توحید و اسماء و صفات صفحه 9

صفحه 9

3_1. معرفت در لغت

در واژه نامه ها معرفت به علم و دانش معنا شده است. فیُّومی می نویسد :

عَرَفْتُه عِرفَهً و عِرفاناً: عَلِمتُهُ بِحاَسّهٍ مِنَ الحَواسِّ الخَمْسِ. و المَعْرِفَهُ اسْمٌ مِنْهُ.(1)

عَرَفتُه، یعنی او را به یکی از حواس پنجگانه دانستم. و معرفت اسم از عَرَفَ است.

ابن منظور می گوید:

العِرفان: العلم...و عرّفه الأمر: أعلمه إیّاه. و عرّفه بیته: أعلمه بمکانه، و عرّفه به، وَسَمه.(2)

عرفان، یعنی علم... فلان امر را به او معرّفی کرد، یعنی او را به آن دانا کرد. و خانه اش را به او معرّفی کرد، یعنی محل آن را به او یاد داد. و آن را به او شناساند، یعنی علامت و نشانه ای برای آن نهاد.

احمدبن فارس برای «عَرَفَ» دو معنای اصلی ذکر می کند: یکی اموری که پشت سر هم و متّصل به هم باشند؛ و دیگری سکون و آرامش. وی معرفت و عرفان را به معنای دوم بر می گرداند و می نویسد :

العین والراء والفاء، أصلان صحیحان، یدلّ أحدهما علی تتابع الشیء متّصلا بعضه ببعض و الآخر علی السکون والطّمأنینه...

و الأصل الآخر المعرفه و العرفان تقول: عَرَف فلان فلاناً عرفاناً و معرفه. و هذا أمر معروف. و هذا یدلّ علی ماقلناه من سکونه إلیه لأنّ من أنکر شیئاً توحّش منه و نَبا عنه.(3)

از این عبارتِ مقاییس اللّغه، استفاده می شود که معرفت دانشی است که آرامش و


1- . المصباح المنیر/ 404.
2- . لسان العرب 9 / 153.
3- . مقاییس اللّغه 4 / 281.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه