توحید و اسماء و صفات صفحه 195

صفحه 195

چنین معرفتی فعل انسان است و به عنوان علم انسان از آن یاد میشود. البتّه میتوان به علمی که از ناحیه خداوند متعال و به فعل خود او به انسان داده شود، علم انسان گفت؛ زیرا خداوند آن را به انسان عطا کرده و انسان حامل آن شده است. پس روایت منافاتی با معنای اوّل معرفت هم ندارد. ولی اگر کسی اصرار داشت که معرفت و علم در اینجا فعل انسان است، میگوییم: با توجّه به روایات یاد شده، ناگزیر باید به معنای تصدیق و ایمان گرفته شود.

خلاصه این که معلوم شد، روایاتی که در نگاه اوّل با مدلول روایات قبلی، یعنی فعل خدا بودن معرفت ناسازگار به نظر میرسند، با دید نهایی و دقّت نظر، هیچ تعارض و تخالفی با آنها نداشته، بلکه بر معنای دیگری از معرفت دلالت دارد که فعل انسان است. البتّه اطلاق معرفت به تصدیق و تسلیم در مقابل معرفت و توجّه و تنبّه داشتن به آن و ترتیب اثر دادن به آن امری متعارف در عرف تفاهم و تخاطب است و در اجتماع انسانی، کسی را که براساس معرفت و آگاهی خویش عمل نکند، جاهل و بیمعرفت خوانند. روایات مورد بحث نیز به این نکته اشاره کرده، معرفت را بر پایه عمل نهادهاند؛ یعنی خواستهاند بگویند معرفت در حقیقت همان عمل است و اگر عمل نباشد، معرفتی در کار نیست.

5. حلّ تعارض ظاهری دو گروه روایات و وجه جمع آنها

ممکن است گفته شود: این روایات به روشنی، دلالت دارد بر اینکه معرفت، فعل انسان است. در پاسخ گوییم: البتّه این تصوّر برای کسی پیش میآید که این روایات را تنها مورد توجّه قرار میدهد. امّا باید در کنار اینها به روایات دیگر نیز توجّه شود؛ مانند: روایاتی که به صراحت، معرفت را فعل خدا میشمارد، روایات معرفه الله بالله، روایات فطری بودن معرفت خدا که ذکر شد، نیز روایات عجز قوای ادراکی بشر از معرفت خداوند متعال. در این صورت، به نظر نمیرسد این ظهور برای او روشن و بدون هیچ تردید و شبههای بوده باشد. چنین شخصی چارهای ندارد جز اینکه یکی از دو امر را انجام دهد: یا از صراحت روایات دیگر، صرف نظر

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه