توحید و اسماء و صفات صفحه 147

صفحه 147

معروف بلصوق ذاته و مائیّته و مصاحبتها لذات العارف بحیث أحاط به إدراکاً فهو مصنوع و هنالک للسببیّته.

یعنی: آن چه به ذات خود و به تصوّر ماهیّتش شناخته شود، مصنوع است. و این نه با قول امیرمؤمنان (علیه السلام) منافات دارد که می فرماید: «ای کسی که به ذات خویش بر ذات خویش دلالت می کند» و نه با قول امام صادق (علیه السلام) که می فرماید: «خدا را با خدا بشناسید». زیرا معنای این دو جمله، آن است که در وجود و هستی، سببی برای معرفت خدا جز خود او وجود ندارد. زیرا که همه به سوی او منتهی است. پس «باء» در این جا [کل معروف بنفسه فهو مصنوع ] به معنای الصاق و مصاحبت است، یعنی هر چیزی که با چسبیدن ذات و ماهیّتش به ذات عارف و مصاحبت با او، به گونهای معروف شود که عارف به آن ادراک تام و احاطه یابد، مصنوع است. و «باء» در آنجا [یا من دلّ علی ذاته بذاته] برای سببیّت است.

این سخن هم برآنچه تا کنون گفتیم، تأکید دارد. معرفت خدای متعال _ یعنی معرفت خود خدا و نفس خدا که همان خدای واقعی عینی است _ تنها به واسطه خود او صورت میگیرد. این بدان معنا نیست که عارف به ذات خدای متعال، ادراک تامّ و تمام و احاطه عقلی پیدا کند؛ بلکه این معرفت فعل خداست و پس از آنکه خدای تعالی نفس خویش را به بندگانش معرّفی کرد، حاصل میگردد. این امری نیست که بتوان با عقل و قوای ادراکی دیگر به آن رسید یا به کمک اوصاف و معانی _ که از خلق درک و فهمیده میشود _ بیان کرد. خلاصه، وظیفه انسان در قبال آن، جز تسلیم و اذعان و تصدیق وایمان چیز دیگر نیست.

این معرفت به خلاف شناخت مخلوقات است. انسان وقتی به واسطه خدای متعال و با کمک قوای خویش به ادراک آنها راه یافت، میتواند آنچه را درک کرده، تجزیه و تحلیل کند و درباره آن تفکّر و تعقّل نماید و حتّی به آنها احاطه علمی پیدا کند؛ امّا در معرفت خدای متعال به خود او، چنین معرفتی برای انسان پدید نمیآید که درباره آنچه از خدای متعال به تعریف خود او شناخته است، تفّکر و تعقّل کند و به بیان عقلی آن بپردازد. زیرا هرچه انسان بخواهد به عقل از آن گزارش دهد و

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه