1- سوره بقره / آیه 180.
2- صحیح بخاری، ج 2، ص 118 - صحیح مسلم آخر کتاب وصیت - جمع بین الصحیحین حمیدی - مسند احمد ابن حنبل، ج 1، ص 222 - شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 2، ص 563 - شرح صحیح بخاری کرمانی - شرح صحیح مسلم نوری - صواعق ابن حجر - قاضی ابو علی - قاضی روزبهان - قاضی عیاض - امام غزالی - قطب الدین شافعی - شهرستانی - ابن اثیر - حافظ ابو نعیم اصفهانی - نوه ی ابن جوزی و ... .
شیخ: امکان ندارد. چرا به مقام خلیفه جسارت می کنید؟ چطور ممکن است که عمر، پیامبرصلی الله علیه وآله را به هذیان متّهم کند؟
واعظ: بعد از ارائه ی این همه مدرک باز انکار می کنید؟ امام غزالی در مقاله ی چهارم کتاب «سرّالعالمین» خود می گوید که عُمَر گفت: «دَعُوا الرَّجُلَ فَإِنَّهُ لَیهْجُرُ! حَسْبُنا کِتابَ اللَّهِ؛ این مرد را رها کنید! هذیان می گوید. کتاب خدا برای ما کافی است.»
شیخ: از کجا معلوم که لغت «هَجْر» معنی هذیان بدهد؟
واعظ: جمیع اهل لغت، مخصوصاً بزرگان خودتان(1) آن را هذیان معنی کرده اند. گوینده ی این سخن قطعاً به رسول اللَّه صلی الله علیه وآله ایمان نداشته است، همان طور که علمای خودتان بدان تصریح نموده اند.
شیخ: گمان نمی کنم قصد عمر، سوءِ ادبی بوده باشد. شاید بیماری طوری مسلّط شده بود که حرف های نامرتبی زده شده که او تعبیر به هذیان کرده است! این از غرایز جسمانی است که در این صورت فرقی بین پیامبرصلی الله علیه وآله و سایر مردم نخواهد بود.
واعظ: حُبّ و بغض را کنار گذارده و با انصاف حکم کنید. عصمت پیامبرصلی الله علیه وآله از قطعیات است و اقتضای حکمت الهی آن است که پیامبر خود را تا لحظه ی آخر برای هدایت مردم از خطا مصون نگاه دارد. علاوه بر این، پیامبرصلی الله علیه وآله می خواسته چیزی را مکتوب کند که بیست و سه سال مدام آن را گوشزد می نموده است. آیا در این بیست و سه سال هم هذیان می گفته است؟