معتقد است که کارهای ما تحت ارادۀ ما انجام می شود و به تعبیر دیگر «ارادۀ ما، علت کاری است که انجام می دهیم». اکنون اگر علیّت انکار شود، چگونه می توان ارادۀ ما را «علتِ» کار ما دانست؛ بلکه در این صورت، کار و فعل ما تصادفی و بدون هیچ ارتباطی با ارادۀ ما رخ می دهد.(1)
پس برای پذیرش اراده، نمی توان منکر اصل علیّت شد، یا اراده را به عنوان استثنایی در نظام علیّت تصور کرد. البته هنوز در بحث علیّت یک مسئله باقی مانده و آن این است: چگونه می شود که اختیار ما تحت تأثیر علل خارجی شکل بگیرد و درعین حال واقعاً اختیار باشد؟ ازآنجاکه این مطلب بیشتر به فهم معنای اختیار برمی گردد، بحث آن را به محور انسان شناسی موکول می کنیم.
1- 1. به تعبیر شهید مطهری «چه فرقی می کند که انسان از ناحیۀ عامل خاصی مجبور و مُکرَه باشد که برخلاف خواست و میل خود عمل کند یا اینکه خودِ عمل از قانون علیّت آزاد باشد و با هیچ عاملی ازجمله خودِ بشر بستگی نداشته باشد و خودبه خود واقع شود.»(انسان و سرنوشت، ص72).