- اهداء 1
- مقدمه 2
- جریانی از زندگی امام 3
- مآخذ ما در نقل این خطبهی شریف 4
- اسناد در خطبه شریف 5
- رئیس المحدثین صدوق و خطبه 7
- موارد ضبط خطبه شریف 8
- خصوصیات این رساله 9
- خطبة الرضا فی التوحید 11
- خطبه 01 16
- خطبه 02 18
- خطبه 03 24
- خطبه 04 27
- خطبه 05 31
- خطبه 06 34
- خطبه 07 37
- خطبه 08 39
- خطبه 09 42
- خطبه 10 45
- خطبه 11 49
- خطبه 12 52
- خطبه 13 55
- خطبه 14 58
- خطبه 15 61
- خطبه 16 66
- خطبه 17 72
- خطبه 18 76
- خطبه 19 78
- خطبه 20 81
- خطبه 21 86
- خطبه 22 88
- خطبه 23 92
- خطبه 24 99
- خطبه 25 103
- خطبه 26 107
- خطبه 27 112
- خطبه 28 113
- خطبه 29 116
- خطبه 30 119
- خطبه 31 122
- خطبه 32 125
- پاورقی 125
است که آخرین نتیجه آن الحاد و کفر است.
و جهت اختصاص دادن تغییه به ذکر نتیجه، به لحاظ روشن بودن این آثار و محذورات (غایتدار بودن، تجزأه، وصف، الحاد) است در آن و اگر نه در هر شش مورد گذشته این آثار مترتب میشود.
و أما توضیح این چهار جمله:
1 - روشن است که تأثیر و ایجاد أثر در هر موضوعی، آن أثر را غالبا در آن موضوع تثبیت و یا متداوم میسازد و چون پروردگار متعال را مغایی (بصیغه مفاعله که دلالت به تداوم میکند) فرض کردیم، قهراً محدود و متناهی خواهد شد.
2 - مغایاة به معنی غایتدار بودن ثابت یا مستمر است و چون مغایاة درباره خداوند متعال مفروض گشت، قهراً دارای اجزاء و قابل قسمت خواهد شد، زیرا غایت خود طرف مشخص و معینی است از موضوع غایتدار و این علامت تجزأه است.
3 - و چون تجزیه در موضوعی ثابت گردید:
به طور مسلم قابل توصیف و تعریف خواهد شد، زیرا چیزی قابل توصیف نمیشود که قابل تشخیص دادن و احاطه و شناسایی نباشد و در صورتی که موضوعی محدود و متناهی گشت، اگر چه به تجزیه تدریجی باشد، قهراً قابل توصیف اجمالی واقع شده و از هر جهت محدود و محتاج و ضعیف خواهد شد.
4 - و هر چیزی که قابل تعریف و توصیف شد، البته در محدوده فکر و نظر و عقل و در احاطه شناسایی قرار خواهد گرفت، زیرا توصیف بی شناسایی و احاطه فکری، امکان پذیر نیست و چنین موضوعی نتواند نور مجرد علی الاطلاق و بینهایت و نامحدود و قائم به ذات و غنی مطلق باشد.
پس در این صورت از پروردگار متعال انحراف تمام پیدا شده و به یک