رهنما 67 (دوراهی های من) صفحه 37

صفحه 37

همگان قبول داریم که آن اختیاری که درصدد اثباتش هستیم، اراده ای است که حادث(1) باشد. یعنی من قبلاً تصمیم به انجام دادن کاری نگرفته باشم و الان تصمیم بگیرم. درواقع، اگر همۀ تصمیمات از ابتدای تولدم در ذات من گذاشته شده باشند، دیگر اصلاً اراده کردن من معنا نخواهد داشت؛ زیرا من اراده نمی کنم، بلکه فرد دیگری همۀ این اراده ها را هنگام تولدم در من گذاشته است؛ پس اراده کردن امری حادث است. از طرفی دیگر، می دانیم که هر امر حادثی، علتی بیرون از خود دارد که آن علت موجب شده تا این امری که قبلاً وجود نداشته است، الان پدید آید. به تعبیر دیگر، هر حادثی معلول است. پس اراده برای اینکه اراده باشد، باید معلول باشد؛ یعنی امری دیگر باید در پیدایش آن تأثیر بگذارد، وگرنه اگر از ازل در ذات من وجود داشته باشد، دیگر اراده کردن بی معنا خواهد بود.(2)


1- 1. حادث یعنی چیزی که قبلاً وجود نداشته و بعداً پدید آمده است. در مقابلِ حادث، قدیم است؛ یعنی چیزی که از ازل وجود داشته است.
2- 2. ضمناً قبلاً گفتیم که استثنا در علیت یا انکار علیت هم چاره ساز نیست؛ زیرا اگر علیت نباشد، ربط اراده با افعال و کارهای ما نیز نقض می شود و دیگر من فعلِ ارادی منسوب به خودم نخواهم داشت؛ زیرا نمی توان گفت من علت افعالم هستم.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه