نوجوان و توحید صفحه 82

صفحه 82

رهبر قبیله اوس می گوید: ای رسول خدا، ما مشکلات مالی شما را درک می کنیم. این برای ما افتخار بزرگی است که بر ما منت نهادی و شهر ما را برای رهبری برگزیدی. سرمایه ما در اختیار توست و این کم ترین مزد است برای شما. رهبر قبیله خزرج هم با قدردانی از پیامبر برای پرداخت مزد به وی اعلام آمادگی کرد. در این هنگام، آیه ای از سوی خداوند نازل شد و به پیامبر فرمود: «به آنان بگو من در برابر رسالت، مزدی جز محبت به نزدیکانم از شما نمی خواهم.» (شورا: 23)

پیامبر اکرم این آیه را بر آنان تلاوت کرد و فرمود: پس از من، نزدیکانم را دوست داشته باشید و به آنان محبت بورزید. آنان نیز به پیامبر قول دادند که به نزدیکان پیامبر احترام بگذارند و نسبت به آنان محبت بورزند. سپس حاضران، با شادی و لبخند رضایت، از محضر پیامبر بیرون آمدند و هر کدام به سویی رفتند.

این سخن در شهر پخش شد و مردم به ارزش و مقام معنوی پیامبر پی بردند و نسبت به نزدیکان پیامبر، علاقه بیشتری پدید آمد، ولی این سخن بر شماری از منافقان و ریاست طلبان گران آمد. آنان حضور پیامبر را در شهر مدینه مانع بزرگی برای ریاست خواهی خود می دانستند. برای همین کوشیدند تا با بهانه قرار دادن سخن پیامبر چنین وانمود کنند که این سخن پروردگار نیست که بر زبان حضرت محمّد صلی الله علیه و آله جاری شده است، بلکه سخن خود اوست. پس نمی تواند به عنوان قانون الهی به شمار آید. او می خواهد زمینه زمامداری بستگانش را برای پس از خود آماده کند. بنابراین، این سخن را از خود گفته و آن را به پروردگار نسبت می دهد. به عبارتی، او خود قانون گذاری می کند و برای توجیه و اعتبار

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه