اعلام کرده اند. مخالف مذهب نبود بلکه مخالف مذهبی ها بود بخاطر اینکه مذهبی ها با آن جنگدیدند و «دارونیسم» را محکوم کردند. از این رو دارونیسم هرجا که تبلیغ میشد عنوان یک مکتب ضد دینی را داشت حتی مسلمانان نیز او را یک مرتد تلقی کردند در صورتیکه دارون از مذهبی ترین علمای اخیر است و بی نهایت روح مذهبی پاک و عالی و شدید دارد. بنابراین نمی تواند دارونیسم یک مکتب ضد مذهبی باشد زیرا هیچکس دارونیسم را از خود «دارون» بهتر نمی فهمد و اگر چنین تناقضی با مذهب داشته باشد خود این تناقض را زودتر از ما میتواند درک کند. روح مذهبی موجود با تکامل مغایر است چرا؟ برای اینکه مذهبی چنین خیال میکند که مذهبش عالیترین چیزیست که در دنیا وجود دارد و مذهب خدا است بنابراین، آنچه موجود است عالی و اعلا و لایتغیر است. هر مذهبی ایکه به اصل مذهبش معتقد است اینطور استنباط میکند و با تکامل و تغییر خواه و ناخواه مخالفت میکند و این مخالفتها در تمام دورانی که مذهبی ها بر جامعه حکومت میکردند چه در اروپا و چه در اسلام کاملاً هویدا است اما در قرآن این تکامل به صورتهای مختلف، در طبیعت، در گیاه، حیوان و انسان(1)
و حتی در روانشناسی شخص پیغمبر مطرح است برای مثال کافیست بگوییم که عالیترین نمونه ی روان شناسی انسانی برای یک مسلمان در شخص پیغمبرش مجسم است. یعنی اگر مسلمان تکامل را در همه چیز و همه کس بپذیرد، درباره ی پیغمبر آنرا صادق نمیداند زیرا ناقص نیست که کامل شود، بعقیده یک مسلمان معمولی او همه ی زبانها را میداند، همه ی اسرار را میداند، همه ی علوم را میداند بنابراین چه تکاملی؟
حتی در روایاتی که راجع به خلقت پیغمبر است صحبت از نور پیغمبر بمیان آمده که قبل از خلقت هستی خلق شده، بعد به هستی میآید، بعد به آدم میآید، یعنی بعد از خلق آدم نور محمدی در او حلول میکند. بنابراین خلقت محمد یک خلقت معجزه آسا و غیر مادیست در صورتیکه محمد قرآن چنین نیست؛ آدمی است که همیشه در تلاش خوبتر شدن، کاملتر شدن و بهتر شدن است، قرآن بخود پیغمبر دستور میدهد که این دعای همواره و همیشگی تو باشد: «قُلْ رَبِّ زِدْنِی عِلْمًا». (خدایا دانش مرا