توحید و اسماء و صفات صفحه 139

صفحه 139

به خود او و با خواست اوست. پس اگر چه با مطالعه در آیات خلقت _ اعم از آیات انفسی و آفاقی _ به خدا می رسد، ولی واقعاً به خود خدا متوجّه می شود و او را به خود او می شناسد و معرّفی در همه این موارد، به واسطه خود او صورت می گیرد.

4_ در جایی که معرفت خدا به خود خدا تحقّق یابد، اگر انسان از طرقی که خدای متعال برای تعریف نفس خویش به بندگانش قرار داده، سیر کند و به این معرفت نایل آید و در چنین مرتبه ای و با این خصوصیّت با او سخن بگوید و از او چیزی بخواهد، مقرون به اجابت خواهد شد و یکی از موانع اجابت برداشته خواهد شد.

5_ با وجود چنین معرفتی است که دعاها، عبادت ها، توحید، ایمان، اقرار و تسلیم معنا و حقیقت می یابد. تنها با وجود این معرفت است که اسما و صفات، یعنی الفاظ و واژه های خلق، صنع، آیه و نشانه، معنا دارد و به واسطه آن ها انتقال به خدای واقعی و حقیقی صورت می گیرد.

6_ این تعریف، فعل مستقیم خداست و هیچ انسانی، بلکه هیچ موجودی، تکلیفی نسبت به آن ندارد. پس کلام امیرمؤمنان (علیه السلام)، یعنی «اعْرِفُوا اللَّهَ بِاللَّهِ» بدین معناست که از فکر رسیدن به معرفت خدا به طرق دیگر، بیرون آیید و خود را در طرق تعریف الهی _ که از ناحیه خود او برای شما معیّن شده است _ قرار دهید. این سخن نظیر آن است که شفا دادن مریض، فعل خداست، ولی با وجود این، در روایات، به بهره گیری از داروهای مختلف امر شده است. یعنی خدای تعالی، طبق سنّت خویش در این موارد، فعل خود را ایجاد می کند، نه این که شفا در ذات این داروها بوده باشد. و چنان که برای هر دردی دارویی خاصّ قرار داده، برای معرفت خویش نیز طرقی قرار داده و روشن است که تفکّر در ذات و تصوّر او و مفهوم سازی ذهنی برای او طریقی نیست که او برای معرّفی خویش قرار داده باشد.

7_ با وجود چنین معرفتی است که تنزیهات و تقدیسات معنا دار می شود؛ زیرا اگر انسان به خود خدا معرفتی نداشته باشد، موضوعی برای تنزیه و تقدیس نخواهد بود. معقول نیست امر مجهول مورد تنزیه و تقدیس قرار گیرد. پس بدون

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه