- پيشگفتار 1
- حق و باطل (1) 2
- مفهوم حق و باطل 3
- واقعيت و حقيقت 4
- معيار حق 5
- هدفداري عالم 7
- ارتباط منطقي در معناي حق در فرهنگ قرآني 7
- مفهوم هدايت 8
- پرسش و پاسخ 8
- آغاز اسلام با انديشه تحليلگر 9
- حق و باطل (2) 11
- هدفداري نظام هستي 12
- تفاوت جايگاه عمل انسان در اسلام و در مكتبهاي مادي 14
- پرسش و پاسخ 15
- حقطلبي و پرهيز از پيشداوريها 15
- حق و باطل (3) 20
- نويد پيروزي حق و عدل در قرآن 21
- نويد پيروزي حق بر باطل در نامههاي پيامبر (ص) 24
- نقش حقخواهي در فعاليتهاي اجتماعي 26
- پيروزي حق بر باطل در زبور 26
- پرسش و پاسخ 27
- تسليم حق بودن 30
- انصاف متن اسلام است 32
- سرسختي در برابر كفر 32
- سازگاري ميان انسان و حق 33
- رنج انتخاب 34
- آفتي در كمين 35
- ثروت پرستي، يكي از جاذبههاي قوي در انسان 36
- نمايه 37
يَسئَلوُنَكَ عَنِ الاَنفالِ قُلِ الاَنفالُ لِلّهِ والرَّسولِ فَاتَّقوُااللّهَ وَ اَصلِحوا ذاتَ بَينِكُم وَ اَطيعُوااللّهَ وَ رَسولَهُ اِن كُنتُم مُؤمِنين(44)
از تو درباره حكم انفال ميپرسند. بگو انفال از آن خدا و پيغمبر است. از خداوند پروا داشته باشيد، خداترس باشيد و مسائلي را كه بين شما پيش ميآيد اصلاح كنيد و نگذاريد دچار تفرقه بشويد. اگر راستي مؤمنيد فرمان خدا و پيغمبر را ببريد.
كياناند مؤمنين؟ مؤمنين كه هستند؟
اِنَّمَا المؤمنونَ الَّذينَ اِذا ذُكِرَاللّهُ وَجِلَت قُلوبُهُم وَ اذا تُلِيَتْ عَلَيهِم آياتُهُ زادَتْهُم ايماناً وَ عَلي رَبِّهِم يَتَوَكَّلون. الَّذينَ يُقيموُنَ الصَّلوةَ وَ مِمّا رَزَقْناهُم يُنفِقونَ. اوُلئِكَ هُمُ المؤمِنوُنَ حَقّاً لَهُم دَرَجاتٌ عِندَ رَبِّهِم وَ مَغفِرَةٌ وَ رِزقٌ كريم(45)
مؤمنان آنهايي هستند كه وقتي نام خدا برده ميشود و ياد خدا به ميان ميآيد دلهاشان ميترسد و ميهراسد، هراس از اينكه حق خداوندي را ادا نكرده باشند. وقتي آيات خدا بر آنها تلاوت ميشود، هر آيهاي كه ميشنوند ايمانشان فزوني ميگيرد، و آنها كساني هستند كه تكيهگاهشان خداست. كساني هستند كه نماز ميگزارند، كساني هستند كه از آنچه به آنها ميدهيم در راه خدا خرج ميكنند و عاشق پول نيستند. اينها كساني هستند كه بهراستي مؤمناند و اينها هستند كه درجاتي بالا و آمرزش و روزي و رزق شايستهاي پيش خداوندشان دارند. بعد قصه هجرت پيغمبر را بيان ميكند: »كَمَا اَخرَجَكَ رَبُّكَ مِن بَيتِكَ بِالحَقّ«: خدا گفت به حق و در راه يك نهضت حق از مكه برو و »اِنَّ فَريقاً مِنَ المؤمنينَ لَكارِهونَ« با اينكه آنوقتها بعضي از مؤمنان مهاجر خوششان نميآمد كه هجرت كنند و خانه و شهر و كاشانهشان را رها كنند.
يُجَادِلوُنَكَ فِي الحَقِّ بَعدَ مَا تَبَيَّنَ كَاَنَّمَا يُساقوُنَ اِلَي المَوتِ وَ هُم يَنظُروُنَ وَ اِذ يَعِدُكُمُ اللّهُ اِحدَي الطّائِفَتَينِ اَنَّها لَكُمْ وَ تُوَدُّونَ اَنَّ غَيرَ ذاتِ الشَّوكَةِ تَكوُنُ لَكُم وَ يُريدُاللّهُ اَن يُحِقَّ الحَقَّ بِكَلِماتِهِ وَ يَقطَعَ دابِرَ الكافِرين. لِيُحِقَّ الحَقَّ وَ يُبطِلَ الباطِلَ وَ لَوكَرِهَ المُجرِموُنَ(46)
بعد داستان جنگ بدر را مطرح ميكند و از همين جا آغاز شرح قصه بدر است: خدا به شما وعده داده بود كه با يكي از دو طايفه، يا كاروان تجاري يا جنگجويان مدافع، روبهرو خواهيد شد و شما دلتان ميخواست كه با كاروان تجاري روبهرو شويد نه با جنجگويان داراي شوكت و قدرت. خدا ميخواهد حق را با كلماتش پابرجا كند "و دنباله كافران را قطع كند" آنها را بي پشتوانه كند. "تا حق را پابرجا كند و باطل را نابود كند، ولو مجرمان و تبهكاران خوششان نيايد".
در اثناء جنگ بدر يا در پايان جنگ بدر، ولي ناظر به جنگ بدر ميگويد "براي آن است كه حق پابرجا شود و باطل نابود گردد". اين سال دوم هجرت است.
اين آيات در زمينه جنگ احد در حدود سال سوم است.
وَالَّذينَ آمَنوا وَ عَمِلوالصّالِحاتِ وَ آمَنوا بِما نُزِّلَ علي مُحَمَّدٍ وَ هُوَ الحَقُّ مِن رَبِّهِم كَفَّرَ عَنهُم سَيِّئاتِهِم وَ اَصلَحَ بالَهُم. ذلِكَ بِاَنَّ الَّذينَ كَفَروا اتَّبَعُوا الباطِلَ وَ اَنَّ الَّذينَ آمَنوا اتَّبَعوا الحَقَّ مِن رَبِّهِم (47)