توحید و اسماء و صفات صفحه 96

صفحه 96

و این سخن خدا که می فرماید: «گفتند: بَلی»، مقصود از آن این است که آن ها از لزوم آثار صنع در خودشان امتناع نکردند...

پس گویا این که خداوند متعال وقتی حجّت را به عقولشان بر حدوث خ_ودشان و وج_ود محدث، کامل ک_رد به آن ها گفت: «آیا م_ن خداوندگارتان نیستم»... (1)

بنابراین نظریّه، نه انسان وجود سابقی بر این دنیا داشته و نه عالَمی به عنوان عالم ذرّ در دار وجود بوده است و نه انسان ها مورد خطاب خداوند قرار گرفته اند و نه هیچ چیز دیگری؛ بلکه هر چه هست همین دنیاست و بعد آخرت و همه این امور در همین دنیا واقع می شوند و هیچ یک از آن چه در آیه شریفه بیان شده است، حقیقتی نداشته است و جز مجاز ، تمثیل و تخیّل امر دیگری در کار نبوده است.

صدرالدین شیرازی ضمن ردّ این نظریّه در تفسیر آیه کریمه می گوید :

اکثر این اقوال بر صرف ظنون و احتمالات ذهنی بی کشف و برهان مبتنی است و آن چه برهان مقتضی آن است و مکاشفه اصحاب مشاهده و عرفان مطابق آن است، این است که نفوس انسانی را وجودهای متعدّد و مظاهر زیادی است.

ایشان بعد از ذکر مظاهر و وجودهای متعدّد نفوس انسانی به تفسیر آیه می پردازد و می نویسد :

در آیه « و آن گاه که خداوند اخذ کرد از فرزندان آدم»، مراد از فرزندان آدم، ارواح آدمیان است آن گاه که در اصلاب پدران عقلی و معادن اصلی بودند...

«و آنان را بر خود گواه گرفت»؛ یعنی در این عالَمِ ادراکیِ عقلی، شهود ذات عقلی و حقایق نوری شان را به آنان عطا فرمود؛ پس آنان با قوای عقلی شان خطاب «آیا من خداوندتان نیستم» را شنیدند... و با زبان های عقلی گفتند : «چرا»...(2)


1- . المسائل السَّرَوَّیه، سلسله مصنّفات شیخ مفید، شماره 7/ 48.
2- . شرح اصول کافی 3 / 373.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه