید دیگری بود. از شادی به وجد آمده بودیم و در فکر بودیم که کدام یک را زودتر جمع کنیم، که ناگهان یکی از بچه ها فریاد زد: «فلانی آن دو نفر کیستند؟! سرم را بلند کردم و به طرفشان خیره شدم. حدود 30 متر آن طرف تر دو سرباز عراقی بودند که هردوی آن ها اسلحه داشتند. ما به آن دو می نگریستیم و آن ها به ما. به برادر سربازی که همراهم بود گفتم: «اصلاً عکس العملی نشان نده و آهسته به عقب حرکت کن». و در حالی که می کوشیدم نشان بدهم که حواسم به زمین است، به زمین اشاره می کردم و حرف می زدم. به همان حال خود را به کانالی که نزدیک پاسگاه خودمان بود رساندیم و از آن جا شروع به دویدن کردیم. به خاطر پای مصنوعی ام، به سختی می دویدم، ولی چون اطمینان داشتم عراقی ها در پی اسارت ما هستند، با زحمت فراوان می دویدم و همراهم را نیز بیش تر به دویدن تشویق می کردم.
پانصد _ شش صد متر که دویدیم به عقب نگاه کردم. عراقی ها به بالای کانال رسیده بودند و داخل کانال را می گشتند و به دنبال ما بودند. در حفره ای که در دل دیواره ی کانال بود، پنهان شدیم. عراقی ها فریاد می کردند و ظاهرا نیروی کمکی می خواستند. وضعیت خطرناکی بود، هر آن به ما نزدیک تر می شدند و می خواستند ما را به اسیری بگیرند. نمی دانستیم که چه باید کرد؟! پیش رویمان میدان مینی بود که هم دست نخورده بود و هم پر از تله های انفجاری. با توکل بر خدا از کانال بیرون آمدیم و وارد میدان مین شدیم. عراقی ها نیز در پی ما آمدند، ولی وقتی دیدند وارد میدان مین شدیم، ناباورانه به ما نگاه می کردند. ما به وسط میدان رسیدیم، ولی آن ها جرأت نداشتند وارد میدان شوند. آن قدر صبر کردیم تا آن ها خسته شده و برگشتند.(1)
1- راوی: شهید حاج علی محمودوند.