توحید و اسماء و صفات صفحه 153

صفحه 153

یَا عَلِیُّ، مَا عَرَفَ اللَّهَ حَقَّ مَعْرِفَتِهِ غَیْرِی وَ غَیْرُکَ وَ مَا عَرَفَکَ حَقَّ مَعْرِفَتِکَ غَیْرُ اللَّهِ وَ غَیْرِی. (1)

ای علی، خدا را به حقّ معرفتش، جز من و تو نشناخت. و تو را به حقّ معرفتت، جز خدا و من نشناخت.

پس مراد از نرسیدن به حقّ معرفت خداوند متعال در روایت ابن ابیجمهور و احادیث مشابه، این است که انسانها در معرفت خداوند متعال، فقط به معرفت عقلی اکتفا کنند. زیرا روشن است که به وسیله عقل مصطلح بشری، جز عناوین کلّی و مفاهیم عام چیزی عاید انسان نمیشود. به همین جهت در روایات دیگر، حقّ معرفت خدا مورد تصدیق قرار گرفته است؛ به این معنا که به ایمان و اطاعت از او و به عبودیّت کامل و با پیروی از فرمانهای الهی باید به آن رسید. حقّ معرفت آن است که وقتی شخص از معبود خویش سؤال میشود، با توجّه به معرفتی که از او یافته است، او را از همه آنچه در مخلوق میبیند، تنزیه کند؛ هیچ گاه در مورد چیستیِ او تفکّر و تعقّل و توهّم نکند و حتّی اوصافی را که خدا آیه و علامت خویش قرار داده، موهوم و معقول خویش نکند؛ چنان که در حدیث مفضّل به این امر اشاره شده است :

فَإِنْ قَالُوا: فَأَنْتُمُ الآنَ تَصِفُونَ مِنْ قُصُورِ الْعِلْمِ عَنْهُ وَصْفاً حَتَّی کَأَن_َّهُ غَیْرُ مَعْلُومٍ، قِیلَ لَهُمْ: هُوَ کَذَلِکَ مِنْ جِهَهٍ إِذَا رَامَ الْعَقْلُ مَعْرِفَهَ کُنْهِهِ وَ الْإِحَاطَهَ بِهِ وَ هُوَ مِنْ جِهَهٍ أُخْرَی أَقْرَبُ مِنْ کُلِّ قَرِیبٍ إِذَا اُسْتُدِلَّ عَلَیْهِ بِالدَّلَائِلِ الشَّافِیَهِ؛ فَهُوَ مِنْ جِهَهٍ کَالْوَاضِحِ لَا یَخْفَی عَلَی أَحَدٍ وَ هُوَ مِنْ جِهَهٍ کَالْغَامِضِ لَا یُدْرِکُهُ أَحَدٌ. وَ کَذَلِکَ الْعَقْلُ أَیْضاً ظَاهِرٌ بِشَوَاهِدَ [بِشَوَاهِدِهِ ] وَ مَسْتُورٌ بِذَاتِه. (2)

اگر بگویند: شما قصور بشر را از رسیدن به خدا چنان توصیف کردید که گویا انسان خدا را به هیچ وجه نمیتواند بشناسد، در جواب گفته میشود : این سخن از این جهت درست است که انسان به عقل خویش بخواهد به کنه


1- . المناقب 3 / 267؛ بحارالانوار 39/ 84.
2- . توحید مفضّل / 179؛ بحارالانوار 3 / 148.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه