و واضح شد از احتجاج بر آنان در اول آیه: (آن خدایی است که پروردگار شماست و ملکیت به او اختصاص دارد) اینکه آنان شریکان خود را میخوانده و آنان را شریک در ملکیت میدانستهاند و ارتباطشان را از خدا قطع کرده بودند، آنجا که میفرماید: (میخوانید از غیر خدا) و اینکه آنان غیر خدا را شریک در ملکیت قرار داده بودند، آنجا که احتجاج کرد بر ضد آنان به قولش (هیچ چیز را مالک نمیباشند) ، و آن را مقابل قولش قرار داد که فرمود: (آن خداوند پروردگار شماست که ملکیت مخصوص او میباشد) . پس بهطور جزم واضح شد دعا [در این آیه] همان دعای مشرکان است که برای خدا شریکانی در ملکیت قرار میدهند، و خداوند بر ضد آنان احتجاج کرده که ملکیت تنها مخصوص خداست؛ زیرا او پرودگار همه است. (1)
او در ادامه جواب از استدلال به آیه آن را به نفع خود معنا کرده و میگوید:
و ما میتوانیم استدلال در این دو آیه را بر ضد آنان برگردانده و به نفع خود استدلال نماییم، لذا میگوییم: قول خداوند متعال: (و روز قیامت شرک (و پرستش) شما را منکر میشوند) دلیل بر آن است که دعای آنان همان دعای عبادت برای غیر خداست که شرک به حساب میآید، و همچنین است قول خداوند متعال: (و آنان عبادت آنها را انکار میکنند) ، دلیل است بر اینکه مراد به دعای ذکر شده [در آیه] دعای عبادت است، یعنی دعایی که عبادت به حساب میآید و از این معنا لازم نمیآید که هر دعایی شرک و عبادت باشد، مثل اینکه تو به
1- الایجاز فی فتاوی الحجاز، ص ١١٨.