- جبر و تفویض و اختیار 1
- ب - جبر در اصطلاح علمای عقاید اسلامی 1
- الف - معنای لغوی جبر 1
- مقدمه 1
- د - تفویض در اصطلاح علمای عقاید اسلامی 2
- ه - معنای لغوی اختیار 2
- و - اختیار در اصطلاح علمای عقاید اسلامی 2
- ج - معنای لغوی تفویض 2
- الف - برخی معانی ماده قضا 3
- قضا و قدر و معنای آنها 3
- قضا و قدر و معنای آنها 3
- ب - برخی معانی ماده قدر 5
- ج - معنای قدر 6
- د - معنای قدر 7
- روایاتی از امامان اهل بیت علیهم السلام در قضا و قدر 8
- روایت اول 9
- روایت دوم 11
- روایت سوم 11
- روایت چهارم 12
- شرح روایات 13
- پاسخ پرسشهای 1 و 2 15
- چند پرسش و پاسخ 15
- پرسش ها 15
- پاسخ پرسش سوم 16
- پاسخ پرسش چهارم 16
- پی نوشتها 17
- ایمان و آثار سازنده آن 19
- پیش گفتار 20
- بخش نخست : دلایل توحید 22
- 2- نظم و محاسبه در جهان آفرینش 28
- 3- راه یابی جانداران 33
- 4-جهان ماده آغاز و پایانی دارد 38
- 5- پدیده حیات و کره آتشین زمین 40
- 6-جهان هدفدار، و دخالت علم و آگاهی 42
- 7-خاصیت ماده و نظم هدفدار 44
- 8- برهان نظم، برهان تجربی نیست 46
- بخش دوم : آثار سازنده ایمان به خدا از دیدگاه قرآن 47
- 1- اخلاص در عمل در پرتو ایمان 48
- 2-جانبازی و فداکاری در راه هدف 55
- 3- محبوبیت در دل مردم 57
- 4- اتحاد و اتفاق و همبستگی 60
- 5- احساس مسئولیت 63
- 6- انضباط و نظم پذیری 69
انسان همان گونه که در هر حالی از غریزه گرسنگی غافل نمی شود تا اندرون خود را از طعام پرکند ، همچنین از غریزه معرفت خواهی نیز غافل نمی گردد تا سبب ساز حقیقی را بشناسد .
پاسخ پرسش سوم
در پاسخ به این پرسش می گوییم : خدای سبحان فرموده : لا یکلف الله الا ما وسعها خداوند هیچ کس را به جز به مقدار توانش تکلیف نمی کند .
پاسخ پرسش چهارم
زنازاده نیز ، مجبور بر انجام کار شر نیست ، آنچه که هست این است که حالت روحی مرد و زن زناکار در حال ارتکاب زنا بگونه ای است که چون خود را نسبت به قوانین جامعه خائن می بینند ، و می دانند که جامعه کار آنان را آلوده و کثیف می داند و اگر بر رفتارشان آگاه شود و آنان را در حال ارتکاب این پستی ببیند با آنان دشمنی کرده و مطرودشان می دارد ، و همه نیکان و پاکان و صاحبان اخلاق کریمه از چنین کاری بیزاری می جویند ، این حالت روحی و کابوس درونی بر نطفه اثر می گذارد و از راه وراثت به محصول این نطفه منتقل می گردد و او شر دوست پرورش می یابد و با نیکان و معروفان جامعه به ستیز می پردازد . نمونه بارز این سیرت زیاد بن ابیه و فرزندش ابن زیاد بودند که در دوران حکومتشان در عراق همه آنچه را که نباید می کردند ، کردند؛ بویژه ابن زیاد که به دستور او پس از شهادت امام حسین - علیه السلام - جسم شریف آن حضرت و یاران پاکش را مثله کردند ، و سرهای ایشان را در شهرها گرداندند ، و حرم رسول الله را اسیرانه به کوفه و شام روانه کردند ، و دیگر کارها که به دستور او انجام شد ، و این در حالی بود
که پس از شهادت امام حسین - علیه السلام - هیچ فرد دیگری نمانده بود تا در برابر حکومت آنان مقاومت نماید ، و هیچ گونه توجیهی برای اینگونه کارهای او وجود نداشت ، جز اینکه او دوستدار شر بود و می خواست شوکت و عظمت شریف ترین خانواده عرب و اسلام را در هم بشکند ، و آنان را بی اعتبار نماید ، او فطرتا شر دوست و دشمن نیکویی بود و با کریمان و شریفان جامعه سر ستیز داشت . (19)
بنابراین ، (درست است و می پذیریم که ) شر دوستی و نیک ستیزی و آزار نیکان و پاکان جامعه در زنازاده - بر خلاف حلال زاده - (شبه ) فطری است ، ولی با وجود همه اینها ، هیچیک از آن دو بر کارهای خیر و شری که می کنند یا نمی کنند مجبور نیستند ، مثال آن دو ، مثال جوان تنومند رسیده و پیرمرد ناتوان خمیده است ، اولی عرق در شهوت جسمانی و دوستدار وصول به خواهش نفسانی و دومی ، فاقد نیروی جوانی و تارک شهوت جسمانی است ! روشن است که در چنین حالی که پیرمرد خمیده نمی تواند زنا کند و جوان رسیده در اوج توان جنسی است ، این جوان مجبور بر زنا کردن نیست تا اگر چنین گناه زشتی را مرتکب شد معذور باشد ، بلکه اگر زمینه زنا برایش فراهم شد و او خاف مقام ربه از مقام پروردگارش ترسید و نهی النفس عن الهوی و نفس خویش را از خواسته نابجایش باز داشت فان الجنه هی الماوی یقینا جایگاه او بهشت است
. (20)
بدین گونه ، هر یک از ابعاد زندگی انسان را که بررسی کرده و در آن بیندیشیم ، او را در کارهائی که انجام می دهد صاحب اختیار می یابیم ، مگر آنچه از روی غفلت و عدم آگاهی باشد که آن هم آثار اخروی ندارد .
والحمد لله رب العالمین