نوجوان و توحید صفحه 92

صفحه 92

ابراهیم در آتش جلوگیری کند. از سوی خداوند خطاب رسید: اگر ابراهیم مرا بخواند، او را دستگیری می کنم و نجاتش می دهم. جبرئیل رو به ابراهیم نبی کرد و گفت: آیا حاجتی داری تا من آن را برآورده سازم؟

وی گفت: من به تو احتیاجی ندارم. همانا خداوند کافی و کفیل من است.

میکائیل مَلَک دیگری بود که با ابراهیم سخن گفت: اگر بخواهی آتش را با آب هایی که در اختیار من است، خاموش می کنم.

ابراهیم پاسخ داد: نه. و باز جبرئیل به او گفت: از خداوند بخواه تا تو را نجات دهد.

ابراهیم دستانش را به طرف آسمان بلند کرد و خداوند را از اعماق وجودش صدا کرد و تنها از او کمک خواست. در این هنگام خداوند به آتش خطاب کرد: بر ابراهیم سرد شو. ناگاه آتش چنان سرد شد که از شدت سرمای آن، دندان های ابراهیم بر هم می خوردند و باز خطاب رسید: سرد و سلامت باش بر او. پس آتش حالتی معتدل پیدا کرد. آن گاه جبرئیل به میان آتش آمد و با ابراهیم به صحبت نشست.

نمرود با شگفتی این منظره را دید. او می دید که ابراهیم با مردی در میان این همه شعله های آتش به راحتی سخن می گوید. سپس رو به مردم کرد و گفت: هرکه می خواهد برای خود خدایی برگزیند، مانند خدای ابراهیم را انتخاب کند.(1)

نمرود با خود می اندیشید که به راستی، خدای ابراهیم چگونه خدایی است که می تواند او را از سوختن میان آتش نجات دهد و آتش را بر او سرد کند.(2)


1- 3 . سفینه البحار، ج 2، ص 683 .
2- 4 . بحارالانوار، ج 13، ص 23.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه