رهنما 67 (دوراهی های من) صفحه 46

صفحه 46

و این تصمیم در قالب اراده از من خارج می شود. این همان است که در بحث فوق، تحت عنوان جبر درونی از آن یاد کردیم و توضیح دادیم که جبر درونی جبر نیست، بلکه اصلاً ارادۀ همین جبر از درون است. وقتی افراد گمان می کنند تأثیرپذیریِ انسان با اختیارداشتن او منافات دارد، درواقع، بین حیثیت انفعالی و حیثیت فعلیِ آدمی خِلط می کنند: آنچه تأثیر می پذیرد، حیثیات انفعالی ما، مثل علم و احساسات است؛ نه ارادۀ ما. اراده، حیثیتی از وجود من است که در خارج تأثیر می گذارد و موجب صدور کاری از من می شود. از همین روست که در بحث فوق گفتیم که اولاً اراده، چون مربوط به بُعد فعلی من است، اساساً ناظر به بَعد است، نه ناظر به قبل؛ ثانیاً جبر و تصمیمی که از درون من به من دستور داده شود، حقیقتاً جبر نیست، بلکه عین اختیار است.

بر همین اساس است که در مثال کشتن یک نفر که در متن اشاره شد، اگر شلیک گلوله از کانال فکر و ارادۀ من گذر کند، کاری اختیاری و مؤاخذه کردنی خواهد بود؛ اما اگر از کانال فکر و ارادۀ من نگذرد، بلکه فقط دستانِ من به عنوان وسیله ای، عامل کشیده شدن ماشۀ تفنگ باشند، دیگر آن کار، اختیاری محسوب نمی شود و کسی مرا در آن زمینه مؤاخذه نمی کند.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه