- مقدمه 2
- اشاره 4
- چهار گفتار پیرامون تجلّی توحید در نظام امامت 4
- گفتار اوّل: تجلّی توحید در رسالت انبیا 5
- گفتار دوم: تجلّی توحید در اسلام 13
- گفتار سوم: تجلّی توحید در نظام امامت 19
- گفتار چهارم: تجلّی توحید در امامت حضرت مهدی(علیه السلام) 36
- اشاره 45
- تعلیقات 45
- تعلیقه اوّل 46
- تعلیقه دوم 51
- تعلیقه سوم 59
- تعلیقه چهارم 71
- کتاب نامه 75
کردند، مردمی بودند؟ و اگر خلیفه ای خلیفه بعد از خود را تعیین کرد، بر چه اساسی است؟ و شورای شش نفری و بالاخره وضعی که تا انقراض عثمانی ها برقرار بود، کجایش مردمی بود؟ و پرسش های دیگر از این رقم.
بدیهی است جواب قانع کننده ای نخواهید شنید. تنها نظامی که می تواند به این پرسش ها و پرسش های مشابه پاسخ گو باشد، نظام امامت است.
و اگر کسی بگوید: صحیح است که مشروعیت جزء جوهر و هویّت نظام امامت است; امّا آنان که به این اصل نگرویده اند، جواز حکومت بر اساس نظام های گوناگون دیگر را با «أصاله الإباحه» ثابت کرده و می گویند: اگر ما در جواز دخالت در امور ولایتی و مربوط به جهات عامه و مصالح عمومی شک داشته باشیم، با این اصل، اباحه آن ثابت می شود. همچنین در سایر ولایت ها، اگر فقیه یا ولی صغیر یا هر صاحب سلطه و قدرتی در جواز بعض تصرّفات و مداخلات شک نمود، با أصاله الإباحه، مباح بودن آن ثابت می شود.
جواب گفته می شود که: «أصاله الإباحه» در موضوعات مربوط به خود مکلّف، مثل استعمال دخانیات یا خوردن گوشت فلان حیوان در صورتی که تذکیه آن محرز باشد یا پوشیدن فلان لباس، حاکم است; امّا جواز اموری که مربوط به دیگران و امر و نهی و مداخله در