حوادث، موجب اجباری شدن آن ها نمی شود، در مورد قبل از حادثه هم همان طور است؛ خصوصاً اگر مفهوم علم حضوری و علم فعلی هم دربارۀ خدا درست درک شود.
دربارۀ مفهوم اختیار آشکار شد که اختیار، بُعدی از وجود آدمی است که ناظر به مابَعد است (اصطلاحاً حیثیت تأثیرگذاری وجود آدمی)، نه ناظر به ماقبل (حیثیت تأثیرپذیری وجود آدمی). پس، تصور علل تأثیرگذار بر اختیار به عنوان علل خارجی، تصور نادرستی است: ارادۀ انسان فقط از درون انسان دستور می گیرد. توضیح دادیم که جبر از درون، جبر نیست. البته درون انسان، ابعادی ناظر به قبل دارد؛ مانند آگاهی و تأثرات عاطفی (حیثیت انفعالی). انسان از زاویۀ این ابعاد، از بیرونِ خود تأثیر می پذیرد. اما اراده، ربطی به این بُعد از وجود ما ندارد.
انسان موجودی بس شگفت است. چون در دنیا و عالم ماده زندگی می کند، دوراهی هایی در پیش روی اوست و چون دارای شناخت و احساسات است، از دریچۀ اگاهی ها و احساساتش