- بسم الله الرحمن الرحیم 1
- 2. ارزش معرفت خدا در مقایسه با سایر معارف 2
- 3. معرفت خدا، هدف خلقت 2
- 4. معرفت خدا، مایۀ سکون و آرامش 3
- تفاوت معنایی علم و معرفت 4
- 1. معنای لغوی فطرت 4
- فطری بودن معرفت خدا 4
- 2. فطری بودن معرفت خدا در قرآن کریم 5
- 3. فطری بودن معرفت خدا در روایات 8
- 1. عالم ارواح 12
- اشاره 12
- مواقف اعطای معرفت خدا به انسان 12
- 2. عالم ذرّ 14
- خودآزمایی 22
- اشاره 23
- درس دوم: معرفت خدا به خدا 23
- معرفت خدا به خدا 24
- امتناع معرفت خدا به خلق (غیرخدا) 27
- معرفت خدا به خدا، همان معرفت فطری 27
- معرّفی خدا به واسطۀ اسماء الهی 29
- روایات به ظاهر مخالف با روایات معرفه الله بالله 30
- اشاره 33
- معرفت صنع خداست 33
- الف) آیات قرآن کریم 34
- ب) روایات معصومین (علیهم السّلام) 36
- مراتب معرفت 39
- روایات به ظاهر مخالف با این که معرفت، صنع خداست 40
- حلّ تعارض ظاهری و جمع بندی میان این دو گروه از روایات 42
- انسداد راه معرفت خدا از سوی بندگان 44
- نقش عقل در معرفت خداوند 46
- نقش پیامبران و اوصیا در معرفت خدا 47
- خودآزمایی 49
- درس سوم: توحید و اسماء و صفات 50
- اشاره 50
- توحید 51
- انواع توحید 52
- اشاره 52
- 1. توحید ذاتی 53
- 2. توحید صفاتی 54
- 3. توحید افعالی 55
- 4. توحید عبادی 56
- 1. معنای لغوی اسم و صفت 57
- اسماء و صفات 57
- 2. معنای اسم و صفت در روایات اهل بیت (علیهم السّلام) 58
- نکتۀ نخست 59
- 3. بررسی روایات مربوط به اسماء و صفات 59
- اشاره 59
- نکتۀ دوم 60
- نکتۀ سوم 62
- نکتۀ چهارم 63
- نکتۀ پنجم 65
- نکتۀ ششم 66
- خودآزمایی 69
- منابع و مآخذ 70
- الملخّص 74
- BOOK SUMMARY 75
- Oneness of Allah 76
- بسم الله الرحمن الرحیم 77
- infopalermalmohammad.com In the Name of Allah, the Compassionate, the Merciful 78
حضرت فرمودند: خدای تو را رحمت کند.(1)
این روایت نیز به صراحت گویای آن است که معرفت خدای متعال از طریق شناخت خلق او محقّق نمی گردد، بلکه این خلق خداست که به واسطۀ معرفت خدا مورد شناخت قرار می گیرد. پس توجّه به سوی خلق باید از ناحیۀ معرفت خدا صورت گیرد. در این صورت، هر چه مردم در خلق بیش تر توجّه کنند، آثار معروف خویش را در آن ها بیش تر می یابند.
معرّفی خدا به واسطۀ اسماء الهی
امیرمؤمنان (علیه السّلام) در روایتی که از ایشان نقل شده می فرمایند:
فَأَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذِی ظَهَرْتَ بِهِ لِخَاصَّهِ أَوْلِیَائِکَ فَوَحَّدُوکَ وَ عَرَفُوکَ فَعَبَدُوکَ بِحَقِیقَتِکَ أَنْ تُعَرِّفَنِی نَفْسَکَ لِأُقِرَّ لَکَ بِرُبُوبِیَّتِکَ عَلَی حَقِیقَهِ الْإِیمَانِ بِکَ وَ لَا تَجْعَلْنِی یَا إِلَهِی مِمَّنْ یَعْبُدُ الِاسْمَ دُونَ الْمَعْنَی وَ الْحَظْنِی بِلَحْظَهٍ مِنْ لَحَظَاتِکَ تَنَوَّرْ بِهَا قَلْبِی بِمَعْرِفَتِکَ خَاصَّهً....(2) از تو می خواهم به اسمی که با آن به اولیای خاصّ خویش ظاهر شدی، پس یگانگی تو را پذیرا شدند و تو را شناختند و به حقیقت تو، تو را عبادت کردند، خودت را به من بشناسانی تا با ایمان حقیقی به تو، به ربوبیّتت اقرار کنم. خداوندا! مرا از کسانی قرار مده که اسم را بدون معنا پرستش می کنند. به من با عنایتی از عنایاتت
1- توحید صدوق، ص 285.
2- بحار الأنوار ، ج 91، ص 96.