- اشاره 1
- 1 . صحیح مسلم 5
- حدیث ثقلین با قرائت مشهور و مقبول 5
- 2 . سنن ترمذی 6
- 3 _ طبقات ابن سعد 7
- 4 _ المصنَّف ابن أبی شیبه 8
- 5 _ مسند احمد حنبل 8
- 6 _ سنن دارمی 9
- 8 _ الذّریه الطّاهره 10
- 7 _ خصائص نسائی 10
- 9 _ معجم طبرانی 11
- 10 _ مستدرک حاکم 13
- اشاره 18
- حدیث ثقلین با قرائت شاذّ و نادر 18
- 1 . امام مالک 19
- 2 . ابن هشام 21
- 3 . دار قطنی 22
- 4 . حاکم نیشابوری 23
- 5 . بیهقی 26
- 6 . ابن عبدالبرّ 27
- 7 . قاضی عیاض 29
- 8 . ابن خلدون 30
- 9 . سیوطی 31
- 10 . متقی هندی 31
- نقد و بررسی قرائت : کتاب اللّه و سنتی 33
4 . تعبیر : « کتاب اللّه و سنّتی » در هیچ منبعی با سند صحیح یا حسن نیامده ، بلکه با
سند ضعیف و باطل آمده ، چنانکه به تفصیل بیان شد و اینجا فقط اشاره می کنیم :
1 ) در سند دار قطنی : « صالح بن موسی » واقع شده ، که رجالیّون او را : ضعیف ،
متروک الحدیث ، منکر الحدیث ، غیر موثّق و غیرقابل اعتماد و احتجاج
دانسته اند .(1)
2 ) در سند حاکم : « اسماعیل بن ابی اویس » قرار گرفته ، که علمای رجال او را :
ضعیف ، خیره سر ، سبک مغز ، حدیث دزد ، رشوه بگیر ، دروغ پرداز ، خلط کننده و
معترف به جعل حدیث معرّفی کرده اند .(2)
3 ) در سند ابن عبدالبرّ : « کثیر بن عبداللّه بن عمرو قرطبی » واقع شده ، که
حدیث شناسان او را : ضعیف ، دروغ گو ، منکر الحدیث ، واهی الحدیث ، متروک
الحدیث ، غیرموثّق و غیرمتین دانسته اند و شخص ابن عبدالبرّ گفته : بر ضعف او
اتّفاق نظر است .(3)
4 ) در سند قاضی عیاض : « سیف بن عمر » واقع شده ، که کارشناسان رجال حدیث
او را : ضعیف ، متروک الحدیث ، منکر الحدیث ، حدیث ساز و ساقط از اعتبار دانسته ،
به کفر و زندقه متّهم کرده اند .(4)
5 . دانشمند معاصر اردنی : حسن بن علی سقّاف شافعی ، می نویسد :
روایتی که در آن به جای : « اهل بیتی » لفظ « سنّتی » وارد شده ، از نظر سند باطل
است ،(5) در حالی که ده ها تن از بزرگان اهل سنّت به صحیح بودن : « کتاب اللّه
وعترتی » تصریح کرده اند ، که از آن جمله است :
1 ) حاکم نیشابوری ، متوفّای 405 ق . در مستدرک .(6)
1- [1] . تهذیب التهذیب ، ابن حجر عسقلانی ، ج 2 ، ص 540 .
2- [2] . همان ، ج 1 ، ص 197 .
3- [3] . تهذیب التهذیب ، ج 4 ، ص 583 .
4- [4] . همان ، ج 2 ، ص 470 .
5- [5] . صحیح صفه صلاه النبی ، سقاف ، ص 289 .
6- [6] . المستدرک علی الصّحیحین ، ج 3 ، ص 109 .