- مقدمه 1
- سر آغاز 2
- اشراق اول 9
- اشراق دوم 16
- اشراق سوم 29
- اشراق چهارم 43
- اشراق پنجم 56
- قسمت اول 66
- اشراق ششم 66
- قسمت دوم 86
- اشراق هفتم 105
- قسمت اول 105
- قسمت دوم 125
- اشراق هشتم 135
- قسمت اول 135
- قسمت دوم 149
- قسمت سوم 160
- اشراق نهم 174
- قسمت اول 174
- قسمت دوم 196
- اشراق دهم 206
- قسمت اول 206
- قسمت دوم 225
- قسمت سوم 234
- قسمت اول 257
- اشراق یازدهم 257
- قسمت دوم 273
- قسمت سوم 280
- اشراق دوازدهم 295
- قسمت اول 295
- قسمت دوم 314
- قسمت سوم 331
- قسمت اول 342
- اشراق سیزدهم 342
- قسمت دوم 353
- قسمت اول 366
- اشراق چهاردهم 366
- قسمت دوم 377
اما آب . آب خالص در بهشت اولا آب ماده حیات است در مکونات لکن آب دنیا حیات ابدی نمی بخشد آب دنیا خیلی دوام بدهد درخت و اشجار را یکسال یا بیشتر و یا کمتر است لکن ماء بهشتی که (ماء غیر آسن ) است حیات ابدی دارد بلکه همیشگی است بدن هر بهشتی و هر آخرتی سرشته از خاک همین دنیا است برای اینکه در طریقه حقه ای که ما داریم قائل بمعاد جسمانی هستیم چه همین خاک را بر میدارند و بتکامل میرسانند و مولف را رساله مستقله ائیست (در اثبات معاد روحانی و جسمانی از نظر قرآن و برهان و عرفان ) پس اصل بدن بهشتی از خاک این عالم است ولی خاک این عالم هر چه باشد و هر چه در تحت قوای طبیعی باقی باشد همیشگی نیست مگر سر دیگری داشته باشد پس باید آب بهشتی بخورد و آب بهشت بریشه این بدن برسد تا این بدن را الی الابد نگهدارد پس فرق این آب بهشتی با آبهای دنیا همین که آب دنیوی حیات ابدی نمی بخشد ولی آب بهشتی حیات ابدی و سرمدی می بخشد و الی الابد زنده و پاینده نگه میدارد .
این است که چون آب مقدم بر همه اشیاء است لذا این آب
بهشتی در اول انهار ذکر شد من ماء غیر آسن که این اثر حیاتی را دارد .
اما نهر از لبن که شیر خالص و پاکیزه است علت طبیعی او این است که انسان اگر چه در دنیا بزرگ شده و از شیر باز شده است اما نسبت بعالم آخرت طفل تازه است و تربیت و تکامل لازم دارد و همانطوریکه از رحم مادر که بدنیا آمد شیر لازم داشت اینجا هم که متولد در آخرت شد و آمد بفضای آخرت شیر لازم دارد لذا باید شیر تناول کند .
اما عسل که نهر من عسل مصفی چون مؤ من و اهل ایمان ذائقه اش در دنیا همیشه بذکر الهی شیرین بوده است .
حضرت سید سجاد علیه السلام در دعای خود در پیشگاه الهی عرض میکرد الهی اذقنی من حلاوه ذکرک یعنی خدایا بمن حلاوت و شیرینی ذکر خود را بچشان .
پس چون ذائقه مؤ من بحلاوت ذکر خدا مانوس است و در آخرت هر معنائی بصورت مجسم می شود لذا این حلاوت معنوی باید در آخرت برگردد و منقلب شود بحلاوت صوری و جسمی و از باب تطابق معنی با صورت و تطابق باطن با ظاهر .
اما خمر اثر خمر بهشتی این است که انسان را از غیر خدا غافل میکند بعکس خمر دنیوی که انسان را از خدا غافل میکرد اما خمر اخروی سکر عن غیر الله می آورد و انسان را از غیر خدا منقطع میکند . مؤ من حقیقی و موحد واقعی در دنیا یک سکر معنوی داشته است لذا مخصوص اوست شراب خاص اخروی لذا فرمود وانهار
من خمره لذه للشاربین کدام لذت بالاتر از این لذت است این است که این بیان را نه در آب فرمود و نه در شیر و نه در عسل بلکه فقط در خمر بخصوص فرمود لذه للشاربین چون این لذت است که ارزش دارد که از خود بی خود می شود حتی چنان بی خود می شود که خدا ملک میفرستد چرا شما از نعم بهشتی ملتذ نمی شوید و لذت نمی برید .
عرض میکنند خدایا لذت وجه کریم تو ما را از هر لذتی بی نیاز کرد (که چه خوب گفت حافظ قرآن .