حق و باطل از دیدگاه قرآن صفحه 21

صفحه 21

كانَ النّاسُ اُمَّةً واحِدَةً، فَبَعَثَ اللّهُ النَّبيّينَ مُبَشِّرينَ وَ مُنذِرينَ وَ اَنزَلَ مَعَهُمُ الكِتابَ بِالحَقِّ لِيَحكُمَ بَينَ النّاسِ فيمَا اختَلَفوا فيهِ وَ مَااختَلَفَ فيه اِلا الَّذينَ اوُتوُهُ مِن بَعدِ ما جائَتهُمُ البَيِّناتُ بَغياً بَينَهُم، فَهَدي اللّهُ الَّذينَ آمَنوا لِمَا اختَلَفوا فيه مِنَ الحَقِّ بِاِذنِهِ وَاللّهُ يَهدي مَن يَشاءُ اِلَي صِراطٍ مُستَقيم(39)

مردم )انسانها( يك امت و يك جماعت با يك روش بودند كه در ميانشان اختلاف پيدا شد. خداوند پيامبران را حامل بشارت و نويد، و حامل انذار و تهديد فرستاد. با آنها به حق كتاب فرستاد. كتاب حق بود و دعوت كننده نيز حق. تا خدا از اين راه ميان مردم درباره مسائل مورد اختلافشان حكم و داوري كند و فرمان دهد. خوب، كتاب كه آمد آيا اختلاف پايان گرفت؟ تمام شد؟ نه، چرا؟ براي اينكه آنهايي كه دچار اختلاف آراء و عقايد شدند اختلافشان به دنباله آن بود كه كتابي قبلاً برايشان آمده بود - هدايت كننده به حق - اما بَغي و تجاوز از حق آنها را به اختلاف كشانده بود. هدايت خدا به سوي حق از آنِ كساني است كه اهل ايمان باشند، به راستي حق‌جو باشند، به راستي دنبال شناخت و تسليم در برابر حق باشند و خدا هر كه را بخواهد به راه راست هدايت مي‌كند.

ترجمه آيه را بار ديگر تكرار مي‌كنم چون اين آيه از آن آيات پرابهام قرآن در زمينه انسان و انسان‌شناسي است. انسانها جامعه‌اي يك رأي، جامعه‌اي با يك روش بودند، يك جامعه بودند. خداوند پيامبران را با بشارت و انذار فرستاد و با آنها كتاب را به حق فرستاد تا ميان انسانها درباره آنچه اختلاف داشتند داوري كند و حكم دهد. و دچار اختلاف درباره مسائل مورد اختلاف نشدند مگر همانها كه كتاب به آنها داده شده بود، بعد از آنكه دلايل روشن برايشان آمده بود، از روي بغي و تجاوزي كه ميان آنها پديدار شد. خداوند كساني را كه ايمان آورده بودند به اذن و فرمانش به سوي آنچه درباره‌اش اختلاف داشتند كه حق است يا نه هدايت كرد، و خدا هر كه را بخواهد به راه راست هدايت مي‌كند. ملاحظه مي‌كنيد كه اگر آن آيه اول كه از سوره حديد بود و اين آيه را كه از سوره بقره است پهلوي هم بگذاريد، دعوت انبيا مي‌شود دعوت به حق و عدل.

نويد پيروزي حق و عدل در قرآن

در بسياري از آيات قرآن علاوه بر اين مسأله يك مطلب ديگر مطرح مي‌شود و آن اين كه خداوند پيامبران را براي دعوت به حق و عدل فرستاد تا حق و عدل را پيروز كند؛ يك نوع وعده پيروزي. قرار بود بحث امروز درباره اين بخش از مطلب باشد. قبلاً بعضي از آيات مربوط به اين قسمت را مي‌خوانم و ترجمه مي‌كنم. آيات مربوط به پيروزي حق راجع به دوره‌هاي متأخر از دوره‌هاي نهضت اسلام است. از همان سالهاي نخستينِ بعثت در مكه تا آخرين آيه‌اي كه من يافتم، حدود سال نهم هجرت در مدينه، به ترتيب مي‌بينيم در سالهاي مختلف و مراحل مختلف آياتي با اين وعده كه حق و عدل و دين خدا پيروز است نازل شده. آيات را بر حسب ترتيب تاريخي مي‌خوانم و اشاره مي‌كنم كه هر كدام در چه دوره‌اي است.

آيه‌هايي است در سوره سبأ، يعني سوره سي و چهارم:

قُل اِنَّ رَبّي يَقذِفُ بِالحَقِّ عُلامُّ الغُيوبِ. قُل جاءَالحَقُّ وَ ما يُبدِءُ الباطِلُ وَ ما يُعيد(40)

اين آيات مكّي است و لحن و سبك آيات نشان مي‌دهد مربوط به حدود سالهاي سوم تا پنجم بعثت است.

بگو خداي من حق را مي‌افكند، خداي علام‌الغيوب، خدايي كه نهانها را مي‌داند. بگو حق آمد و ديگر از باطل كاري ساخته نيست. باطل ديگر نه آغاز به كار مي‌كند و نه ديگر به ميدان كار برمي‌گردد. »ما يُبدِءُ الباطِلُ وَ ما يُعيد« ديگر كاري از آن ساخته نيست. بگو حق آمد و از باطل ديگر كاري ساخته نيست.

اين تعبيرِ »قُل اِنَّ رَبّي يَقذِفُ بِالحَق«)خداوند حق را مي‌افكند( در مقايسه با تعبيرهاي مشابهي كه با همين واژه قذف در قرآن در زمينه‌هاي مشابه آمده، چنين تصويري را در نظر انسان مي‌آورد كه گويي حق سلاحي برنده است كه خداي متعال اين سلاح برنده را بر سپاه باطل مي‌افكند تا آن را نابود كند. تعبير »قذف«، يعني حق را مي‌افكند، حق را مي‌پراند، براي اِشعار به اين معنا به نظر مي‌رسد.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه