- پیش گفتار 1
- بخش اول: تسبیح خدای واحد 5
- فصل 1: توصیف ناپذیری خداوند 5
- معنای «الله أکبر» 5
- معنای «سبحان الله» 7
- توصیف خداوند، نشانه ی عدم معرفت او 8
- معنای اجمالی توصیف خداوند از خودش 10
- هر توصیفی از خدا محدود کردن اوست 11
- نفی صفات از خداوند: قوام توحید او 13
- توصیف ناپذیری خداوند از دیدگاه مرحوم علّامه ی طباطبایی 14
- توصیف ناپذیری خداوند در قرآن 17
- اشاره 17
- فصل 2: توصیف ناپذیری هم ارز با تصوّرناپذیری 17
- وجود ایمان به خداوند، نه وجود صفتش 21
- عدم امکان تخیّل ذات به سبب عدم تشبیه 22
- قابل توصیف نبودن خدا به سب توهّم ناپذیری او 23
- فصل 3: معرفة الله بالله 27
- اشاره 27
- معرفت خدا از طریق صورت و مثال، شرک است 27
- تصوّر خدا مصداق معرفت او از دیدگاه ملّاصدرا 30
- ملّاصدرا: معرفت خداوند به صورت عقلیّه شرک است 31
- غیریّت موصوف با واصف در حدیث امام صادق (ع) 33
- بیان علّامه ی طباطبایی در شرک بودن معرفت فکری به خداوند 33
- معرفتِ عینِ شاهد و صفتِ غایب 35
- فصل 4: رابطه ی توهّم با توحید خدای متعال 39
- اطلاق الفاظ بر خدای متعال با مفاهیم تنزیهی 39
- اشاره 39
- توهّم خداوند در حدیث جواد الأئمّه (ع) 41
- ضرورت توهّم برای توحید در حدیث امام صادق (ع) 42
- لزوم تصوّرپذیری خدا در مشرب فلسفی 43
- اشکال عقلی وارد بر تصوّرپذیری دانستن خداوند 44
- موهوم شدن، به معنای معقول و محدود شدن نیست 45
- ضرورت «توهّم» برای «توحید» 46
- توهّم خداوند در مقام معروفیّت او نیست 49
- منظور از «موهوم» در مورد خداوند متعال 50
- توهّم خداوند بدون آن که او موهوم شود 51
- فصل 5: بررسی نظریّه ی جمع بین تشبیه و تنزیه در اتّصاف خداوند به صفات کمال 55
- اشاره 55
- نظریّه: ضرورت توصیف خداوند به همه ی اوصاف کمالیّه 56
- تفسیر علّامه ی طباطبایی رحمة اله از آیه ی«وَلِلَّهِ الأسْمَاءُ الْحُسْنَی» 58
- اثبات فلسفی اتّصاف خداوند به همه ی صفات کمالیّه 60
- نقد و برری دلیل فلسفی اتّصاف خداوند به صافت کمال 63
- نظریّه ی جمع بین تشبیه و تنزیه در اثبات صفات برای خداوند 65
- بررسی و نقد نظریّه ی جمع میان تشبیه و تنزیه 66
- محدود کردن، لازمه ی توصیف خداوند 69
- فصل 6: نفی صفات از ذات الهی 69
- اشاره 69
- کمال توحید: نفی صفات از ذات 72
- گواهی دادن هر صفت و موصوف به مغایرت و معیّت با یکدیگر 73
- گواهی دادن صفت و موصوف به مخلوقیّت خودشان 74
- گواهی دادن عقل به مصنوعیّت هر موصوف 76
- کمال اخلاص: نفی صفات از ذات 77
- نفی صفات از طریق نفی حدّ آن ها 79
- نفی صفات از ذات در احادیث با عبارات مختلف 80
- نظریّه ی «اتّحاد ذات با صفات نامحدود» 83
- نقد و بررسی نظریّه ی «اتّحاد ذات با صفات نامحدود» 84
- نظریّه ی «نفی صفات زائد بر ذات از ذات» 85
- امتناع ذات از صفات در احادیث 85
- نقد و بررسی نظریّه ی «نفی صفات زائد بر ذات از ذات» 86
- اثبات «صفات ذات الهی» به حکم عقل و نقل 89
- فصل 7: جمع میان «اثبات صفات ذات الهی» و «نفی صفات خداوند از ذات» 89
- اشاره 89
- معنای صحیح «اثبات صفات ذات» برای خداوند 91
- اشاره 91
- تفاوت عالِم بودن خدا با عالم بودنِ ما 93
- عدم تعارض بین «صفات ذات» و «نفی صفات از ذات» 94
- نمونه هایی از معانی تنزیهی صفات خداوند در روایات 98
- مُحال عقلی بودن اتّحاد ذات الهی با صفات از زبان تلمیذ علّامه ی طباطبایی 99
- اشاره ای به اختلاف مشرب فلسفی و عرفانی در بحث اتّحاد صفات با ذات 101
- دیدگاه مرحوم سیّد احمد کربلایی درباره ی عدم عینیّت صفات با ذات 102
- دفاع علّامه ی طباطبایی از نظر مرحوم سیّد احمد کربلایی در برابر فلاسفه 103
- اثبات صفات مخلوق برای خداوند در احادیث 105
- محدود نشدن خداوند به صفات مخلوقی خویش 106
- معرّفی دعای تسبیح 108
- اشاره 111
- بخش دوم: توحید خدای سبحان 111
- اشاره 113
- فصل 1: اهمیّت و فضیلت سوره ی توحید 113
- «قل هوالله» ثلث کتب آسمانی 114
- علاقه ی شدید امیرالمؤمنین (ع) به سوره ی توحید 114
- قرائت سوره ی توحید در بیماری و سختی 116
- خواندن سوره ی توحید در هر جمعه 117
- فضیلت قرائت سوره ی «توحید» در نماز 117
- خواندن سوره ی «توحید» در تعقیب نماز 119
- فضیلت تلاوت سوره ی توحید در وقت خواب 121
- ایمان به سوره ی توحید 122
- فصل 2: تفسیر «بسم الله الرَّحمن الرّحیم» 123
- معانی «الله» در لغت و حدیث 123
- اقتضای مألوه در إله 126
- اشاره 128
- معنای «بسم الله» 128
- حکمت گفتن «بسم الله الرَّحمن الرَّحیم» 131
- «عبادت»: اسم خدا 132
- حجّت حضرت ابراهیم (ع) برای ردّ شرک 133
- رحمان و رحیم بودن خداوند 135
- گفتنِ «بسم الله الرَّحمن الرَّحیم» با حضور قلب 136
- تفسیر کلمه ی «هو» 138
- فصل 3: تفسیر «قُل هُو اللهُ احد» 138
- ذکر شریف «یا هو یا من إلّا هو» 140
- معنای جدیدی برای «مألوه» 143
- تأثیرناپذیری خداوند از خلق مخلوقات 144
- الف و لام «الله» 146
- معنای «الله أحد» 147
- فصل 4: تفسیر «الله الصّمد» 148
- معانی لغوی «صمد» 148
- معنای اول و دوم «صمد» در احادیث 149
- معنای سوم «صمد» در احادیث 151
- جمع سه معنا در صمدیّت خدای متعال 153
- برخی از اسرار کلمه ی «الصَّمد» 157
- اشاره 162
- فصل 5: سوره ی توحید: مرز نهایی توحید 162
- هشدار به اهل تعمّق برای حفظ مرز توحید 164
- نهی از تفکّر در خداوند 165
- نهی از تکلّم درباره ی خداوند 166
- معنای صحیح «إدمانُ التَّفکّر فی الله» 167
- مجاز شمردن تفکّر در خداوند 168
- عدم امکان تخصیصِ نهی از تفکّر در ذات 169
- فصل 6: توحید فطری 172
- «فطرت» در لغت 172
- اشاره 172
- «فطرةالله» در قرآن کریم 173
- «صبغة الله» در قرآن 174
- تفسیر «فطرةالله» و «صبغة الله» 175
- میثاق گرفتن خدا از بنی آدم 176
- معرفت خداوند خودش را در عالَم ذرّ 177
- اقرار گرفتن خداوند از ربوبیّت 178
- ایمان و کفر به خدا در عالَم میثاق 180
- مخالفت با خداوند از روی عناد 182
- شاهدان الهی در عالَم میثاق 184
- باقی ماندن معرفت و فراموشی موقف، میثاق و معاینه 185
- اثبات اقرار به خداوند در دل ها 187
- اقرار در قلب با وجود کفر به خدا 189
- زاده شدن هر مولودی بر فطرت الهی 191
- فطری بودن «توحید» 192
- پشتوانه ی بحث: ادلّه ی نقلی صریح 193
- سه رکن توحید: خدا، پیامبر (ص) و امام (ع) 195
- پاسخ خلق به میثاق ولایت 196
- محوریّت «ولایت» در اسلام 198
- شاهد وجدانی برای فطری بودن معرفت امام (ع) 200
- میثاق الهی برای سلام از پیامبران نتیجه ی کلّی بحث تا این جا این می شود که همه ی بنی آدم بر فطرت توحید و صبغه ی اسلام به دنیا می آیند؛ اسلامی که سه رکن اساسی دارد: خداشناسی، پیغمبرشناسی و امام شناسی. 205
- اقرار به حضرت مهدی (ع)، معیار اولوالعزمی پیامبران 208
- پیامبر (ص) و ائمّه (ع) برای همه ی امّت ها 209
- نظریّه ی اوّل: فطرت ادراکی و فطرت احساسی 211
- فصل 7: بررسی نظریّاتی درباره ی «فطرةالله» 211
- اشاره 211
- نقد و بررسی فطرت ادراکی 213
- اشاره 213
- دلیل اوّل در ردّ فطرت ادراکی 215
- دلیل دوم در ردّ فطرت دراکی 215
- دلیل سوم در ردّ فطرت ادراکی 216
- نقد و بررسی فطرت احساسی 218
- نظریه ی دوم: فطرت، علم حضوری نفس به خود و خدا 220
- نقد و بررسی نظریّه ی: فطرت، علم حضوری 221
- نظریّه ی سوم: فطرت، وجدان نیاز به توحید، نبوّت و ولایت 223
- نقد نظریّه ی: فطرت، وجدان نیازمندی به توحید، نبوّت و ولایت 223
- اشاره 225
- فصل 8: نقد نظریّه ی «بت پرستان، موحّدان واقعی!» 225
- داستان حضرت نوح (ع) و قوم ایشان 225
- نظریّه ی «بت پرستان، موحّدان واقعی» 227
- نظریّه ی «هیچ چیز به جز خدا عبادت نمی شود» 228
- نقد نظریّه ی «هر معبودی در حقیقت خداست» 230
- نظریّه ی «بُت پرستان، موحّدان واقعی در قرآن!» 231
- معنای صحیح آیات73و74 سوره ی مؤمن 236
- تفسیر آیات 28تا30 سوره ی یونس 238
- معنای صحیح آیات 62و63 سوره ی قصص 239
- فهرست منابع 241
1- 1.همان/90، باب4، ح3.
2- 2.البته در بیان معانی لغوی «صمد» این تبعیر هم آمده است که: الصَّمَد الَّذی لا یَطعَم» لسان العرب3/258. به نظر می آید این معنا یکی از مصادیق جوف نداشتن باشد نه این که دو معنای مستقل از هم باشند.
السَّیِّدُ المَصمُودُ إلَیهِ فِی القَلیلِ وَ الکَثیرِ. (1)
آقایی که در کم و زیاد او را قصد کنند.
این معنای صمد با آن چه از دو کتاب لغت آوردیم، منطبق است. البته سیادت و آقایی هم در فرمایش امام جواد (ع) لحاظ شده است که با معنای دوم صمد تناسب دارد. این که موجودی در هر امری مقصود باشد، یعنی این که همگان در امور کوچک یا بزرگ به سوی او رو می کنند، از او کمک می خواهند و به او امید می بندند؛ در برآوردن نیازهایشان هم فقط به او دِل می بندند و هیچ کس را در عرض او و مانند او نمی خوانند. این ویژگی هم پایه ی عقلی دارد و هم جنبه ی وجدانی و شهودی. این که انسان ها در رفع نیازمندی هایشان به چه کسی رو می آورند، بستگی به این دارد که چه موجودی را در همه حال و نسبت به همه چیز قادر و توانا ببینند.
فرد عاقل به خوبی می داند که در همه ی شرایط و در هر امری، تنها کسی که می تواند ملجأ و پناه واقعی و نهایی باشد، خالق یکتاست. آن جا که دیگر از هیچ کس کاری برنمی آید و حتّی آن جا که دیگران هم می توانند کاری بکنند، همه و همه متّکی به اویند و تا او نخواهد هیچ کاری سامان نمی پذیرد و از هیچ کس هیچ چیز ساخته نیست. این مطلب را هم عقل تصدیق می کند و هم در گرفتاری های سخت، انسان ها فطرتاً و وجداناً فقط به خدای بی نیازشان رو می کنند و همه ی امیدهای دیگر قطع می شود. بنابراین انطباق معنای صمد در حدیث امام جواد (ع) با خداوند متعال وجدانی و بدهی است.
در فرمایش دیگری از امام باقر (ع)، پس از این که خدا را صمد خوانده اند، چنین آمده است:
یَصمِدُ إلَیهِ کُلُّ شَیءٍ. (2)
هر چیزی او را قصد می کند.
این هم تأکیدی بر همان معناست که همه ی مخلوقات با عقل و فطرت خویش در