پیامبر رحمت صلی الله علیه وآله تاریخ مختصر صدر اسلام صفحه 79

صفحه 79

کنار نزدیک ترین چاه بدر فرود آمد. حباب بن منذربن جموح گفت ای رسول خداصلی الله علیه وآله آیا خدا فرموده است دراینجا منزل کنیم یا از نظر تدبیر جنگ هرجاکه بهترباشد می توان فرودآمد؟ رسول خدا فرمود: نه امری درکارنیست باید طبق تدبیر وسیاست جنگ رفتار کرد حباب گفت اگر چنین است، اینجا جای مناسبی نیست بفرمای تا سپاه اسلام پیش روند و درکنار نزدیکترین چاه به دشمن فرود آئیم وآنگاه چاه های دیگر را از بین ببریم و برسر چاهی که فرود آمده ایم حوضی بسازیم وپر از آب کنیم وسپس با دشمن بجنگیم ودستشان را از آب کوتاه کنیم. رسول خداصلی الله علیه وآله پیشنهاد وی را پذیرفت ودستور داد همان کنند که حباب گفت؛ اما به تصریح ابن اسحاق هنگامی که قریش نزدیک آمدند و خواستند از حوض مسلمانان آب بنوشند رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود: از ایشان جلوگیری نکنید. بامداد روز جنگ مردان قریش از پشت تپه عقنقل برآمده و در مقابل مسلمین آماده جنگ می شدند که رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود خدایا این قبیله قریش است که با ناز و تبختر خویش روی

قسمت دوم

آورده است و باتو دشمنی می کند و پیغمبرت را دروغگو می شمارد خدایا خواستار نصرتی هستم که خود وعده کرده ای، خدایا درهمین صبح امروز نابودشان ساز. مقریزی می نویسد قریش سه پرچم داشتند: پرچمی بدست ابو عزیز بن عمیر (برادر مصعب بن عمیر) پرچمی بدست نضر بن حارث و پرچمی با طلحه بن ابی طلحه. در این بین عده ای از قریش به دنبال صلح جوئی بودند و متقابلاً عده ای دیگر آتش افروزی می کردند. از صلح جویان حکیم بن حزام بود که نزد عتبه بن ربیعه آمد و از او خواست دیه عمروبن حضرمی را در عهده گیرد تا آتش جنگ خاموش شود و عتبه پذیرفت و در بامداد روز بدر در برابر قریش سخن گفت و از آنان خواست از جنگ با محمّد و یارانش پرهیز کنند

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه