از خارج تأثیر می پذیرد. اما این آگاهی ها و احساسات، دوراهی های پیشِ روی او را نمی بندد و بازبودن این دوراهی ها، بار انتخاب را بر دوش خود او می گذارد. خودِ او با توجه به این آگاهی ها و آن تأثرات احساسی، از درون خویش تصمیم می گیرد که کدام راه را برگزیند. این آگاهی ها و تأثرات، تمایل او را به ترجیح یا دوری از یک راه، زیاد و کم می کند، اما هیچ گاه راه را بر وی نمی بندد. این همان ویژگی عمیق اختیار در وجود آدمی است.
همچنین، از طرف دیگر، این موجود زمانمند، مخلوقِ خدای فوقِ زمان است و ازآنجاکه با توجه به غیرزمانمندبودن خدا، فعل و ارادۀ انسان در طول فعل و ارادۀ خداوند است، نه پس از آن، چیزی از ناحیۀ علم خدا نیز بر او تحمیل نمی شود.
برای مطالعه بیشتر
1. انسان و سرنوشت، مرتضی مطهری، تهران: صدرا.
2. جبر و اختیار، جعفر سبحانی، قم: انتشارات امام صادق .
3. المیزان، علامه طباطبائی، ج1.