توحید و اسماء و صفات صفحه 39

صفحه 39

گُم (= ناآگاه) بودند. نه مؤمن بودند و نه کافر و نه مشرک.

و همچنین می فرماید :

إنّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ خَلَقَ النَّاسَ عَلَی الْفِطْرَهِ الَّتِی فَطَرَهُمُ اللَّهُ عَلَیْهَا، لَا یَعْرِفُونَ إِیمَاناً بِشَرِیعَهٍ وَ لَا کُفْراً بِجُحُودٍ. ثُمَّ ابْتَعَثَ اللَّهُ الرُّسُلَ إِلَیْهِمْ، یَدْعُونَهُمْ إِلَی الْإِیمَانِ بِاللَّهِ، حُجَّهً لِلَّهِ عَلَیْهِمْ. فَمِنْهُمْ مَنْ هَدَاهُ اللَّهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ لَمْ یَهْدِهِ. (1)

خداوند عزّوجلّ مردم را بر فطرتی آفرید که آنها را بر آن سرشته است؛ نه از ایمان به شریعتی خبر داشتند و نه از کفری که نتیجه انکارشان باشد. سپس رسولان را به سوی آنان فرستاد که آنان را به ایمان به خدا بخوانند تا حجّت خدا بر آنها باشند. پس خدا برخی از آنها را هدایت کرد و برخی را نه.

د) معرفت فطری بدین معنا نیست که همه انسانها با داشتن آن، خود به خود، به خدا ایمان آورند؛ بلکه انسان به هنگام تولّد، اصل معرفت را با خلقت خویش به همراه دارد؛ ولی خداوند متعال بر او فراموشی عارض کرده است و بشر از آن معرفت غافل شده است. (2) روشن است که با غفلت و فراموشی از خداوند متعال،

نه ایمان به او تحقّق مییابد، نه کفر و شرک. از این گونه اشخاص در روایات مذکور، به «ضلّال» تعبیر شده است. یعنی آنان گماند و در آن مرحله، در مورد خداوند، هیچ نمیدانند. امّا آنگاه که تعالیم انبیای الاهی و دعوت آنان به ایشان میرسد، متوجّه خداوند متعال میشوند. در اثر این توجّه و تنبّه، وجوب ایمان و تعهّد به وظایف عبودیّت و نیز حرمت استکبار و انکار و شرک بر ایشان روشن میگردد. و در پی این تنبّه با توجّه به اختیار و حریّتی که خداوند متعال در قبول و عدم قبول به آنها عطا فرموده است، اختلاف درباره ایمان و کفر و شرک در میان امّت پدید میآید؛ یعنی به سبب دعوت پیامبران و تعالیم آنان، انسانها از وحدتِ غفلت و فراموشی نسبت به پروردگار بیرون میآیند و اختلاف در قبول و انکار پدید میآید. البتّه این بیرون


1- . علل الشرایع / 121؛ بحارالانوار 11 / 39.
2- . این نکته در درس بعدی، بر اساس روایات، روشن می شود.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه