- اشاره 1
- شکوفایی عدالت انبیا در عدالت مهدوی 1
- آسیب شناسی وضع موجود 1
- مقدمه 1
- معاد و مقصد 2
- نظام سیاسی و مسأله مشروعیت 2
- وضع مطلوب، بنیادها و آرمانها 2
- مبدأ هستی 2
- اشاره 2
- هدایت و رهبری الهی 2
- مبارزه با موانع راه خدا و تهدیدات موجود بر سر راه جامعه اسلامی 3
- خدمت به مردم، اجرای احکام اسلام و به ویژه تلاش برای تحقق عدالت 3
- هدایت انسان در جهت قرب به خدا 3
- اهداف نظام سیاسی اسلامی 3
- تأسیس حکومت واحد جهانی به عنوان مجری عدالت اجتماعی 4
- اشاره 4
- حاکمیت معنویت و ارزشهای اخلاقی 4
- شیوه انتقال از وضع موجود به وضع مطلوب 4
- عدالت اقتصادی فراگیر 4
- ارزشهای مشترک جهان شمول (دین واحد) زمینه ساز تحقق عدالت 4
- عدالت امنیتی و سیاسی فراگیر 5
- پاورقی 5
- عدالت فرهنگی فراگیر 5
در حالی که برای «عدالت» در جهان امروز جایگاهی دیده نشده است، حکومت جهانی امام مهدی مبتنی بر عدالت فردی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی خواهد بود. در روایات آمده است که در حکومت مهدی فقر و فقیر وجود نخواهد داشت و این از آن رو است که اموال و امکانات به درستی در میان مردم توزیع میشود.ابو سعید خُدری میگوید پیامبر فرمود: «به مهدی بشارتتان میدهم. او به هنگام اختلاف مردمان، از میان امت من برانگیخته میشود. ساکنان از آسمان و زمین از او خشنود خواهند بود. او مال را درستِ درست تقسیم میکند. مردی پرسید: «درستِ درست» چیست؟ فرمود: میان همه، مساوی». [42] .در حدیثی دیگر آمده است «و یُسوی بینَ الناس حتی لا تَری محتاجاً الی الزکوه؛ مهدی، میان مردم، در تقسیم اموال، به مساوات رفتار میکند، به طوری که دیگر نیازمند و محتاجی یافت نمیشود. [43] .
عدالت امنیتی و سیاسی فراگیر
در حالی که دنیای کنونی، درگیر جنگ و نزاع و ناامنی است و در حالی که در جوامع امروزی، امنیت متاعی همگانی نیست، در حکومت جهانی امام مهدی (عج) امنیت در تمامی جنبههای آن، امنیت فردی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، اخلاقی و روانی برای همه وجود خواهد داشت. آنچه آمد، در فرمایشی از امام علی (ع) نقل شده است:اگر قائم، رستاخیز کند، آسمان، چنانکه باید، ببارد و زمین گیاه برویاند. کینهها از سینهها بیرون رود. حتی حیوانات نیز با هم سازگاری کنند. در آن روزگار، زن، با همه زیب و زیور خویش، از عراق درآید و تا شام برود، نه جایی زمینی بیسبزه بیند و نه درندهای او را نگران سازد. [44] .
عدالت فرهنگی فراگیر
دانش بشر امروز از جنبههای متعدد محدود است. اولاً این دانش یک بُعدی است؛ به این معنی که توجه خود را عمدتاً مصروف مادیات کرده است و از توجه به امور معنوی غافل است. ثانیاً این دانش در اختیار قدرتهای سلطهگر و تولیدکنندگان آن است و از انتشار و عمومی شدن آن به شدت جلوگیری میشود. مگر آنگاه که خود دانش پیشرفتهتری را در اختیار بگیرند و در این صورت، فرمولهای از رده خارج شده را به کشورهای دیگر و با قیمتهای گزاف، میفروشند؛ اما در حکومت جهانی امام مهدی (عج)، عقل و دانش بشر شکوفا میگردد و بدون هیچ محدودیتی در دسترس همه انسانها قرار داده میشود.از امام باقر (ع) نقل شده است «قائم ما، به هنگام رستاخیز خویش، نیروهای عقلانی تودهها را تمرکز دهد و خردها و دریافتهای خلق را به کمال رساند. [45] .در زمان مهدی به همه شما حکمت و علم بیاموزند، تا آنجا که زنان، در خانهها با کتاب خدا و سنت پیامبر قضاوت کنند. [46] .با توجه به آنچه آمد، میتوانیم بر دستاوردهای ذیل تأکید کنیم:1. عدالت در آموزههای اسلامی و قرآنی امری حقیقی است که در نظام تکوین و تشریع الهی جریان دارد و خداوند انسان را مکلف کرده است که در نظام اجتماعی و سیاسی نیز آن را برپا دارد.2. تحقق عدالت در جامعه انسانی مشروط و منوط به این است که انسان مسیر الهی را انتخاب کند. رهبران الهی، یعنی پیامبران، ائمه و اولیا، برای هدایت انسان از مبدأ تا مقصد از سوی خداوند متعال و بر اساس لطف حضرت حق مأموریت دارند.3. حضرت مهدی، به عنوان بقیه الله و خاتم اوصیا، در تداوم رسالت پیامبران الهی و در پایان یک مرحله از تاریخ، یعنی زمانی که انتظار بشر برای آمدن او در سطح جهان محقق شود، ظهور خواهد کرد و عدالت را در سراسر گیتی محقق خواهد نمود.رهبری نظام دین و دنیا به وسیله حضرت مهدی (عج) سبب تحقق عدالت در سطح قانونگذاری، ساختارها و نهادها، کارگزاران و عملکردها و به طور کلی تمام نظام اجتماعی خواهد شد. تعادل و تعالی همهجانبه ویژگی نظام و جامعه و تمام کسانی است که رهبری معصوم و در واقع فرامین الله را میپذیرند.اللهم انا نرغب الیک فی دوله کریمهتعز بها الاسلام و اهلهو تذل بها النفاق و اهلهو تجعلنا فیها من الدعاه الی طاعتکو القاده الی سبیلکو ترزقنا بها کرامه الدنیا و الآخرهو لله الحمد.
پاورقی
[1] همان،ص 167.
[2] سید علی خامنهای، طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن، صص 37 ـ 38.
[3] صحیفه نور، ج 11، ص 81.
[4] صحیفه نور، ج 2، ص 214.
[5] صحیفه نور، ج 11، ص 81.
[6] همان، ج 15، ص 217.
[7] همان، ج 16، ص 2.
[8] همان، ج 13، ص 130.
[9] همان، ج 16، ص 268. [
[10] همان، ج 13، ص 3 - 262.
[11] همان، ج 17، ص 20.
[12] همان، ج 17، ص 133.
[13] سوره نحل، آیه 36؛سوره اعراف،آیه 59؛سوره اعراف، آیه 65؛ سوره اعراف، آیه 66.
[14] سوره مؤمن (غافر)، آیه 51 و 52.
[15] برای مطالعه تفصیلی این دیدگاهها نک. به: جین همپتن. فلسفه سیاسی، ترجمه خشایار دیهیمی، تهران، طرح نو، 1380، صص 21 - 81.
[16] فی المثل ماکس وبر سعی کرده است تا بر اساس منبع مشروعیت از مشروعیتهای سنتی، قانونی و کاریزماتیک یاد کند. نک: ماکس وبر، اقتصاد و جامعه، ترجمه عباس منوچهری و دیگران، تهران: مولی، 1374، ص 400 - 401.
[17] سوره اعراف، آیات 136 و 139.
[18] مثل آیه 83، سوره یونس: ان فرعون لعالٍ فی الارض. نیز آیه 4 سوره قصص: ان فرعون علا فی الارض. این آیات دلالت بر عدم مشروعیت نظام سیاسی سرکشان و مفسدان دارد.
[19] سوره مائده، آیه 33.
[20] آیها سید عبدالحسین لاری در رساله مستقلی که در دفاع از حکومت مشروطه مشروعه نوشته است آیات مربوط به ظلم را گردآوری کرده است. وجه استدلال چنین است که در اسلام ظلم حرام است. از طرف دیگر در تکلیف قدرت شرط است. از سوی دیگر ظلم موجود در حکومت سلطنتی استبدادی بیشتر از ظلم حکومت سلطنتی مشروطه است؛ ما مسلمانهای ایران میتوانیم و مقدورمان هست که سلطنت استبدادی را به سلطنت مشروطه تبدیل کنیم، پس واجب است که در جهت تقلیل ظلم چنین اقدامی را انجام دهیم. نک. به: سید عبدالحسین لاری، رسائل سید لاری، به کوشش: سید علی میرشریفی، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1377، 3 مجله، رساله آیات الظالمین. آدرس برخی از آیات به این شرح است: سوره مریم، آیه 59؛ سوره نسأ، آیه 160؛ شعرأ، آیه 18؛ فرقان، آیه 23؛ آل عمران، آیه 57، 86 و 94. رساله آیات الظالمین در جلد یک مجموعه آمده است.
[21] اشاره به آیه شریف 66 سوره مائده دارد که در برگشت از حجه الوداع در غدیر خم بر حضرت ختمی مرتبت (ص) نازل شد: (یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلّغ ما أُنزِلَ اًِلَیکَ مِن رَبّک وَ اِن لَم تَفعَل فَما بَلَّغتَ رِسالَتَهُ).
[22] برای بررسی بیشتر و تحلیلهای گوناگونی که از این آیه صورت گرفته، نک. به: عبدالقادر حامد التیجانی، اصول الفکر السیاسی فی القرآن المکی، المعهد العالمی للفکر الاسلامی، عمان، 1416. این کتاب توسط نگارنده در فصلنامه علوم سیاسی، شماره 7 معرفی شده است.
[23] علامه سید محمدحسین طباطبایی، المیزان، طهران، دار الکتب الاسلامیه، جلد 4، چاپ چهارم، 1362، صص 413 - 414.
[24] سوره مائده، آیه 55 نیز نک، به: حسن عباس حسن، الصیاغه المنطقیه للفکر السیاسی الاسلامی، بیروت، الدار العالمیه للطباعه و النشر، 1992، ص 265.
[25] سوره احزاب، آیه 33.
[26] سوره شورا، آیه 23.
[27] طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دار مکتبه الحیاه، جلد 2، ص 135. به نقل از: شؤون و اختیارات ولی فقیه، (ترجمه مبحث ولایت فقیه از کتاب البیع حضرت امام خمینی، سازمان چاب و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی).
[28] نک. به: حسین بشیریه، جامعهشناسی سیاسی، (نقش نیروهای اجتماعی در زندگی سیاسی)، تهران، نشر نی، چاپ دوم، 1374، ص 84 - 88.
[29] نک. به: کوئن بروس، درآمدی به جامعهشناسی، ترجمه محسن ثلاثی، چاپ سوم، تهران: فرهنگ معاصر، 1372.
[30] نک. به: حسین بشیریه، تاریخ اندیشههای سیاسی در قرن بیستم: لیبرالیسم و محافظهکاری، تهران، نشر نی، 1380.
[31] نک. به: حسین بشیریه، تاریخ اندیشههای سیاسی در قرن بیستم، اندیشههای سیاسی مارکسیتی، جلد اول، تهران، نشر نی، 1376.
[32] سید محمدباقر صدر، سنتهای تاریخی در قرآن، قم، انتشارات اسلامی، بیتا، صص 226 - 246. امام خمینی، آیین انقلاب اسلامی، (گزیدهای از اندیشه و آرأ امام خمینی«ره»، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، تهران، 1373، ص 41).
[33] برای تفصیل این بحث نک. به: داود فیرحی، نظام سیاسی و دولت در اسلام، پیشین، صص 20 - 31.
[34] عبدا جوادی آملی، ولایت فقیه، ولایت فقاهت و عدالت، قم، نشر اسرا، 1378، ص 101.
[35] آیتالله ناصر مکارم شیرازی، پیام قرآن، ج 10، قم، مدرسه الامام علی بن ابیطالب (ع)، چاپ دوم، 1375، ص 35.
[36] در سوره اعراف آیات 59، 65، 73 و 85 این پیام به ترتیب از زبان هود، صالح و شعیب آمده است. هم چنین در سوره مائده آیه 72 از زبان مسیح خطاب به قومش آمده است. در سوره هود، آیه 50، 61 و 84 از زبان هود، صالح و شعیب مجدداً تکرار شده است و در سوره نحل، آیه 36 خداوند متعال این پیام را پیام همه پیامبران معرفی کرده است: (وَ لَقَد بَعَثنا فِی کُلٍّ أُمَّهٍ رَسُولاً أَنِ اعبُدُوا اللهَ).
[37] نک. به: آیهالله سید علی خامنهای، طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن، پیشین، ص 79 - 86. در این صفحات نیروهای معارض حرکت پیامبران از منظر قرآن بررسی شده است.
[38]؛ نیز بحارالأنوار، ج 52، ص 191.
[39] همان.
[40] قرآن کریم.
[41] الاختصاص، ص 24.
[42] بحارالانوار، ج 51، ص 78.
[43] همان، ص 88.
[44] بحارالانوار، ج 10، ص 104.
[45] همان، ج 52، ص 336.
[46] همان، ص 352.