نمی کردند، ناگهان پرده از جلو بینششان برداشته شده و بدون معلم و مکتب، و صرف وصفت بمعالم دین خود پی برده و به چنان مقامی رسیده اند که مستقیماً خود می بُرند و می دوزند و به ریش همه می خندند!! و تأسف آور اینکه توهم کرده اند که بوظیفه اسلامی و اجتماعی خویش عمل می نمایند.
افسوس که طوری رنگ گرفته اند، که نه می فهمند، و نه می خواهند بفهمند!!
مگر نه اینست که این بی بند و باری از روزی آغاز گردید که نوشته های زهرآلودی بنام بررسی اسلام راستین، بدست مزدوران اجانب، در سطح وسیعی منتشر گردید، و تبلیغاتی برای نشر مالیخولیاهای غرب وسیله عناصر معلوم الهویه شروع شد، و کار را بجائی رسانیده اند که بیکباره همه ذخائر ایمانی، و اعتقادی، و اخلاقی مسلمانان را بیغما برده و بویژه نسل جوان را بنام دین نو، و خوراک تازه، چنان از صراط دین و طری مستقیم ایمان واقعی منحرف ساخته اند. که براستی گریه آور است!!
آیا آنانکه هنوز از عناصر ناپاک مخرب جانبداری می کنند!!!! و (وسواس خناس) را سمبل دانش و دین!! معرفی می نمایند براستی نظری خدائی دارند؟!!
آیا در طول عمرشان یک هزارم مدحی که بغلط، و آلوده به هزاران غرض از او می نمایند از علماء ارزشمند شیعه که افتخار این مکتب بوده و هستند کرده اند؟!! و یا بعکس، با کمال وقاحت، در راه ترویج از.. آن عنصر بی ارزش، بهمه مقدسات، و مظاهر اسلامی می تازند!!
آیا اینان، مسلمانان راستین، و بقول خودشان شیعیان علوی هستند!!
آیا درس مکتب حضرت علی بن ابی طالب علیه السلام اینگونه بوده است؟!!
آیا با سخنرانیهای مؤثر (رهبر معظم) و اشارات ابلغ از تصریح، در معرفی عناصر مخرب که هر لحظه درنایی بنوائی می پردازند و معرفی