نوجوان و توحید صفحه 106

صفحه 106

2. شرک خفی

بهترین لباس هایش را به تن کرده بود. بوی خوش عطر در اتاقش به مشام می رسید. خود را آماده می کرد تا از خانه بیرون برود. او می خواست بهترین فرستاده خداوند را ببیند و پاسخ پرسش هایش را که از چند روز پیش آماده کرده بود، از او بشنود. با اینکه ثروتمند بود، ولی در بذل و بخشش مالش کوتاهی نمی کرد. فقیرانی که به در خانه اش رفتند، دست خالی باز نمی گشتند. او این کارها را تنها برای رضای خداوند انجام می داد، ولی دوست داشت همواره دیگران از کارهای نیک او باخبر شوند و او را تحسین کنند. این مسأله سبب شده بود تا او درباره صحیح بودن کارهایش تردید کند. برای اینکه خیالش آسوده شود، تصمیم گرفت نزد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله برود. سرانجام آن روز فرا رسید. از خانه بیرون رفت و به سرعت خود را به خانه پیامبر رسانید. اجازه خواست و وارد خانه شد پس از سلام، در برابر حضرت نشست و از پیامبر اجازه خواست تا پرسشش را مطرح کند. پیامبر به او اجازه داد. مرد گفت: ای رسول خدا! کارهایی برای رضای خدا انجام می دهم، ولی هنگامی که کسی به دلیل انجام دادن آن مرا تحسین می کند، در دل شادمان می شوم. می ترسم از اینکه مبادا همه این کارها تباه شود و خداوند آن را نپذیرد. پیامبر از او توضیح بیشتری خواست. او گفت: من در راه خداوند انفاق می کنم. صله رحم به جا می آورم. با اینکه این کارها برای رضای خداوند است، ولی هنگامی که مردم مرا تحسین می کنند، شادمان می شوم. کارهایم چگونه است. پیامبر در پاسخ او تنها این آیه را تلاوت کرد: «تنها عملی مقبول درگاه خداست که بااخلاص کامل همراه باشد».(1)


1- 1 . تفسیر نمونه، ج 12، ص 575.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه