- مقدمه 2
- اشاره 4
- چهار گفتار پیرامون تجلّی توحید در نظام امامت 4
- گفتار اوّل: تجلّی توحید در رسالت انبیا 5
- گفتار دوم: تجلّی توحید در اسلام 13
- گفتار سوم: تجلّی توحید در نظام امامت 19
- گفتار چهارم: تجلّی توحید در امامت حضرت مهدی(علیه السلام) 36
- اشاره 45
- تعلیقات 45
- تعلیقه اوّل 46
- تعلیقه دوم 51
- تعلیقه سوم 59
- تعلیقه چهارم 71
- کتاب نامه 75
واگذار نمودن آن به مردم، یا سکوت شرع از آن، نقض غرض و موجب مفاسد بسیار و تعطیل برنامه های الهی و نظام حقّ و عدالت خواهد شد.
بنابراین بر خداوند متعال است که برحسب حکمیت، ربّانیت و رحمانیت خود، شخص صالحی را تعیین فرماید و خلاصه با توجّه به این آیات، گفته می شود که امامت و خلافت، مثل نبوت نیست که اگر در عصری صورت گرفت، در عصر دیگر تجدید آن ضرورت نداشته باشد; بلکه در تمام اعصار، به خصوص از جهت ولایت بر امور و حکومت از جانب خدا مورد نیاز و حاجت است، و نیاز مردم به آن، به یک عصر و یک زمان محدود نمی شود. و به عبارت دیگر، نبوت، لطف خاص است و ولایت، امامت و خلافت، لطف عام است. بنابراین وقتی ما از آیات قرآن مجید استفاده کردیم که این لطف در عصری واقع شده است، با توجّه به عمومیتی که مصلحت آن دارد، می فهمیم که در همه عصرها هست و مخصوص زمان خاص و مردم خاصی نیست، و به صورت تواتر و توالی باید ادامه داشته باشد; چنان که ادامه یافته است و در قرآن مجید می فرماید:
(وَلَقَدْ وَصَّلْنا لَهُمُ الْقَوْلَ لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ)(1)
«همانا ما برای هدایت این مردم سخن پیوسته آوردیم تا شاید متذکّر شوند».
1- . قصص، 51.