- مقدمه 2
- اشاره 4
- چهار گفتار پیرامون تجلّی توحید در نظام امامت 4
- گفتار اوّل: تجلّی توحید در رسالت انبیا 5
- گفتار دوم: تجلّی توحید در اسلام 13
- گفتار سوم: تجلّی توحید در نظام امامت 19
- گفتار چهارم: تجلّی توحید در امامت حضرت مهدی(علیه السلام) 36
- اشاره 45
- تعلیقات 45
- تعلیقه اوّل 46
- تعلیقه دوم 51
- تعلیقه سوم 59
- تعلیقه چهارم 71
- کتاب نامه 75
عناد و لجاج نشناخته باشند، اطلاق کفر، مجاز یا مسامحه در لغت است؛ بنابراین می توان گفت: کفاری که با عدم معاندت قبلی ایمان بیاورند، ایمانشان قبول می شود.
گفته نشود: با این بیان، باید کفار فعلی که کفر جحودی و عنادی ندارند کافر نباشند و محکوم به احکام کفر نگردند; زیرا جواب داده می شود: نسبت به حکم قبول ایمان، کفار فعلی با کفار غیر معاند یوم الفتح فرقی ندارند و اگر با سابقه معاندت هم ایمان بیاورند، ایمانشان مقبول است، و ترتّب احکام کافر بر آنها برای این است که موضوع آن احکام، عدم اقرار به شهادتین است، و حکم به اسلام که موضوع ترتّب احکام مُسلم بر شخص است، متوقّف بر اقرار به شهادتین است.
بدیهی است مصلحت و منشأ این حکم، فقط کفر جحودی نیست; بلکه مصالح مهم دیگر نیز در آن هست.
و خلاصه اینکه، منافاتی ندارد نظر به بعض اقسام کفر، همه را کافر بگویند و نظر به بعض اقسام دیگر، برخی را در حکم کافر بشماریم. و چون در این جا مجال تفصیل و تحقیق بیشتر و ادامه بحث های فقهی و کلامی در این موضوع نیست، به همین مقدار اکتفا می کنیم.
والله الهادی إلی الحقّ المبین