- مقدمه 1
- اشاره 3
- وحدت یا توحید؟! 7
- نمونه هایی دیگر از سخنان وحدت وجودیان 13
- خلاصه اشکالات: 19
- اشکال اول: 21
- توضیح اشکالات: 21
- بر آستان وحی 24
- اشکال سوم: 40
- اشکال چهارم: 42
- اشکال پنجم: 46
- اشکال ششم: 49
- اشکال هفتم: 50
- اشاره 61
- تفسیر اول: 64
- تفسیر سوم: 66
- فصل سوم: اشراقات و الهامات فلسفی و عرفانی!! 72
- اشاره 72
- ادعاهای عارفان و خودباختگی دیگران! 78
- نظرات برخی بزرگان در مورد وحدت وجود 91
- برخی مخالفان ملاصدرا 117
تاهت هنالک عقولهم، واستخفت حلومهم، فضربوا له الامثال،... وجعلوه یزول ویحول، فتاهوا فی بحر عمیق لا یدرون ما غوره، ولا یدرکون کمیه بعده.(1)
عقل هایشان در آن جا حیران درمانده شد، پس برای او مثال ها انگاشتند... و او را دارای تغیر و دگرگونی پنداشتند، لذا در گردابی غرق شدند که عمق آن را نمی فهمند و از وسعت آن خبر ندارند.
اگر کسی بگوید: آیا اهل فلسفه و عرفان در مقابل اشکال به این روشنی (لزوم دارای اجزا بودن خداوند) چه پاسخی می دهند؟ می گوییم: عقیده "وحدت وجود" در اصل از عقاید هندوان و یونانیان قدیم و منکران وجود آفریدگار متعال گرفته شده است که البته در افکار و اندیشه های این افراد به هیچ عنوان اعتقاد به خلقت و آ فرینش جایگاهی نداشته است لذا ایشان در واقع اصلا مشکلِ تطبیقِ این عقیده بر یکتاپرستی نداشته اند، ولی آنان که از طرفی متمسک به ذیل عقاید اهل ادیان بوده و از طرفی دیگر مبانی و أصول افکار فلسفی و عرفانی را پذیرفته و مجبورند عقیده وحدت وجود را بر عقیده خداپرستان تطبیق کنند، هیچ راهی جز این نیافته اند که مثلا بگویند: "هنگامی که ما به تک تک موج های دریا نگاه کنیم، آن ها را متعدد می بینیم، ولی دریا در حقیقت یکی بیش نیست، همین طور وقتی هم که به هر یک از اجزای وجود به تنهایی نگاه کنیم آن ها را محدود و متعدد و غیرِ هم می پنداریم، ولی با صرف نظر از این محدودیت ها یک موجود بیش تر در کار نیست، و آن همان ذات خداوند است که هر لحظه به شکلی در می آید و مانند دریایی متلاطم و مواج پیوسته به صورت امواج مختلف و گوناگون در تجلی و ظهور است".(2) و از آن جا که این عقیده پیوسته درپرده الفاظ و اشعار گوناگون، و مثال ها و تعبیرات فریبا آراسته و
1- . بحارالانوار، 3 / 296، از تفسیر قمی.
2- . که جهان موج های این دریاستموج و دریا یکی است غیر کجاست!