نوجوان و توحید صفحه 108

صفحه 108

جاثلیق ساکت شد و دیگر چیزی نگفت.(1)

4. شرک در ربوبیت

از یاران نزدیک امام رضا علیه السلام بود. دشمنان، تبلیغات گسترده ای علیه امامان به راه انداخته بودند. قصدشان این بود که امامان را در نظر مردم گُم اندیش جلوه دهند و به جایگاه معنوی آنان ضربه وارد کنند. او می خواست امام را از این تبلیغات زهرآگین و توطئه شوم خاندان عباسی باخبر سازد. با هر دشواری که بود، نزد امام رضا علیه السلام آمد. امام نگرانی را در چهره هروی مشاهده کرد و دانست که او برای بیان مطلب مهمی آمده است. امام از او پذیرایی کرد و خواست سخنش را بگوید.

هروی آهسته و شمرده گفت: ای پسر رسول خدا، شماری از دشمنان، پشت سر شما فرزندان رسول خدا، سخنان گمراه کننده ای بر زبان می آورند. وظیفه ما چیست؟ امام فرمود: چه می گویند؟ هروی گفت: می گویند شما ادعا می کنید که مردم بندگان شما هستند و باید شما را بپرستند. پس از آن امام با ناراحتی فرمود: خداوندا! ای آفریننده آسمان ها و زمین و آگاه از اسرار نهان و آشکار، تو درباره ستم هایی که این امت بر ما روا می کنند، داوری کن. امام سپس به هروی نزدیک شد و با اسم، او را صدا زد و فرمود: ای عبدالسّلام، اگر چنین باشد که اینان می گویند و همه مردم بندگان ما باشند، پس ما برای خرید آنان باید با چه کسی معامله کنیم؟! هروی گفت: ای پسر رسول خدا حق با توست، دشمنان ساکت نخواهند نشست، امام فرمود: ای عبدالسّلام! تو چه می گویی؟ آیا تو نیز حق ولایت ما را انکار می کنی، آن گونه که دیگران انکار می کنند؟


1- 1 . توحید صدوق، صص 421 _ 422.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه