معرفت توحید و عدل صفحه 129

صفحه 129

1- الملل و النحل 1: 85.

2- الفرق بین الفرق: 211.

خورشید طلوع و غروب کرد. [در حالی که در واقع، خدا به درخت ثمر داده و آب را جاری کرده و...] از سوی دیگر، ثواب و عقاب نیز مانند خود افعال جبری است، چنان که تکلیف نیز جبری است.(1)

یکی از جریان های مهم اعتقادی در اسلام، اهل الحدیث هستند. اینان خود را جبری نمی دانند، امّا لازمه ی سخنان ایشان جبر است. احمد بن حنبل در اعتقادنامه ی خود می گوید: هر چه در جهان رخ می دهد، قضا و قدر الهی است و انسان ها از قضا و قدرت گریزی ندارند. همه ی افعال انسان ها از جمله زنا، شرب خمر، سرقت و غیره به تقدیر خداست و در این باره کسی نمی تواند به خدا اعتراض کند. اگر کسی گمان کند خدا برای گناهکاران طاعت خواسته است، امّا آن ها معصیت را اراده می کنند، این فرد مشیت بندگان عاصی را بر مشیت خداوند غالب و چیره دانسته است و افترایی بالاتر از این، نسبت به خدا وجود ندارد.(2)

مصداق بارز جبریه ی متوسطه، اشاعره هستند، هر چند آنان خود را جبری نمی دانند. اشعری عمومیت قضا و قدر جبری در افعال را می پذیرد و قائل است که همه چیز _ از جمله افعال اختیاری انسان _ مخلوق خداست. او می گوید:

«لا فاعل له علی حقیقته الا الله تعالی.»(3)

وی برای این که از جبر رهایی یابد و برای انسان نقشی در نظر گیرد، نظریه کسب را مطرح می کند. به اعتقاد او فقط قدرت قدیم در خلق و ایجاد فعل مؤثر است و این قدرت از آنِ خداست. اما انسان نیز، از قدرت حادث برخوردار است و اثر قدرت حادث، احساس آزادی و اختیار است نه انجام فعل. مقصود از کسب نیز مقارنت ایجاد فعل در انسان با ایجاد قدرت حادث در انسان است. امّا از آنجا که هم فعل و هم قدرت حادث، هر دو توسط خدا انجام می پذیرد، کسب نیز مخلوق خدا خواهد بود. اشعری می گوید:

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه