- پيشگفتار 1
- حق و باطل (1) 2
- مفهوم حق و باطل 3
- واقعيت و حقيقت 4
- معيار حق 5
- هدفداري عالم 7
- ارتباط منطقي در معناي حق در فرهنگ قرآني 7
- مفهوم هدايت 8
- پرسش و پاسخ 8
- آغاز اسلام با انديشه تحليلگر 9
- حق و باطل (2) 11
- هدفداري نظام هستي 12
- تفاوت جايگاه عمل انسان در اسلام و در مكتبهاي مادي 14
- حقطلبي و پرهيز از پيشداوريها 15
- پرسش و پاسخ 15
- حق و باطل (3) 20
- نويد پيروزي حق و عدل در قرآن 21
- نويد پيروزي حق بر باطل در نامههاي پيامبر (ص) 24
- نقش حقخواهي در فعاليتهاي اجتماعي 26
- پيروزي حق بر باطل در زبور 26
- پرسش و پاسخ 27
- تسليم حق بودن 30
- سرسختي در برابر كفر 32
- انصاف متن اسلام است 32
- سازگاري ميان انسان و حق 33
- رنج انتخاب 34
- آفتي در كمين 35
- ثروت پرستي، يكي از جاذبههاي قوي در انسان 36
- نمايه 37
پيشگفتار
تا آنجا كه تاريخ بشر به ياد دارد، انديشه انسان همواره با دو پرسش بزرگ روبهرو بوده است: يكي در چيستي جهان و ديگري در چگونه زيستن خود. اي بسا پاسخهايي را كه بدين دو پرسش داده شده است بتوان پايهها و مايههاي دلمشغولي او در طي هزاران سال از زندگياش دانست. انسانها براي پاسخگويي به اين پرسشها تكاپويي آغازيدهاند كه دستكم تا زماني كه همه حجابها از ديدگان دل و جان فرو نريزند پايدار خواهد بود، چرا كه انسان يك "شدن" است و اين تكاپو مبدأ و مقصد آن. فيلسوفان و عارفان، هر كدام با رهيافتي خاص، خود را وقف يافتن پاسخ به اين پرسشها نمودهاند تا جان ناآرامشان را آرام و شوق بي قرارشان را كام بخشند. و آنگاه كه قصه بلند انديشه بشر را كه در پيچ و خم زمان و فراز و نشيب مكان همچنان در حال گفته شدن است از زبان مكاتب مختلف به استماع مينشينيم، گويي همه را در تب و تاب پاسخگويي به اين پرسشها مييابيم.
در عصر جديد نيز تلاش براي يافتن پاسخهايي در خور، و اين بار با ابزارهايي نوين و دگرگونه، ادامه يافت و انديشمندان، به منظور رهايي از ترديد و دستيابي به يقين، به انديشهورزي پرداخته، بحث كرده، قلم فرسودهاند. اينان به رهايي علم از سايه مابعدالطبيعه همت گماردند و در اين راه تا آنجا پيش رفتند كه خواستند تفكر فلسفي را نيز علمي كنند و به همان سان كه علوم تجربي را از چنگال غايتمداري ارسطويي نجات بخشيدند، تفكر فلسفي را نيز از هر گونه تعلق به آن برهانند. محصول اين تلاش جداانگاري مطلقِ "هست" و "بايد" شد كه از وجوه مميزه فلسفه اخلاق نوين است و تأثير آن در همه شاخ و برگهاي علم اخلاق مشهود بوده است. ارزيابي محصولات نهضت روشنگري و اينكه آيا راه به مقصد يافته يا خير، پرسشي است كه در عصر پساتجدد دستمايه بحثها و جدلها شده، بشر امروز را بار ديگر در پهنه پرتلاطم شك و شكگرايي و گاه پوچانگاري و هيچانگاري افكنده است.
آنچه فراروي شماست كوششي است براي يافتن آن خواسته ديرينه و انبوه پرسشها و چالشهايي كه برانگيخته است، و اين بار از زبان انديشمندي كه با ذهن كاوشگر خود، فلسفه و عرفان را به مدد خواسته و به غواصي در ژرفاي اقيانوس بيكران وحي به جستجوي دُرهاي تابناك بستر آن پرداخته است.
رابطه "هست" و "بايد" در اينجا نيز از محورهاي كلام است كه تلاش شده با مراجعه به كلام وحي به گونهاي دلكش و جذاب پيوند داده شود كه به نظر ميرسد در نوع خود كمنظير باشد. حاصل اين پيوند راهي است كه فراروي انسان گشوده ميشود تا به دور از دلنگراني، سرگرداني در وادي حيرت را فرو گذارد و سامانداري و هدفمندي عالَم كبير، نشاط و تحرك و جهتگيري در خور او را در عالَم صغير به وجود آورد. به دنبال اينگونه فهمي است كه پيروزي حق بر باطل، كه ذكر آن در همه اديان الهي به ميان آمده است، معنايي بس فراخ و تجلّيي بس روشنگر مييابد؛ پيروزيي كه قطعيت آن در زمانهاي خاص تحقق خواهد يافت و با اينهمه در هر گامي كه براي احقاق حق و ابطال باطل برداشته ميشود نيز ظهور مييابد و در پرتو آن هر مصلحي خود را عضوي از سلسله به هم پيوسته اصلاحگران مييابد و با يقين به كاميابي مسلكش ناكاميها را به جان ميخرد.
كتاب حاضر شامل چهار گفتار است كه سه گفتار آن حاصل بحث و گفتگوهايي است كه آيةاللّه شهيد دكتر بهشتي )اَعلَياللّهُ مقامَه( در انجمن اسلامي پزشكان داشته، و ديگري بحثي است با عنوان "تسليم حق بودن" كه از ميان سلسله بحثهاي تفسير قرآن ايشان انتخاب شده است. روش بحث و منش گفتگوي آن عالم عامل نيز جاي بسي تأمل و تعمق دارد. حاضران در اين جلسات هيچ گاه خود را شنونده صرف نميدانستند بلكه شركت فعال در اين جستجو را با ميل و رغبت پذيرا ميشدند و خود را در اين تلاش سهيم مييافتند. شهيد آيةاللّه بهشتي بحث خود را با جستار در مفاهيم رايج گفتاري آغاز ميكند و گام به گام جويندگان مشتاق حقيقت را همراهي ميكند تا به قرائتي دست يابند كه در تفسير آن مفاهيم موفقتر است.
از آنجا كه ممكن است بعضي از خوانندگان آن روزها را به ياد نياورند و با گمان اينكه يادآوري حال و هواي آن مجالس خالي از فايده نيست، اشارتي هر چند كوتاه در اين باب ضروري است.
از تشكيل انجمن اسلامي پزشكان تا جلسات بحث و گفتگويي كه در اين كتاب آمده بيش از 19 سال ميگذشت. در طي اين سالها و به تدريج محفلي علمي و تشكيلاتي براي همكاري و ايجاد ارتباط بين افراد مسلمان جامعه پزشكي به وجود آمده بود و بعضي از جلسات آن بهطور مشترك با اعضاي انجمن اسلامي مهندسين كه آن نيز قدمتي ديرينه داشته تشكيل ميشد. از جمله سخنرانان اين جلسات ميتوان از چهرههاي بارز مبارزات آن زمان مرحوم آيةاللّه طالقاني، مرحوم مهندس بازرگان، مرحوم استاد شهيد آيةاللّه مطهري و مرحوم شهيد آيةاللّه بهشتي نام برد. نكته جالب توجه اينكه در حالي كه صميميت و دوستي حاكم بر فضاي اين جلسات بوده، شنوندگان خود را در بحث و گفتگو با سخنرانان آزاد ميديدند و همين بر غناي مباحث مذكور افزوده است. در ميان سؤال كنندگان نام چهرههاي آشنا مانند شهيد دكتر فياضبخش و شهيد دكتر لواساني نيز ديده ميشود كه بر جذابيت بحثها ميافزايد.
بحث "تسليم حق بودن" از ميان سلسله بحثهاي تفسير قرآن مرحوم شهيد آيةاللّه دكتر بهشتي برگزيده شد كه بين سالهاي 1349 تا 1354 و در شامگاه يكشنبه هر هفته در جمعي كه پوشش مبارزاتي "هيئت مكتب قرآن" را براي خود انتخاب كرده بود و به طور سيّار در منزل افراد تشكيل ميشد ايراد شده است. در ميان گردانندگان و شركتكنندگان آن جمع، كه از اقشار مختلف بودند، نيز نام شهداي گرانقدري چون شهيد صادق اسلامي و شهيد علي درخشان به چشم ميخورد.