آفریدگار جهان صفحه 12

صفحه 12

مدنیّت بشر

جامعه شناسان پس از مطالعات فراوان، به این حقیقت اعتراف کرده اند که: «بشر طبعاً اجتماعی است و بدون اجتماع نمی تواند زندگی کند. بنابراین طبق غریزه فطری، احساسات درونی خود، به زندگی اجتماعی تن در می دهد; زیرا می بیند که به تنهایی قادر به حل مشکلات زندگی و رسیدن به کمال نیست و یا حدّاقل، همکاری با افراد، آسان ترین راه، برای رسیدن به این هدف است و چون بهره هر کس از سرمایه های روحی و جسمی، محدود است و از عهده هر کاری برنمی آید; به ناچار باید از سرمایه های فکری و بدنی که در اختیار دیگران است کمک بگیرد و از طرفی، دیگران هم معمولا حاضر نیستند تا به طور رایگان، سرمایه های خو را در اختیارش بگذارند. نتیجه این می شود که این موضوع از راه مبادله سرمایه های فکری و بدنی و نتایج آنها به انجام برسد» و این که جمعی از علمای سوسیولوژی معتقدند: «که منشأ پیدایش مدنیّت در ابتدا، ترس انسان از حیوانات درّنده بود، تنها یک گوشه از این احتیاجاتی را که با کمک های متقابل افراد، انجام پذیر است و نه

تمام جوانب آن را نشان می دهد.»

از طرف دیگر، تزاحم و اصطکاک منافع از لوازم حتمی این تماس و ارتباط دائمی است.

ممکن است کسی بپرسد که: فایده این مدنیّت چیست؟ چرا که اگر انسان در بیابانها زندگی کند، خیلی بهتر از تمدنی است که از لوازم قطعی آن، پایمال کردن حقوق دیگران و تزاحم منافع باشد.

ولی باید دانست که این وضع بر اثر انحراف از آن روح اجتماعی و انسانی و سوء استفاده از این فطرت به وجود آمده و باید برای پایان بخشیدن به آن، یک اجتماع صحیح بر مبنای فطرت سالم به وجود آورد.

اصول چنین اجتماعی را در سه جمله زیر می توان خلاصه نمود

1. استحکام روابط افراد با یکدیگر.

2. رعایت کامل حقوق افراد.

3. ایجاد شرائط لازم برای پرورش افراد و رسیدن به کمالات فردی

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه