توحید و اسماء و صفات صفحه 212

صفحه 212

خداوند به واسطه ما عبادت و شناخته میشود و به واسطه ما خدا به توحید یاد میشود.

اگر خداوند متعال میخواست خودش را بدون هیچ واسطهای معرّفی کند، هیچ مشکلی نداشت، ولی به جهت مصالحی خواسته است این فعلش از طریق خاصّی صورت گیرد؛ چنانکه شفا دادن فعل خداست، ولی سنّت الهی بر آن است که طبیب و دارو نیز در کار باشد. امیرمؤمنان (علیه السلام) میفرماید:

إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالی لَوْ شَاءَ لَعَرَّفَ الْعِبَادَ نَفْسَهُ وَ لَکِنْ جَعَلَنَا أَبْوَابَهُ وَ صِرَاطَهُ وَ سَبِیلَهُ وَ الْوَجْهَ الَّذِی یُوْتَی مِنْه. (1)

همانا اگر خداوند متعال میخواست، نفس خویش را به بندگانش میشناساند؛ ولی ما را دربها و صراط و راه و وجهی قرار داده است که از آن میتوان به او رسید.

پس روشن گردید که همیشه و در همه جا معرفت فعل خداست و کس دیگری با خداوند در آن انباز نیست؛ امّا این فعل الهی طبق سنّت الهی مشروط به اموری خاص گردیده است. مشروط بودن نیز بدین معنا نیست که خداوند دیگر نمیتواند بدون حصول این شرایط معرفت خویش را به بندگانش برساند؛ بلکه دست خدا همیشه باز است و هر چه مصلحت باشد، آن را انجام میدهد.

بدین ترتیب، نقش پیامبران و اوصیا در معرفت خداوند متعال نیز روشن و معلوم شد که در واقع امر، هیچ گونه تعارضی بین این دو گونه روایات وجود ندارد؛ یعنی روایاتی که دلالت میکند بر اینکه معرفت فعل خداست به طور کلّی، صحیح بوده، هیچ تخصیصی نخورده است؛ و روایاتی که میگوید خداوند به واسطه ما شناخته میشود نیز صحیح است. زیرا خداوند متعال فعل خویش را با توجّه به تعالیم و تربیتها و تذکّرات پیامبرانش عملی میسازد. پس چنانکه پیشتر بیان شد، هر چند تذکار پیامبران معرفت بخش نیست، امّا طبق سنّت الهی اعطای معرفت از سوی


1- . کافی 1 / 184؛ بحارالانوار 24 / 253.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه