- اشاره 1
- شکوفایی عدالت انبیا در عدالت مهدوی 1
- آسیب شناسی وضع موجود 1
- مقدمه 1
- نظام سیاسی و مسأله مشروعیت 2
- وضع مطلوب، بنیادها و آرمانها 2
- مبدأ هستی 2
- معاد و مقصد 2
- اشاره 2
- هدایت و رهبری الهی 2
- مبارزه با موانع راه خدا و تهدیدات موجود بر سر راه جامعه اسلامی 3
- خدمت به مردم، اجرای احکام اسلام و به ویژه تلاش برای تحقق عدالت 3
- هدایت انسان در جهت قرب به خدا 3
- اهداف نظام سیاسی اسلامی 3
- تأسیس حکومت واحد جهانی به عنوان مجری عدالت اجتماعی 4
- اشاره 4
- حاکمیت معنویت و ارزشهای اخلاقی 4
- شیوه انتقال از وضع موجود به وضع مطلوب 4
- عدالت اقتصادی فراگیر 4
- ارزشهای مشترک جهان شمول (دین واحد) زمینه ساز تحقق عدالت 4
- عدالت امنیتی و سیاسی فراگیر 5
- پاورقی 5
- عدالت فرهنگی فراگیر 5
پس از آنکه ضرورت زندگی اجتماعی برای انسان پذیرفته شد، ضرورت نظم اجتماعی مطرح میشود؛ زیرا زندگی اجتماعی بدون نظم، نهتنها به حال انسان مفید نخواهد بود، بلکه ضررهای جبرانناپذیری دارد. فرمانروایی سیاسی بر بستر نظم اجتماعی مستقر میشود. در هر فرمانروایی یک نوع «نابرابری» متولد میشود. این نابرابری که انسانها را به دو دسته فرمانروا و فرمانبر، دستوردهنده و اطاعتکننده، حاکم و محکوم و... تقسیم میکند، نیازمند استدلال، استناد و توجیه است به آنچه نابرابری را توجیه و پذیرفتنی جلوه میدهد و در واقع آنچه مشکل پیروی کردن فرمانبران از فرمانروایان را حل میکند، «مشروعیت» است.در طول تاریخ توجیهات گوناگونی برای مسئله نابرابری سیاسی صورت گرفته است. در یک تقسیم بندی میتوانیم از چهار نوع نظریه در باب مشروعیت یاد کنیم:1. نظریههای فرادستی و فرودستی طبیعی؛2. نظریههای فرمانروایی معطوف به شناخت خیر و سعادت؛3. نظریههای فرمانروایی الهی؛4. نظریههای فرمانروایی مبتنی بر رضایت. [15] .درباره منابع مشروعیت نظریههای دیگری نیز ارائه شده است. [16] که هر یک به نوعی در طبقهبندی پیشگفته یافت میشود. علمای شیعه در آثار خود، از مشروعیت الهی به تفصیل سخن گفته و بر درستی آن استدلال کردند. دیگر نظریههای مشروعیت از نظر این علما یا نادرست است و یا این که در مشروعیت الهی وجود دارد. برای مثال، نظریههای مشروعیت معطوف به شناخت خیر و سعادت در نظریه مشروعیت الهی وجود دارد؛ زیرا سعادت انسان مهمترین دغدغه کسانی است که از سوی خداوند به عنوان رهبران جامعه انسانی معرفی شدهاند. همچنین رضایت مردم در نظریه مشروعیت الهی لحاظ شده است؛ زیرا نظام اسلامی، بدون حضور و نظر مردم در عالم خارج محقق نمیشود.نظامهای سیاسی سلطنتی، که مشروعیت آنها نوعاً از نوع طبیعی (ترکیبی از قهر و غلبه و وراثت و نخبگی) است، در اندیشه سیاسی علمای شیعه نفی شده است. آیههای گوناگونی بر نفی مشروعیت مبتنی بر قهر و غلبه و سلطنت و وراثت و مشروعیتهای ناشی از غیر خدا و طبیعت انسانها دلالت دارد. برخی از این آیهها را با هم مرور میکنیم:1. آیاتی که مشروعیت حاکمانی چون فرعون را نقد کرده و مورد طرد و مذمت قرار داده است: [17] در آیههای مربوط به صراحت مشروعیت از فرعون و پیروانش سلب و برای خدا و اهل تقوی قرار داده شده است. آیههای دیگری نیز در زمینه مشروعیت نداشتن نظام سیاسی فرعون وجود دارد. [18] .2. آیاتی که ظلم در آنها نفی شده و نیز بر تعلق نداشتن رهبری معنوی و سیاسی به ظالمان تأکید شده است.مشهورترین آیه در این رابطه آیهای است که خطاب به حضرت ابراهیم (ع) نازل شده است: (قالَ وَ مِن ذُرٍّیَّتِی قالَ لا یَنالُ عَهدِی الظالِمِینَ)؛ (سوره بقره،بخشی از آیه 124)ابراهیم عرض کرد این پیشوایی را به فرزندان من نیز عطا خواهی کرد؟ فرمود: (آری، اگر عادل و صالح و شایسته آن باشند که) عهد من هرگز به مردم ستمکار نخواهد رسید».در این آیه مشروعیت مبتنی بر وراثت صرف، بدون شایستگی، نفی شده است. چون حکومت ظالمان مشروعیت ندارد، نباید مؤمنان با ظالمان همکاری داشته باشند:(فَاستَقِم کَما أُمِرتَ وَ مَن تابَ مَعََ وَ لا تَطغَوا اًِنَّهُ بِما تَعمَلُونَ بَصِیرٌ وَ لا تَرکَنُوا اًِلَی الَّذِینَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّکُمُ النارُ وَ ما لَکُم مِن دُونِ اللهِ مِن أَولِیأَ ثُمَّ لا تُنصَرُونَ). (هود:112 و 113)پس ای رسول ما! تو چنان که مأموری استقامت و پایداری کن و کسی که با همراهی تو به خدا رجوع کرد (نیز پایدار باشد) و هیچ از حدود الهی تجاوز نکنید که خدا به هر چه شما میکنید بصیر و داناست. و شما مؤمنان هرگز نباید با ظالمان همدست و دوست باشید وگرنه آتش کیفر آنان در شما هم خواهد افتاد و در آن حال جز خدا هیچ دوستی نخواهید یافت و هرگز کسی یاری شما نخواهد کرد.خداوند بر آنان که علیه مسلمانان و نظام الهی ظلم روا دارند مجازاتهای سختی مقرر کرده است. [19] در زمینه نفی ظلم آیات بسیار زیادی وجود دارد که از ذکر آنها صرفنظر میکنیم. [20] .3. آیاتی که اطاعت از گذشتگان را مورد نقد و مذمت قرار داده است. محتوای این دسته از آیات دال بر این امر است که خداوند متعال اطاعت از رهبران غیر الهی را مشروع نمیداند.(اِنَّ اللهَ لَعَنَ الکافِرِینَ وَ اعَدَّ لَهُم سَعِیراً خالِدِینَ فِیها ابَداً لا یَجِدُونَ وَلِیًّا وَ لا نَصِیراً یَومَ تُقَلَّبُ وُجُوهُهُم فِی النارِ یَقُولُونَ یا لَیتَنا أَطَعنَا اللهَ وَ أَطَعنَا الرَّسُولاَ وَ قالُوا رَبَّنا انا أَطَعنا سادَتَنا وَ کُبَرانا فَاضَلُّونَا السَّبِیلاَ). (احزاب/64 تا 77)آنان در آن دوزخ همیشه معذبند و بر نجات خود هیچ یار و یاوری نخواهند یافت. در آن روز، صورتهاشان بر آتش همی گردد و گویند: ای کاش که ما خدا و رسول را اطاعت میکردیم و گویند: ای خدا ما اطاعت امر بزرگان و پیشوایان (فاسد) خود را کردیم که ما را به راه ضلالت کشیدند.در آیات دیگری از این مسأله به صورت یک سنت یاد شده است که معمولاً مردم به پیامبران الهی میگفتند ما دست از آنچه از پدران ما به ما رسیده است برنمیداریم و معمولاً در این سخن ردپای سیاستمداران غیر الهی دیده میشود:(وَ کذلک ما ارسَلنا فِی قَریَهٍ مِن نَذِیرٍ اِلا قالَ مُترَفُوها اِنا وجدنا ابإنا علی امَّهٍ و انا علی آثارهم مقتدون) (زخرف/23)و همچنین ما هیچ رسولی پیش از تو در هیچ شهر و دیاری نفرستادیم جز آن که اهل ثروت و مال آن دیار به رسولان گفتند که ما پدران خود را بر آیین و عقائدی یافتیم و از آنها البته پیروی خواهیم کرد.4. آیاتی که بر تساوی ذاتی انسانها تأکید دارد، تمام مشروعیتهای مبتنی بر طبیعت و ویژگیهای ذاتی انسانها را نفی میکند. پیش از این دیدگاههای علمای شیعه را درباره ویژگیهای ذاتی و اکتسابی انسانها در بحث مبانی انسانشناختی به تفصیل آورده بودیم و دوباره تکرار نمیکنیم و تنها به ذکر یک آیه بسنده میکنیم:(یا أَیُّهَا الناسُ اِنا خَلَقناکُم مِن ذَکَرٍ وَ أُنثی وَ جَعَلناکُم شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا اِنَّ أَکرَمَکُم عِندَ اللهِ أَتقاکُم) (حجرات/ 13)ای مردم ما همه شما را نخست از مرد و زنی آفریدیم و آنگاه شعبههای بسیار و فرق گوناگون گردانیدیم تا یکدیگر را بشناسید. بزرگوارترین شما نزد خدا باتقواترین شماست.در جمعبندی این قسمت، به این نتیجه میرسیم که تمامی مشروعیتهای غیر الهی از جانب علمای شیعه نمیتواند پذیرفته شود و فقط مشروعیت الهی پذیرفته شده است. بنابراین عالمان شیعی عصر صفوی نمیتوانستهاند نظام سیاسی سلطنتی را مشروع بدانند.پیش از این، گفته شد که هر نظریه مشروعیتی در صدد توجیه و توضیح نابرابری سیاسی در عرصه فرمانروایی است. همچنین گفتیم که این توجیه اگر ریشه در فرامین الهی نداشته باشد، قابل قبول نیست، ولو تحقق خارجی هم داشته باشد. اینک مشروعیت مورد قبول از دیدگاه اسلامی و شیعه را بیشتر توضیح میدهیم.خداوند بزرگ حق حکومت را به پیامبران واگذار کرد و در واقع آنها را برای حکومت بر مردم نصب نمود. برخی از پیامبران، همچون حضرت سلیمان، حضرت یوسف و پیامبر اسلام (ص) حکومت تشکیل دادند و جامعه را بر طبق فرامین الهی اداره کردند. در واقع پیامبر اسلام (ص) هم ولایت در ابلاغ وحی داشت و هم ولایت در حوزههای اجرایی و قضایی. وظیفه اجرای احکام و هدایت مردم، پس از آن حضرت به امام علی (ع) و دیگر امامان (ع) منتقل شد. [21] .درباره اهداف و وظایف دولت اسلامی در فصل بعدی بحث خواهیم کرد. اینک به اختصار مذکور اکتفا کرده، مستندات قرآنی زعامت سیاسی پیامبران، امامان و فقهای جامع الشرایط را ارائه میکنیم. ولایت فقیه، به عنوان استمرار حرکت پیامبران و ائمه (ع)، ولایتی است برخاسته از آنچه در قرآن و روایات با بیان اوصاف و شرایط قابل استنباط و استخراج است. آیاتی که بر نظام سیاسی مشروع الهی تأکید دارد، در چند نکته قابل دستهبندی است.1. آیاتی که بر حقانیت و مشروعیت نظام سیاسی پیامبرانی الهی اشاره دارد:(فَهَزَمُوهُم بِاِذنِ اللهِ وَ قَتَلَ داوُدُ جالُوتَ وَ آتاهُ اللهُ المُلکَ وَ الحِکمَهَ) (بقره/251)پس به یاری خدا، کافران را شکست دادند و داود، امیر آنها، جالوت را کشت و خدا او را پادشاهی و فرزانگی عطا فرمود.بر طبق این آیه و صراحت نهفته در آن، منصب حکومت و سیاست از سوی خدا به داود عطا شده است.(وَ قالَ لَهُم نَبِیُّهُم اًِنَّ اللهَ قَد بَعَثَ لَکُم طالُوتَ مَلِکاً قالُوا انی یَکُونُ لَهُ المُلکُ عَلَینا وَ نَحنُ أَحَقُّ بِالمُلکِ مِنهُ وَ لَم یُؤتَ سَعَهً مِنَ المالِ قالَ اِنَّ اللهَ اصطَفاهُ عَلَیکُم وَ زادَهُ بَسطَهً فِی العِلمِ وَ الجِسمِ وَ اللهُ یُؤتِی مُلکَهُ مَن یَشاء) (بقره/247)پیغمبر آنها گفت: همانا خداوند طالوت را به پادشاهی شما برانگیخت. گفتند: از کجا او را بر ما بزرگی و شاهی روا است در صورتی که ما به پادشاهی شایستهتریم. او را مال فراوان نیست. رسول در جواب آنها گفت: او از این رو به شاهی شایستهتر خواهد بود که خداوندش بر شما برگزیده و او را افزونی بخشیده در بسط دانش و توانایی تن و خدا مُلک را به هر که خواهد بخشد.در این آیه نیز گزارش درگیری و نزاع میان مشروعیت برخاسته از اراده الهی و مشروعیت برخاسته از تصورات غیر الهی را مشاهده میکنیم و این مشروعیت الهی است که از سوی خداوند مورد تأیید قرار گرفته است. حضرت سلیمان نیز قدرت و شوکت را از خداوند تقاضا کرده است:(قالَ رَبّ اغفِر لِی وَ هَب لِی مُلکاً لا یَنبَغِی لاِ َحَدٍ مِن بَعدِی اِنََّ انتَ الوَهابُ) (ص/35)گفت: پروردگارا، به لطف و کرمت از خطای من درگذر و مرا مُلک و سلطنتی عطا فرما که پس از من احدی لایق آن نباشد که تو بخشنده بیعوضی.2. آیاتی که منصب سیاسی پیامبر گرامی اسلام (ص) از آنها استفاده میشود. پیش از همه آیهای را ذکر میکنیم که در مکه نازل شده و در آن آیه پیامبر اسلام (ص) از خداوند توفیق در تشکیل نظام سیاسی و جعل ولایت سیاسی را برای خود تقاضا کرده است:(وَ قُل رَبّ ادخِلنِی مُدخَلَ صِدقٍ وَ أَخرِجنِی مُخرَجَ صِدقٍ وَ اجعَل لِی مِن لَدُنکَ سُلطاناً نَصِیراً) (اسرا/80)و ای رسول ما! دایم دعا کن که بارالها (همیشه به هر جا روم) مرا به قدم صدق داخل و خارج گردان و به من از جانب خود قدرتی قرار بده که یار و مددکار من باشد.در قرآن کریم تنها یک مورد کلمه «سلطان» با «نصیر» آمده است و آن هم همین آیه است. در سایر موارد «سلطان» با کلماتی چون «مبین» به کار رفته، که به معنی «دلیل»، «بینه» و «برهان» میباشد. [22] همچنین آیاتی وجود دارد که بر اطاعت از پیامبر گرامی اسلام (ص) در کنار اطاعت از خدا تأکید شده است:(یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اطِیعُوا اللهَ وَ اطِیعُوا الرَّسُولَ وَ اولِی الاَمرِ مِنکُم فَاِن تَنازَعتُم فِی شَیءٍ فَرُدُّوهُ اِلَی اللهِ وَ الرَّسُولِ اِن کُنتُم تُؤمِنُونَ بِاللهِ وَ الیَومِ الاَّخِرِ) (نسا/59)ای اهل ایمان! فرمان خدا و رسول و فرمانداران (از طرف خدا و رسول) را اطاعت کنید و چون در چیزی کارتان به گفت و گو و نزاع کشد، به حکم خدا و رسول بازگردید، اگر به خدا و روز قیامت ایمان دارید.علامه طباطبایی نظریه برخی از مفسران را که گفتهاند تکرار «اطیعوا» در آیه برای تأکید است رد کرده و در این زمینه عقیده دارد که تکرار «اطیعوا» به سبب آن است که پیامبر، علاوه بر امور وحیانی که در اختیار مردم میگذارد و آنها را بدانها امر و نهی میکند، اوامری نیز بر اساس صواب دید خود صادر میکنند که خداوند متعال با این بیان به آن اوامر مشروعیت بخشیده و دستور وجوب و لزوم اطاعت داده است. [23] در این آیه همانگونه که مشهود است دستور به اطاعت از اولوالامر نیز در چارچوب اوامر الهی صادر شده است.در آیه دیگری بر نادرستی اعتراض به حکم خدا و پیامبر تصریح شده است:(وَ ما کانَ لِمُؤمِنٍ وَ لا مُؤمِنَهٍ اِذا قَضَی اللهُ وَ رَسُولُهُ امراً أَن یَکُونَ لَهُمُ الخِیَرَهُ مِن اَمرِهِم وَ مَن یَعص اللهَ وَ رسُولَهُ فَقَد ضَلَّ ضَلالاً مُبِیناً) (احزاب/36)هیچ مرد و زن مؤمن را در کاری که خدا و رسول حکم کنند، اراده و اختیاری نیست (که رأی خلافی اظهار نمایند) و هر کس نافرمانی خدا و رسول کند، دانسته به گمراهی افتاده است.آیات دیگری نیز قابل استناد است که از ذکر آنها صرفنظر میکنیم.3. آیات مربوط به امامت، از جمله آیه ولایت [24] ، آیه تطهیر [25] ، و آیه مودت. [26] .رهبری الهی در عصر غیبت بر عهده فقهای واجد شرایط است؛ زیرا فقها، نایبان امام زمان (عج) هستند. این مسئله از اندیشههای فراگیر، حتی در میان توده مردم در عصر صفویه است. آیات فراوانی وجود دارد که بر لزوم عادل بودن کارگزاران حکومت اسلامی و امین بودن آنها و نیز عالم بودن آنها به قوانین و دستورات الهی دلالت دارد. به برخی از این آیات، اشاره میشود.(قالَ اجعَلنِی عَلی خَزائِنِ الاَرضِ اًِنٍّی حَفِیظٌ عَلِیمٌ) (یوسف/55)[یوسف به عزیز مصر] گفت: مرا سرپرست خزائن سرزمین (مصر) قرار ده که حافظ (امین) و دانایم.در این آیه بر شرط علم و دانایی تأکید شده است.(قالَت اِحداهُما یا ابَتِ استَأجِرهُ اِنَّ خَیرَ مَنِ استَأجَرتَ القَوِیُّ الاَمِینُ) (قصص/26)یکی از آن دو گفت: ای پدر! (خطاب به حضرت شعیب است) او را استخدام کن (منظور موسی است) زیرا بهترین کسی را که میتوانی استخدام کنی آن کسی است که «قوی» و «امین» باشد.در این آیه به صفات امانت و قدرت تأکید شده است.(اِنَّ اللهَ یَأمُرُکُم ان تُؤَدُّوا الاَماناتِ اًِلی أهلِها وَ اِذا حَکَمتُم بَینَ الناسِ أَن تَحکُمُوا بِالعَدلِ) (نسا/58)همانا خداوند به شما فرمان میدهد که امانتها را به صاحبان آنها بازگردانید و چون در میان مردم داوری کنید، به عدالت حکم برانید.به نظر برخی از علما، مفهوم «حکم» که در آیه آمده است، هم شامل قضاوت، که شأن قاضی است میشود و هم حکومت را که شأن زمامداران است دربر میگیرد. برای اثبات این مدعا، به حدیثی که در مجمع البیان ذیل این آیه آمده و نیز به آیه دیگری از قرآن استناد شده است. حدیث چنین است: (امر الله الولاه و الحکام ان یحکموا بالعدل و النصفه) [27] خداوند به فرمانروایان و حاکمان دستور داده است که با عدالت و انصاف حکم برانند.از آنچه آمد نکات ذیل به دست میآید:1. نظام سیاسی و دولت لازمه زندگی اجتماعی و زندگی سیاسی است. زندگی سیاسی بدون نظم عمومی و فردی ممکن نیست. دولت به وجود میآید تا این نظم را برقرار نماید. برای برقراری نظم، لازم است کاربرد انحصاری قدرت در اختیار دولت قرار گیرد. همچنین دولت مجاز است قوانین عام و فراگیر را به مرحله اجرا بگذارد.2. بدون پیروی انسانها، دولتها نمیتوانند دوام بیاورند. لزوم پیروی انسانها از دولتها مشروع داشتن آن دولتها است مشروعیت توجیهی است برای اقناع فرمانبران از فرمان دهندگان؛ زیرا هر نوع فرمانروایی متضمن نوعی نابرابری سیاسی است که یک طرف آن حاکمان و فرمانروایان قرار میگیرند و طرف دیگر آن فرمانبران.3. از قدیم، توجیهات گوناگونی برای فرمانروایی صورت گرفته است. این توجیهات در دو دسته الهی و غیر الهی قابل تقسیم است. نظریه مشروعیت اسلامی و شیعی، که مبتنی بر آموزههای قرآنی است، از نوع نظریههای مشروعیت الهی است. در این نظریه انسانها هیچیک بر دیگری ولایت و حق سلطه سیاسی ندارند. تنها خدا، به عنوان خالق انسان، حق ذاتی برای فرمان دادن انسان را دارد. خداوند از طریق پیامبران، امامان و فقهای واجد شرایط (شرط فقاهت و عدالت) فرامین خود را در اختیار انسانها قرار داده است. رهبران الهی برای اجرای فرامین الهی، با همکاری مردم حکومت تشکیل میدهند. اگر مردم از رهبران الهی اطاعت نکنند و به عبارت دیگر، در جهت تحقق منویات و فرامین الهی مشارکت نکنند، رهبران الهی، باوجود این که مشروعیت الهی دارند، موفق به تشکیل حکومت دینی نخواهند شد؛ زیرا حکومت دینی دو پایه دارد: از سویی مشروعیت خود را از خدا میگیرد و از سوی دیگر قدرت این جامعه برای تحقق عینی وابسته به مردم است.4. پس از تشکیل نظام سیاسی اسلامی، رهبران و مردم، هر دو گروه لازم است بر اساس قوانین الهی عمل کنند و به عبارت دیگر، آزادی رهبران و کارگزاران نظام سیاسی دینی و مردم در چارچوب حدود و مقررات الهی است و هیچیک اجازه تخطی از آن را ندارند.
اهداف نظام سیاسی اسلامی
اشاره
چیستی اهداف و کارویژههای نظام سیاسی مورد توجه دانشمندان گرایشهای گوناگون علوم سیاسی و نیز دانشمندان علوم هنجاری و فرهنگی بوده است. با وجود این، میتوانیم بگوییم تأثیرگذاری برخی حوزهها در تعیین اهداف و کارویژهها بیشتر بوده است. مؤثرترین حوزه از دیرباز تا کنون فلسفه سیاسی بوده است؛ زیرا فلسفه سیاسی رسالت تعیین خیر و شر در عرصه نظام سیاسی را برای خود قائل است. در جهان اسلام علاوه بر فیلسوفان، متکلمان و فقها نیز در این عرصه تعیینکننده بودهاند و بلکه فقها نقش بیشتری داشتهاند. در جهان معاصر، جامعهشناسان سیاسی نیز به صورت فعالی وارد این عرصه شدهاند. به نظر میرسد دو گرایش عمده درمیان کسانی که دست به تعیین هدف برای نظامهای سیاسی زدهاند وجود دارد: گرایشی که دغدغههای ارزشی و هنجاری دارد و گرایش دیگری که عمدتاً حالت توصیفی و غیرهنجاری دارد. نوع فیلسوفان سیاسی، فقها و متکلمان در گروه اول و اغلب جامعهشناسان در گروه دوم قرار میگیرند. روشن است که بحث ما از سنخ اول است. در عین حال اشارهای به نظرات گرایش دوم میتواند از جهاتی به ایضاح مباحث دسته اول کمک کند.از دیدگاه جامعهشناسان کارکردگرا، به ویژه پارسونز، عوامل همبستگی و استمرار نظام اجتماعی چهار چیز است: ارزشها، هنجارها، نهادها و نقشها. ارزشها غایات زندگی را تعیین و رفتار و عمل افراد جامعه را به آن سمت و سو هدایت میکنند. چنان که خواهیم گفت، این بحث در میان فلاسفه و فقها مورد تأکید است. جامعهشناسان کارکردگرا به محتوای این ارزشها کاری ندارند، بلکه برای آنها کارکرد ارزشها، یعنی ایجاد همبستگی، مهم است. هنجارها در سایه ارزشها به وجود میآیند و قواعد و روشهای عمل اجتماعی را به دست میدهند. هنجارها در قالب نظام حقوقی هر جامعه خود را نشان میدهند. در حالی که حقوقدانان از محتوای هنجارها بحث میکنند، جامعهشناسان کارکردگرا از کارکرد اجتماعی هنجارها گفت و گو میکنند. نهادها تبلور ارزشها و هنجارها هستند و نقشها مجموعه کارویژه در درون هر حوزه از نظام اجتماعی هستند که ارزشها و هنجارها را در درون نهادها اعمال میکنند.هر نظام اجتماعی جهت حفظ، تداوم و استمرار خود چهار کارویژه اصلی را باید انجام دهد؛ این چهار کارویژه عبارتند از: حفظ نظم و همبستگی اجتماعی؛ ایجاد همبستگی و حل منازعه؛ نیل به اهداف و انطباق با شرایط. نظام سیاسی هر جامعهای همین چهار وظیفه را انجام میدهد. ایدئولوژی و قانون اساسی عهدهدار انسجامبخشی و همبستگی اجتماعی هستند. دستگاه قضایی و قوه قضائیه حل منازعات را بر عهده دارند. نظام اداری عهدهدار تحقق اهداف است و قوه مقننه به کمک قوای دیگر از منظر به روز کردن قواعد و قوانین، کارویژه انطباق با شرایط متغیر و جدید را انجام میدهد. چنان که دستگاه دیپلماسی کشور، عهدهدار انطباق با محیط بیرونی است. [28] .از منظر جامعهشناسان، کارویژه هر نهاد چیزی است که از عهده دیگر نهادها برنمیآید. بر همین اساس است که جامعهشناسان نهادهایی مانند نهاد حکومت، نهاد خانواده، نهاد تعلیم و تربیت، نهاد اقتصاد و نهاد دین را از نهادهای اساسی و ضروری زندگی انسان میدانند. [29] فیلسوفان سیاسی درباره اهداف، نظر مشترکی ندارند. در حالی که فلاسفه لیبرال بر «آزادی» به عنوان هدف غایی و نهایی زندگی سیاسی تأکید دارند، [30] فلاسفه سیاسی مارکسیست و سوسیالیست بر «عدالت» و جامعه بیطبقه اصرار میورزند. [31] فلاسفه سیاسی مسلمان «قرب به خدا» و «لقاء الله» را مقصد نهایی و هدف اساسی میدانند. [32] .هدف نظام سیاسی از منظر فیلسوفان سیاسی چیزی است که تمام ارکان و نهادهای اجتماعی سیاسی را جهت میدهد و همه در جهت رسیدن به آن تلاش میکنند و نه یکی از نهادهای اجتماعی مثل نهاد حکومت.کار ویژه نظام سیاسی اسلامی آنگونه خدمت و وظیفهای است که اگر نظام سیاسی «اسلامی» نباشد انجام نخواهد شد. از منظر علمای شیعه، کارویژه اساسی نظام سیاسی اسلام زمینهسازی برای تقرب به خداوند است. در واقع تمام تصمیمات و برنامهها در نظام سیاسی اسلام در جهت تحقق همین هدف است. اهداف دیگری مثل اجرای احکام اسلام و یا تحقق عدالت از اهداف میانی به شمار میآیند. به سبب همین کارویژه است که دولت اسلامی، در مقایسه با دولتهای سکولار و غیر دینی باید ویژگیهایی باشد. در اینجا به مهمترین ویژگیهای آن ممیزات اشاره میکنیم:1. گفته شد که در دولت دینی، رئیس دولت به اسم (مثل پیامبر و ائمه) یا به وصف (مثل فقیه جامع شرایط) از جانب خدا تعیین میشود؛ ولی در دولتهای غیر دینی چنین نیست. رئیس دولت در این نظامها از طریق زور، وراثت، کودتا، انقلاب، نظر بعضی از گروههای قدرتمند و یا رأی اکثریت مردم انتخاب میشود. البته دولت دینی نیز رضایت مردم را به همراه دارد.2. منشأ مشروعیت الهی رهبر و رئیس دولت دینی ایجاب میکند که دولت دینی در چارچوب احکام الهی مستقر شود و عمل کند. دولتهای غیردینی یا بر عقل و خرد بشری استوارند و یا بر خواستهها و تمایلات حاکمان و یا هر دو.3. اطاعت از حاکمان در دولت دینی واجب شرعی است.(فلا و ربک لا یؤمنون حتی یحکموک فیما شجر بینهم ثم لا یجدوا فی انفسهم حرجاً مما قضیت و یسلموا تسلیماً) (نسا/65)نه چنین است! قسم به خدای تو که اینان به حقیقت اهل ایمان نیستند، مگر آن که در خصومت و نزاعشان تنها تو را حاکم کنند و آنگاه به هر حکمی که (به سود و زیان آنها) کنی هیچگونه اعتراضی در دل نداشته و کاملاً از جان و دل تسلیم فرمان تو باشند.در حالی که اطاعت از حاکمان غیر دینی بر مؤمنان واجب نیست و بلکه در فرض اولیه حرام است.4. معارضه با رئیس دولت دینی عنوان «بغی»، «محاربه»، «نفاق» و... را به خود میگیرد و موجب عقوبتهای شرعی و عقاب اخروی خواهد شد؛ بر خلاف معارضه با دولتهای سکولار و غیر دینی. از منظر دینی معارضه با دولتهای ضد دینی مستلزم پاداش است.5. قوانین دولت دینی، چون برخاسته از قرآن و احادیث است ضامن سعادت دنیوی و اخروی انسانها است بر خلاف قوانین دولتهای غیر دینی. کتاب خدا و سنت معصومین (ع) اساس قوانین دولت اسلامی است.6. مهمترین دغدغه دولت دینی اجرای شریعت و اطمینان از رضایت خداوند متعال است. [33] .تفاوت دیگری نیز میتوان میان بین نظام سیاسی مبتنی بر دین و نظامهای غیر دینی برشمرد، اما مهمترین تمایز و تفاوت در باب رهبران، قانون و اهداف قانون است. در واقع مشروعیت الهی دولت دینی به تمام اجزا، ارکان، عناصر و محتویات دولت دینی سرایت میکند.با توجه به آنچه گفتیم، برخی کارها از وظایف ویژه «نهاد حکومت» است و دینی بودن یا غیر دینی بودن نظام سیاسی در آنها تأثیر مستقیم نمیگذارد؛ از قبیل تأمین امنیت، حفظ نظم، تأمین رفاه، آموزش و پرورش، حل منازعه و امثال آن. به عبارت دیگر، وظایف حکومتها دو بُعد دارد: یکی مربوط به وظایف مادی، دنیایی و اقتصادی و معیشتی حکومتها است که این مسئله مشترک بین تمام دولتها است و نگارنده در این پژوهش به این بخش از وظایف و اهداف نمیپردازد. بخش دیگر مربوط به مسائل ارزشی و معنوی است که به اعتقاد نگارنده همین اهداف معنوی به اهداف مادی نیز رنگ و جهت میبخشد و آنها را هم تحت تأثیر قرار میدهد. این قسمت در اندیشه علمای شیعه مورد بررسی قرار خواهد گرفت. در اینجا برخی از مستندات قرآنی آنها به عنوان مبانی مشترک میان علمای شیعه بیان خواهد شد. مهمترین اهداف به قرار زیر است:
هدایت انسان در جهت قرب به خدا
در این باره آیات زیادی وجود دارد که برخی از آنها را ذکر میکنیم:(کتابٌ انزلناه الیک لتخرج الناس من الظلمات الی النور بأذن ربهم الی صراط العزیز الحمید) (ابراهیم/1)قرآن کتابی است که ما آن را به سوی تو فرو فرستادیم تا مردم را از هر تیرگی و تاریکی برهانی و آنان را به نور برسانی؛ البته این رهانیدن از ظلمتها و رساندن به نور، به دستور و اجازه پروردگار آنان میباشد.(الله ولی الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات الی النور) (بقره/257)خدا ولی کسانی است که ایمان آوردهاند، آنها را از تاریکیها به سوی نور میبرد.در آیه اول نورانی ساختن مردم را به رسول اکرم (ص) نسبت داد و در این آیه به خدا؛ زیرا انسان کامل، خلیفه خدا است و به اذن و اراده خدا عمل میکند و نه به اصالت. [34] .(هو الذی بعث فی الأمیین رسولاً منهم یتلوا علیهم آیاته و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمه و ان کانوا من قبل لفی ضلال مبین) (حج / 2)اوست خدایی که میان عرب اُمی پیغمبری بزرگوار از همان مردم برانگیخت تا بر آنان آیات الهی را تلاوت کند و آنها را پاک سازد و شریعت و احکام کتاب آسمانی و حکمت الهی بیاموزد با آن که پیش از این همه در ورطه جهالت و گمراهی بودند.(الذین ان مکناهم فی الارض اقاموا الصلوه و آتوا الزکاه و امروا بالمعروف و نهوا عن المنکر) (حج/41)آنها (مؤمنان و یاوران الهی) کسانی هستند که هر گاه در زمین به آنها قدرت بخشیدهایم نماز را به پا میدارند و زکات را ادا میکنند و امر به معروف و نهی از منکر مینمایند.تعبیر به «مکناهم فی الارض» به معنی قدرت بخشیدن به مؤمنان در روی زمین است و بنابراین به تشکیل دولت و هدف و رسالت دولت و نظام سیاسی در نزد مؤمنان اشاره دارد. [35] .(وعد الله الذین آمنوا منکم و عملوا الصالحات لیستخلفنهم فی الارض کما استخلف الذین من قبلهم و لیمکنن لهم دینهم الذی ارتضی لهم و لیبدلنهم من بعد خوفهم امناً یعبدوننی لا یشرکون بی شیئاً) (نور/55)و خدا به کسانی که از شما بندگان ایمان آورد و نیکوکار گردد، وعده فرمود که در زمین خلافت دهد (و به جای امتهای گذشته اقتدار بخشد) چنانکه امم صالح پیامبران سلف جانشین پیشینیان خود شدند و علاوه بر خلافت دین پسندیده آنان را (که اسلام واقعی است) بر همه ادیان تمکین و تسلط عطا کند و به همه مؤمنان پس از خوف و اندیشه از دشمنان ایمنی کامل دهد که مرا به یگانگی بیهیچ شائبه شرک و ریا پرستش کنند.همانطور که ملاحظه مینمایید، آیه شریفه به صراحت یکی از ثمرات تشکیل حکومت صالح را عبادت خداوند و حذف شرک دانسته است.(وَ ما خَلَقتُ الجِنَّ وَ الا ًِنسَ اِلا لِیَعبُدُونِ) (ذاریات/56)جن و انس را نیافریدم مگر برای عبادت.اگر عبادت فلسفه آفرینش انسان است، نمیتواند فلسفه تأسیس نظام سیاسی اسلام نباشد.همچنین خداوند متعال در آیاتی که سرگذشت پیامبران را یادآور شده و سخنان آنان را خطاب به مردمشان نقل کرده است، این پیام را از زبان همه آنها به مردمشان آورده است که:(یا قَومِ اعبُدُوا اللهَ ربی وَ ربکم). [36] .بنابراین نظام اسلامی موظف است در جهت تقرب مردم به سوی خدا و نفی موانع عبودیت تلاش کند.
خدمت به مردم، اجرای احکام اسلام و به ویژه تلاش برای تحقق عدالت
در این زمینه نیز آیات فراوانی در قرآن کریم آمده است که به ناگزیر به بخشی از آنها اشاره میکنیم:(لَقَد ارسَلنا رُسُلَنا بِالبَیٍّناتِ وَ أَنزَلنا مَعَهُمُ الکِتابَ وَ المِیزانَ لِیَقُومَ الناسُ بِالقِسطِ ) (حدید/35)رسولان خود را با دلایل روشن ارسال کردیم و با آنان کتاب و میزان را فرو فرستادیم تا مردم قسط و دادگری به پا دارند.(قُل امَرَ رَبّی بِالقِسطِ) (اعراف/39)[خداوند به پیامبر اسلام (ص) دستور داده است که] بگو امر کرده است مرا پروردگارم به قسط.(فَاًِذا جاء رَسُولُهُم قُضِیَ بَینَهُم بِالقِسطِ وَ هُم لا یُظلَمُونَ) (یونس/47)هنگامی که پیامبرشان آمد، بین آنان به قسط قضاوت کرده و بدانها ظلمی نشد.(الَّذِینَ یَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِیَّ الا ُمّیَّ الَّذِی یَجِدُونَهُ مَکتُوباً عِندَهُم فِی التَّوراهِ وَ الا ًِنجِیلِ یَأمُرُهُم بِالمَعرُوفِ وَ یَنهاهُم عَنِ المُنکَرِ وَ یُحِلُّ لَهُمُ الطَّیٍّباتِ وَ یُحَرّمُ عَلَیهِمُ الخَبائثَ وَ یَضَعُ عَنهُم اِصرَهُم وَ الا َغلالَ الَّتِی کانَت عَلَیهِم فَالَّذِینَ آمَنُوا بِهِ وَ عَزّرُوهُ وَ نَصَرُوهُ وَ اتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِی أُنزِلَ مَعَهُ اولئِکَ هُمُ المُفلِحُونَ) (اعراف/157)آنان که پیروی کنند از رسول و پیغمبر اُمی که در تورات و انجیلی که در دست آنهاست (نام و نشانش را) نگاشته مییابند (که آن رسول) آنها را امر به هر نیکویی و نهی از هر زشتی خواهد کرد و بر آنان هر طعام پاکیزه و مطبوع را حلال و هر پلید منفور را حرام میگرداند و احکام پررنج و مشقتی را که (از جهل و نادانی) چون زنجیر به گردن خود نهادهاند، همه را برمیدارد؛ پس آنان که به او گرویدند و از او حرمت و عزت نگاه داشتند و یاری او کردند و نوری را که به او نازل شد پیروی نمودند، آن گروه به حقیقت رستگاران عالمند.این آیه، عمده آن چیزی را که میخواستیم ارائه کنیم دربر دارد. وقتی وظایف پیامبر فرمان دادن به تمامی نیکیها و نهی از تمام بدیها است، وظایف جانشینان او و وظیفه نظام اسلامی منتسب به پیامبر نیز همین موارد خواهد بود». همچنین بزرگترین خدمت به مردم باز کردن زنجیرهای جهل و گمراهی از اندیشه آنهاست.(اِنَّ اللهَ یَأمُرُ بِالعَدلِ وَ الاِحسانِ وَ اًِیتاءِ ذِی القُربی وَ یَنهی عَنِ الفَحشاءِ وَ المُنکَرِ وَ البَغیِ) (نحل/90)همانا خدا خلق را فرمان به عدل و احسان میدهد و به بذل و عطاء خویشاوندان امر میکند و از افعال زشت و منکر و ظلم نهی میکند.بدیهی است این دستور، دستوری عام است که شامل نظام سیاسی اسلامی و رهبران و کارگزاران حکومتی نیز میشود.
مبارزه با موانع راه خدا و تهدیدات موجود بر سر راه جامعه اسلامی
در آیات قرآن عناصری چون طاغوت، ملأ، مترفین، احبار و رهبان از عوامل سد راه خدا به حساب آمدهاند. نامهایی چون فرعون، هامان و قارون در کنار ابلیس و حمیت جاهلی و هواهای نفسانی برای کسانی که با قرآن همدمندآشنا است. [37] جنگ موسی و فرعون، همان جنگ هابیل و قابیل است و جنگ ابوسفیان و پیامبر اسلام (ص) همان جنگ یزید و امام حسین (ع) است. چنانکه جنگ یزید و حسینیان در تاریخ معاصر همان جنگ محمدرضا پهلوی و امام خمینی صدام و امام آمریکا و امام است. برخی از آیات را میخوانیم:(وَ کَذلِکَ جَعَلنا لِکُلّ نَبِی عَدُوًّا شَیاطِینَ الاِنسِ وَ الجِنّ یُوحِی بَعضُهُم اِلی بَعضٍ زُخرُفَ القَولِ غُروراً) (انعام/112)و همانند تو برای همه پیامبران دشمنان و مخاصمانی از شیطانهای انس و جن قرار دادیم که بعضی از آنها با سخنانی فریبنده و خوشظاهر و جهالتانگیز به بعضی دیگر الهام میدهند.محتوای آیه همانطور که تاریخ گذشته را توضیح میدهد، بر وضعیت امروز جهان ما نیز تطبیق میکند که رسانههای تبلیغاتی جهانی در شکلها و قالبها و با ابزارهای گوناگون و با شعارهای زیبایی چون دفاع از حقوق بشر، مبارزه با تروریسم و امثال اینها میکوشند مردم دنیا را فریب هند.(وَ لَقَد ارسَلنا مُوسی بِآیاتِنا وَ سُلطان مُبِین اِلی فِرعَونَ وَ هامانَ وَ قارُونَ فَقالُوا ساحِرٌ کَذابٌ فَلَما جاءهُم بِالحَقٍّ مِن عِندِنا قالُوا اقتُلوا أَبناء الَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ وَ استَحیُوا نِسأَءهُم وَ ما کَیدُ الکافِرِینَ اِلا فِی ضَلالٍ) (غافر/ 25-23)همانا موسی را همراه با آیتهامان و با حجتی آشکار فرستادیم به سوی فرعون و هامان و قارون؛ پس گفتند که جادوگری دروغپرداز است. چون حق را از جانب ما به آنان ارائه داد، گفتند: پسران آن کسانی را که بدو ایمان آوردهاند بکُشید و زنانشان را زنده نگهدارید. دشمنی و نقشهچینی کافران، گمراه و بیاثر است.اگر موساهایی نباشند که در برابر فرعونها بایستند، مردم نمیتوانند ایمان بیاورند و اگر ایمان هم بیاورند، نمیتوانند ایمان خود را حفظ کنند. بنابراین یکی از وظایف حکومت دینی و اسلامی، که ادامه دهنده راه پیامبران است، مبارزه با اهریمنانی است که میخواهند سد راه خدا باشند.مبارزه با شرک از دیگر اقدامات دولت اسلامی و متدینان است:(کانَت لَکُم أُسوَهٌ حَسَنَهٌ فِی ابراهِیمَ وَ الَّذِینَ مَعَهُ اذ قالُوا لِقَومِهِم انا بُرَآؤُا مِنکُم وَ مِما تَعبُدُونَ مِن دُونِ اللهِ کَفرنا بِکُم وَ بَدا بَینَنا وَ بَینَکُمُ العَداوَهُ وَ البَغضاء ابَداً حَتی تُؤمِنُوا بِاللهِ وَحدَهُ) (مؤمن/23 تا 35)برای شما مؤمنان بسیار پسندیده و نیکوست که به ابراهیم و اصحابش اقتدا کنید که آنها به قوم مشرک خود گفتند: ما از شما و بتهای شما که به جای خدا میپرستید به کلی بیزاریم. ما مخالف و منکر شماییم و همیشه میان ما و شما کینه و دشمنی خواهد بود تا وقتی که تنها به خدای یگانه ایمان آورید.تمام آیاتی که پیش از این درباره امر به معروف و نهی از منکر آوردیم و نیز تمام آیات جهاد و آیات مبارزه با شرک و ظلم و بتپرستی در اینجا قابل استناد است که از ذکر آنها صرفنظر میکنیم. فقط یکی از آیات مهم در حوزه داخلی و یک آیه را که محور روابط خارجی امت اسلامی است میآوریم.در بخش داخلی و مربوط به امت مسلمان این آیه است که لازم است قیام ما، اگر میخواهیم توأم با موفقیت باشد، لله باشد.( قُل اِنَّما اعِظُکُم بِواحِدَهٍ أَن تَقُومُوا لِلهِ مَثنی وَ فُرادی) (ممتحنه/4)ای رسول ما، بگو به امت که من یک سخن شما را پند میدهم (که اگر بشنوید و عمل کنید البته هدایت میشوید) و آن سخن این است که شما خالص برای خدا دو نفر دو نفر با هم یا هر یک تنها در امر دینتان قیام کنید.خطاب این آیه عام است؛ هم شامل رهبران و کارگزاران حکومتی میشود و هم شامل فرد فرد مردم مسلمان؛ ولی آیهای که مبنای برخورد دولت و امت اسلامی با جهان غیر اسلامی است اصل نفی سبیل است.(لَن یَجعَلَ اللهُ لِلکافِرِینَ عَلَی المُؤمِنِینَ سَبِیلاً) (سبا/46)و خدا هیچگاه برای کافران نسبت به اهل ایمان راه تسلط قرار نداده است.از آنچه آمد، به این نتیجه میرسیم که مهمترین هدف پیش روی نظام سیاسی اسلام که برای رسیدن به آن حرکت میکند، تکامل انسان سیر الی الله و قرب به خدا است: انا لله و انا الیه راجعون. دیگر اهداف از قبیل حاکمیت دین و قوانین الهی بر اجتماع، اجرای مقررات شریعت، استقرار و تحقق امنیت فردی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و اخلاقی، عبادت پروردگار و نفی شرکت و جهالت و هواهای نفسانی و خدمت به همنوعان همه و همه کمککننده به آن هدف مهم است. چرا که هدف از ارسال پیامبران و رهبری الهی و تحقق نظام دینی تربیت و تهذیب انسان برای نائل شدن به مقام قرب است.(یا أَیُّهَا الاِنسانُ اًِنََّک کادِحٌ اًِلی رَبٍَّک کَدحاً فَمُلاقِیهِ) (نسا/141)ای انسان تو با کوشش و تلاش پیگیرت در عبادت و خدمت سرانجام نایل به ملاقات با پروردگارت خواهی شد.