مسئلۀ ما در حوزۀ جهان شناسی این بود که در عالَم، نظام علیّت برقرار است و هر حادثه ای حتماً علتی دارد. مطلبی که در اینجا باید نشان دهیم این است که پذیرش اراده و اختیار(1) نیز تنها درصورت پذیرش علیّت ممکن است: اگر کسی منکر علیّت یا طرفدار استثنا در علیّت شود، نه تنها جایی برای بحثِ اختیار باز نمی کند، بلکه عملاً آن را غیرممکن می سازد. این نکتۀ بسیار مهمی در تفکر است که گاهی انسان می خواهد مسئله ای را حل کند و برای حلّ آن، روشی را پیش می گیرد که ظاهراً مسئله را حل کرده، اما واقعاً مشکل را مضاعف کرده است. کسی که برای پذیرش اراده، منکر علیّت یا طرفدار استثنا در علیّت می شود، عملاً چنین راهی را پیموده است؛ زیرا:
آیا ارادۀ ما ربطی به کاری که از ما سر می زند دارد یا خیر؟ کسی که طرفدار اختیار است،
1- 1. بین دو مفهوم اختیار و اراده، تفاوت فلسفی دقیقی وجود دارد که در اینجا از آن صرف نظر کرده و در کتاب حاضر، این دو واژه را به یک معنا به کار برده ایم.