امدادهای غیبی صفحه 99

صفحه 99

ص:108

این رو، نمی توانستیم عملیّات را به تأخیر بیاندازیم. هنوز برای آغاز عملیات به یک زمان قطعی نرسیده بودیم که دشمن پیش دستی کرد واز دو محور از محورهای چهارگانه ای که ما در نظر داشتیم، حمله کرد. این کار حساس و ظریف بود تمام طرح ریزی حمله ی ما رابه هم می زد و تنها از دو محور باقی مانده می توانستیم حمله کنیم که آن هم با معیارهای تخصصی جور نبود. خیلی گیج شده بودیم، سرانجام به این نتیجه رسیدیم که خدمت حضرت امام برسیم و از ایشان راهنمایی بخواهیم.

فرصت کمی داشتیم. سردار رضایی با هواپیمای جنگی فورا خدمت امام رسید. ایشان فرموده بودند: «بروید با حضور قلب و نیّت خالص قرآن باز کنید و استخاره کنید، نگران نباشید، حتما کارتان حل می شود». آمدیم و قرآن را باز کردیم. سوره فتح آمد! خیلی جالب بود. بچه ها چندبار این سوره راباحال عجیبی خواندند و قوت گرفتیم و معیارهای تخصصی را تا اندازه ای کور کردیم.

با لطف خداوند این عملیات به طور معجزه آسایی به پیروزی رسید و در آن 2000 کیلومتر مربع از خاک وطنمان آزاد شد و 16500 نفر اسیر گرفتیم و تجهیزات بسیاری به غنیمت گرفتیم.(1)

آزادی خرمشهر؛ امداد غیبی

در عملیات بیت المقدس توانستیم منطقه های مورد نظر عملیات را تصرّف کنیم. حال بزرگ ترین مشکل ما برای رفتن به خرمشهر، حضور مستحکم نیروهای عراقی میان خرمشهر و شلمچه بود. آزدی خرمشهر برای ما مهم بود. اگر خرمشهر در این مرحله آزاد نمی شد، همان گونه که دشمن در شمال خرمشهر موانع مستحکمی ایجاد کرده و نفوذ به آن جا را غیر ممکن ساخته بود در محور ارتباطی شلمچه به خرمشهر نیز چنین کاری را می کرد.

در قرارگاه کربلا با فرماندهان برای حمله ی دوباره چند جلسه گذاشتیم، ولی نتیجه


1- خاطرات سال های نبرد، محسن مؤمنی، ص 133.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه