توحید و اسماء و صفات صفحه 160

صفحه 160

با حصول معرفت خداوند متعال است که عقل به وجوب شکر و قدردانی او و اطاعت و تسلیم در برابرش حکم میکند و استکبار و عصیان و سرکشی در مقابل فرمانهای او را نادرست میداند. پس تا وقتی معرفت او تحقّق نیابد، هیچ بندهای در برابر او بندگی نخواهد کرد. در این صورت، نه عصیان و سرکشی معنا دارد، نه طاعت و بندگی. با تحقّق معرفت خداوند و توجّه به مقام شامخ اوست که مولویّت، عبودیّت، اطاعت، تسلیم و تصدیق از یک سو، و استکبار، عصیان، سرکشی، انکار از سوی دیگر _ و به طور کلّی ایمان و کفر _ معنا مییابد و حقوق اشخاص نسبت به هم آشکار میشود؛ زیرا وقتی مولای حقیقی شناخته شود، مقرّبان او در بندگی و ایمان و تقوا بر دیگران تقدّم مییابند و استکبار در مقابل آنان نیز استکبار در برابر خداوند به شمار میآید.

از سوی دیگر، معرفت خداوند متعال و رسیدن به او، جز از ناحیه او برای احدی امکانپذیر نیست. هیچیک از قوای ادراکی بشر _ چنان که خواهد آمد _ توان رسیدن به خدای واقعی و حقیقی را ندارند. حتّی پیامبران و اولیای الهی و در رأس آنان پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله)و اوصیای بزرگوار ایشان : از رساندن بندگان به خالق خویش، بدون معرّفی او عاجز و ناتواناند. پس خداوند متعال در آیات شریفه، به وضوح، بیان میکند که معرفت او و هدایت به سوی او به عهده خود اوست و او خود باید خود را به بندگانش بشناساند. برای بندگان به هیچوجه، امکان معرفت او نیست و موظّف به تحصیل معرفت او نیستند و به عهده آنان نیست که در صدد رسیدن به معرفت برآیند. روشن است که تکلیف به معرفت، متفرّع بر امکان معرفت است و تا وقتی بنده امکان معرفت خدا را نداشته باشد، در صدد معرفت او برآمدن معنا ندارد. الفاظی از قبیل «او»، «خدا» و نظایر آنها، وقتی معنا دارند که معرفت برای انسان حاصل شده باشد و انسان بداند که لفظ «او» نشانه کیست و واژه «خدا» چه معنایی دارد؟ ولی اگر از این دو اطّلاعی نداشته باشد، گفتن این الفاظ برای او بیمعنا خواهد بود.

پیامبران فرستاده خدایند و حتمآ در معرفت خداوند متعال به مراتب عالی نیز

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه